در هوای بارانی که از زنندگی رنگها و بیحیایی خطوط اشیاء میکاهد، من یک نوع آزادی و راحتی حس میکردم و مثل این بود که باران افکار تاریکِ مرا میشست. 𓍯
591K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Eyes never lie.
°• A promise of hope°•
°•
غمگین ترین جای مجسمه لبخندی است که با چاقو آن را تراشیده اند
°• A promise of hope°•
𝒂 𝒑𝒓𝒐𝒎𝒊𝒔𝒆𝒅 𝒐𝒇 𝐻𝒐𝒑𝒆
موضوع بر سر اُمید بود ، چیزی بسیار مقدس تر از زندگی ؛
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موضوع بر سر اُمید بود ، چیزی بسیار مقدس تر از زندگی ؛
◌⃘ امید طعم یک روز در کنار دریا را میدهد و گاهی دستت را با چنگال خود میگیرد، عمیق و ترسناک و توخالیست و شجاع.
امید همان کفش های کتانی سفید کثیف روی پاهای برهنه است،امید همان سویشرت هایی است که به یکدیگر قرض میدادیم. امید همان وعده های ماست. همان هدفون با سیم های همیشه گره خورده اش، و خوشگذرانی هایمان روی پشتبام های سرد. امید همان صدای خسته کننده و راحت ماشین هاست و سواحل خنک و هیجان انگیز. امید همان گرمای بوسه های ماست روی انگشتان سرمازده.
امید همین لحظه های کوچک است.
لحظاتی قبل از اینکه خورشید طلوع را انتخاب کند. 𓍯