بسم الله الرحمن الرحیم
تدبری در قرآن (16)
خداوند در جزء 16 داستانهای متعددی را نقل کرده، از جمله داستان ذوالقرنین. عدهای از قریش برای امتحان پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله با یهودیان مشورت کردند و یهودیان سه مسئله را به آنها یاد دادند تا پیامبر را امتحان کنند از جمله سرگذشت ذوالقرنین. به دنبال آن این آیات نازل شد که وَ يَسَْلُونَكَ عَن ذِى الْقَرْنَينِْ قُلْ سَأَتْلُواْ عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا؛ «از تو از ذو القرنين پرسند. بگو: براى شما از او خبرى خواهم خواند» و در ادامه میفرماید: خداوند در زمين به او قدرت و حکومت داد و همه وسايل حکمرانى را براى او فراهم ساخت. سپس قرآن داستان سفرهای او را نقل میکند تا جایی که به قومی میرسد که از ناحيه دشمنان خونخوار و سرسختى به نام يأجوج و مأجوج در عذاب بودند. ذوالقرنین برای آنها از قطعات آهن و مس ذوب شده، سدی بین دو کوهی که محل هجوم یأجوج و مأجوج بوده میسازد.
در اینکه ذوالقرنین که بوده ابهامات فراوانی وجود دارد؛ برخی گفتهاند پادشاهی از پادشاهان یمن بوده و برخی دیگر گفتهاند کورش کبیر بوده و ... اما دلیلی روشن بر این موضوع وجود ندارد. بههر حال ذوالقرنین از شخصیتهای محبوب قرآن کریم است.
داستان دیگری که تقریباً به تفصیل در جزء 16 آمده داستان بنیاسرائیل و نجات آنها توسط حضرت موسی علیهالسلام است. از نکاتی که در این داستان ذکر شده ماجرای گوسالهپرست شدن بنیاسرائیل در غیاب حضرت موسی علیهالسلام است. ماجرا از این قرار است که موسی علیهالسلام برای دریافت الواح الهی (تکه سنگهایی که فرمان الهی بر آن نوشته شده بود) به میقات رفت. سامری از غیبت موسی علیهالسلام استفاده کرد و گوسالهای از طلا ساخت بهگونهای که هنگام وزیدن باد از آن صدایی شنیده میشد و به بنیاسرائیل گفت این خدای شما و خدای موسی است و آنها را به پرستش آن دعوت کرد. هارون، جانشین حضرت موسی آنها را از این کار نهی کرد اما سودی نبخشید. هنگامی که موسی برگشت و وضعیت قوم خود را دید چنان عصبانی شد که الواح را بر زمین کوبید و محاسن و سر هارون را گرفت و با عصبانیت گفت مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا؛ أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِى؛ مانع تو چه بود كه چون ديدى كه قوم گمراه شدند، از پى من نيامدى؟ آيا نافرمانى امر من كردى؟! پاسخ هارون حاوی نکتهای راهبردی است؛ هارون گفت: يَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتىِ وَ لَا بِرَأْسىِ إِنىِّ خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَينَْ بَنىِ إِسْرَءِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلى؛ اى برادر مهربان (بر من قهر و عتاب مكن و) سر و ريش من مگير، ترسيدم بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى و به سخنم وقعى ننهادى.
پاسخ هارون دال بر این است که اصرار بر نهی آنها، به فرقهفرقه شدن و جنگ داخلی بین بنیاسرائیل میکشید و مصالح بالاتر که حفظ جامعه و شریعت بود فدا میشد. در حالیکه با صبر عاقلانه توانست تا آمدن موسی و اصلاح جامعه توسط موسی، از این تفرقه جلوگیری کند. موسی این پاسخ هارون را پذیرفت و سامری را مجازات کرد و گوساله را به دریا انداخت.
در هنگامه فتنهها باید هشیار بود و مصالح بالاتر را فدای مصالح کم اهمیت نکرد. معیار مهم ما برای تشخیص وظیفه، حفظ و تقویت جبهه حق است و باید با هشیاری کاری کرد که دین حق باقی بماند. ازاینرو، امام فرمود حفظ نظام اوجب واجبات است. چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند گاه برای حفظ مصالح بالاتر نیاز به نرمش قهرمانانه است. صلح امام حسن علیهالسلام نمونهای از این راهبرد است. البته اگر کار به جایی برسد که حفظ جان و وحدت جامعه، منجر به از بین رفتن دین حق شود جای صبر نیست و باید همچون حسین علیهالسلام از جان گذشت. تشخیص وظیفه در فتنهها نیاز به بصیرت دارد که امیدواریم خداوند به حق این ماه عزیز به ما عنایت فرماید.
✍️ع.گ
https://eitaa.com/abbasgeraei
869.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز حرمِ بانو، با این آسمون و پرنده ها قشنگ تر از قشنگ شده بود..🫀🤍
حرکت ابرا..🩵🥲
#مذهبی
@aks_sokhango 🕊
دنیا هیچ تعهدی
برای تکرار هیچ لحظه ای به کسی نداده
قدر لحظه هاتو بدون!..
#انگیزشی
@aks_sokhango 🕊
عکسهایسخنگو🇮🇷
دنیا هیچ تعهدی برای تکرار هیچ لحظه ای به کسی نداده قدر لحظه هاتو بدون!.. #انگیزشی @aks_sokhango 🕊
راه اگر سخت، اگر تلخ، ولی میدانم
آخرش لذت نابیست، اگر صبرکنمـ..
#شعر
@aks_sokhango 🕊
عجیبه واقعا..
از تایم نماز صبح تا اذان مغرب همه چی خوشمزه تر به نظر میرسه،
بعدش به روال عادی برمیگرده..
#فکت
@aks_sokhango 🕊
و من گاهی
نه فقط صورتت
نه فقط چشمانت
که دلم میخواهد
صدایت را ببینم..♡
السلامعلیكیاعینالحیاة..
#امام_زمانم..
@aks_sokhango 🕊
ولی من
حضور آدما رو
تو روزای سخت
با جزئیات یادم میمونه:)
#فکت
@aks_sokhango 🕊
بسم الله الرحمن الرحیم
تدبری در قرآن (17)
خداوند متعال جزء 17 را با شکایت از مردم غافل آغاز کرده، میفرماید: اقْترََبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فىِ غَفْلَةٍ مُّعْرِضُون؛ «روز حساب مردم بسيار نزديك شده و مردم سخت غافل و رویگرداناند». گویند مردی از حیوانی درنده فرار میکرد که چاهی دید. طناب آویزان به چاه را گرفت و به درون چاه رفت تا پناه گیرد. اندکی که آرام گرفت دید تمساحی بزرگ در ته چاه دهان باز کرده و منتظر افتادن اوست. به بالای سر خود نگاه کرد دید دو موش سیاه و سفید در حال جویدن طنابی هستند که به آن آویزان شده. وحشتزده از جایی که در آن گرفتار شده به دنبال پناهی میگشت که در مقابل خود حفرههایی در دیوار چاه دید که زنبوران عسل، عسل فراوانی در آنها تولید کرده بودند و عسل فراوانی از آن حفرهها سرازیر بود. اندکی از عسلها چشید و به کامش لذتبخش آمد و چنان غرق خوردن عسل شد که فراموش کرد در کجا گرفتار شده. عارفان این مَثَل را برای انسانهای غافل میزنند که توجه ندارند در کجا گرفتار شدهاند. آن دو موش سیاه وسفید، شب و روزند که طناب عمر او را میجوند و هر لحظه او را به افتادن در کام مرگ که در پایین انتظار او را میکشد نزدیک میکنند و عسلهای سرازیر از حفرها، شیرینیهای اندک دنیاست که آنها را به خود مشغول کرده و صحنههای هولناک پیشروی آنها را از یاد آنها بردهاند. در ادامه خداوند میفرماید: مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّن رَّبِّهِم محُّدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُون؛ هرچه تذکر و هشدار از طرف پروردگارشان برای ایشان میآید میشنوند و دوباره به سرگرمیهای خود ادامه میدهند. خداوند متعال در ادامه میفرماید: جالب اینجاست که این غافلان، کسانی را که به یاد آخرتاند مسخره کرده، آنها را انسانهای ناآگاه میخوانند. قرآن را سحر میخوانند و به پیروان قرآن میگویند أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنتُمْ تُبْصِرُون؛ «چرا شما با دو چشم بينا به جادو رو مىكنيد؟!» دنیای عجیبی است! قرآن را مسخره میکنند و میگویند اگر پیامبر اسلام راست میگوید چرا مثل پیامبران قبل معجزه نمیآورد؟! بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْترََاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بَِايَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُون؛ بلكه میگویند قرآن، پندارهاى مشوش و بلكه از اين هم بدتر، آن را تزوير و فریب مىنامند، و بلكه پیامبر را شاعر خيالپرداز معرفى مىكنند و مىگويند اگر شاعر نيست پس معجزهاى نظير معجزه گذشتگان براى ما بياورد!
شبیه این سخنان را امروزه از غافلان زیاد میشنویم که چرا دیگر مثل گذشتگان معجزه آورده نمیشود. یادم هست که سر کلاس، یکی از دانشجویان با کنایه گفت چرا از وقتی که دوربین اختراع شد دیگر دریایی شکافته نمیشود و شتری از دل کوه بیرون نمیآید؟!
در پاسخ دو نکته عرض کردم؛ اولاً معجزاتی که دوربینها ثبت کردهاند کم نیستند، اما عبرتگیرندگان بسیار کماند. کافیاست سری به شفاخانه علیبنموسی الرضا علیهماالسلام بزنید. اما آنها که غافلاند به تعبیر قرآن هر چه آیه هم بر آنها آشکار شود دست از بازی کودکانه خود برنمیدارند.
ثانیاً، خداوند حکیم کار بیهوده نمیکند و کارهای او حساب و کتاب دقیق دارد. او دنیایی برای آموزش و آزمایش انسانها خلق کرده و متناسب با رشد آنها این آموزش و آزمایش را سختتر میکند. اگر به کتابهای کودکان نگاه کنید عکسهای فراوانی در آن میبینید و نوشتهها کمترند. چراکه کودک با کلمه آشنا نیست و برای آموزش او نیاز به تصویر است. اما هر چه رشد میکند تصویرها در کتابهای آموزشی او کمتر میشود و نوشتهها بیشتر و آزمونها سختر. بشر در دوران ابتدایی تاریخ نیاز به معجزات تصویری داشت چراکه با سخن دقیق و عمیق آشنا نبود اما رفته رفته، آموزگار خلقت بر آگاهیهای او افزود و از تصاویر کتاب آموزشی خود کاست و بر نوشتههای خود افزود تا اینکه برای بشر آخرالزمان، معجزهای از سنخ سخن نازل کرد و همه عالم را به مبارزه طلبید که اگر در این کتاب شک دارید که از طرف من است، سورهای مانند آن بیاورید. آزمون بشر آخرالزمان متناسب با سطح آگاهیهای اوست.
به دنبال این آیات بار دیگر خداوند چکیدهای از زندگانی انبیای خود از ابراهیم و سلیمان و داوود و ایوب و اسماعیل و ادریس و یونس و ... را جهت یادآوریِ سرانجام نیک صالحان ذکر میکند و یادآور میشود که سرانجام، زمین را بندگان صالح به ارث میبرند: وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُون.
✍️ع.گ
https://eitaa.com/abbasgeraei
عکسهایسخنگو🇮🇷
بسم الله الرحمن الرحیم تدبری در قرآن (17) خداوند متعال جزء 17 را با شکایت از مردم غافل آغاز کرده، می
قلم پدرجانم
در زیر آیات مبارک قرآن♡
بخونید حتما؛
رفع شبههی" از وقتی دوربین اختراع شده، معجزه ها هم تموم شدن"