eitaa logo
حَیَّ عَلَی الله
1.1هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
8.1هزار ویدیو
126 فایل
کانالی با موضوعات مختلف به همراه کنفرانس با صلوات وارد شو اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم وصیت و دلنوشته های شهدای عزیزانتان را با ما به اشتراک بگذارید و به رسالت زینبی خود عمل کنید https://eitaa.com/Sahebzamanalamann
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 خطر وسواسی 🔹زراره و ابوبصیر می‌گویند: به امام صادق علیه السلام عرض کردیم: مردی در شک میکند که چند رکعت خوانده و چند رکعت مانده، و هرچه ش را تکرار می‌کند باز همین شک و وسواس را دارد. چه کند؟ حضرت فرمودند:« به شک خود اعتنا نکند و ش را با همان وضع به آخر برساند.» 🔹سپس فرمودند: وسواس کار شیطان است، شیطان خبیث را با شکستن و تکرار آن به طمع نیندازید و به او اجازه نفوذ ندهید، زیرا که او دست بردار نیست، بار دیگر شما را به وسوسه و شک می‌اندازد، بنابراین به شک خود اعتنا نکنید. وقتی شما اعتنا نکردید او مأیوس شده و به سراغ شما نخواهد آمد. إنما یرید الخبیث أن یطاع فإذا عصی لم یعد إلی أحدکم: به راستی شیطان ناپاک می‌خواهد از او پیروی شود. پس هرگاه از او پیروی نشد دیگر به سوی شما باز نمی گردد. 📌آری! وسواسی بودن نه تنها در ، کار شیطان است بلکه درکارهای دیگر نیز کار اوست و یک نوع مرض روحی و روانی است که باید جدأ از آن پرهیز نمود. 📚بحار ج ۲۷، ص ۸ و ۲۷۰. @ala_allah
💎 با های قضا چه کنیم؟ 💎 🌳 بعضی می‌گویند ما تا به حال نمی خواندیم. از الآن را شروع کردیم، ولی این فکر ما را رنج می دهد که ده سال، بیست سال، نخواندیم، آنها را چه کار کنیم؟ 🔺 شما تصمیم بگیرید که هر چقدر که در توان شماست قضا بخوانید. تمام وقت خود را برای این کار نگذارید که خسته شوید، یا دوباره زده شوید. ولی انسان هر واجبی که می‌خواند اگر توان و آمادگی دارد، یک قضا هم بخواند. 👌 [مثلا بعد از صبح یک قضای صبح بخواند و بعد از ظهر یک قضای ظهر بخواند] یا مشاهد مشرفه که می‌رود، یا به مسجد که می‌رود، چند دقیقه زودتر برود و چند رکعت قضا بخواند. 🔺 بنابراین، آن مقداری که یقین دارد قضا دارد را یک جایی بنویسد و حتمأ وصیت کند که بچه‌ها بعد از او برایش بخوانند. البته آن مقداری را که شک دارد خوانده است یا نه، واجب نیست قضا کند. عمده این است که ما در مسیر جبران باشیم. 🔺 حضرت امام رحمت الله در کتاب «چهل حدیث» خود می‌فرمایند: کسانی که توبه می‌کنند، توبه را خیلی سنگین جلوه ندهند. کسی که قصد توبه دارد، اگر روزه و قضا دارد، شیطان می‌آید یک کوهی برای او درست می‌کند. می‌گوید: اگر من بخواهم توبه کنم، باید چقدر بخوانم، چقدر روزه بگیریم. 🔺 پس من اهل آن نیستم. شیطان حتی از این راه می‌آید. همین قدر که ما در مسیر قرار گرفتیم، خوب است. اگر خدا بیند کسی واقعا در مسیر خواندن قضا و در مسیر بازگشت قرار گرفته است. قطعا همه را جبران می‌کند و آنها را مورد رحمت قرار می دهد. 📒 زیبایی های ؛ استاد فرحزاد ؛ خلاصه ای از صفحه 203 تا 205. @ala_allah
703.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹شش اثر شگفت انگیز با توجه کردن به 👆👆👆👆👆👆👆👆 👌👌👌👌👌👌👌👌 ✅✅✅✅✅✅✅✅ @ala_allah
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وحدت اسلامی، برنامه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی حال و آینده ما است و این برنامه جهانی اسلامی طرحی است که می‏تواند در مقابل چالش‏های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بزرگ که جهان کنونی اسلامی با آن رو به رو است ایستادگی کند. این وحدت اسلامی از منظری دیگر طرحی برای ایجاد چالش در سطح جهان دارد؛ از این رو می‏توان گفت وحدت اسلامی برنامه‏ای دو سویه است که هم برای به چالش کشاندن دیگران کاربرد دارد و هم از آن برای مقابله با چالش‏های جهانی استفاده می‏شود. پروژه چالش‏های اسلامی، برای بشریت منافع فراوانی در بر دارد، بر خلاف پروژه‏های غربی که عالم اسلامی را به چالش می‏کشاند و برای مسلمانان تباهی و فساد در تمدن و فرهنگ و دنباله روی سیاسی و اقتصادی را به ارمغان می‏آورد. پروژه وحدت نیازمند بررسی فراوان و برنامه ریزی کامل از طرف فرهیختگان و اندیشمندان و روشنفکران اسلامی است. وحدت اسلامی نه خطابه است نه شعار بلکه برنامه کاری فرهنگی، سیاسی، فقهی، اجتماعی و اخلاقی است. 1)
💠جماعت با ایمان نمونه‏ای از تجلی رحمت خدا است برای رحمت خداوند متعال جایگاه‏هایی در حیات امت‏ها و افراد وجود دارد، پس هر گاه مردم جایگاه نزول رحمت خدا را در زندگی اجتماعی خود بشناسند آن را طلب می‏کنند و به سوی آن می‏شتابند. نمونه‏هایی از تجلی‏گاه‏های رحمت خداوندی عبارت است از: توحید، ایمان، اخلاص، تقوا، همکاری و همدلی. از پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است که دست خداوند با جماعت است و شیطان با کسی که مخالفت با جماعت نماید همراه خواهد بود. دست خداوند قوت و نور در زندگی مردمان شمرده می‏شود؛ پس هر گاه دست خداوند با جماعت باشد آنان هم قوی می‏گردند و هم با نور خداوند بینا می‏شوند و ضعیف و سرگردان نخواهند شد. قدرتی که برای یک جماعت به وجود می‏آید مقدار حجمی نیست که از تجمع دستان آنان به دست می‏آید بلکه حالتی کیفی از کمک و رعایت و هدایت خداوند نسبت به آنها و نیز فریادرسی و نجات آنها از بحران‏ها و سختی‏ها است. جماعت‏های با ایمان همیشه همراهی خدا را با خود دارند (دست خدا با جماعت است) و از طرف دیگر، اختلاف مردم و خروجشان از جماعت با ایمان همیشه همراهی شیطان را به همراه دارد، زیرا شیطان با کسی که با جماعت مخالفت ورزد می‏دود. (ری‏شهری، ج2، ص66). دست خداوند نگه‏دار جماعت موءمنان است و آنان را از گمراهی، سرگردانی و تباهی محافظت می‏کند. پس هر گاه یکی از آنان کنار رود در واقع از منطقه استحفاظی خداوند خارج شده است و دچار شیطان خواهد شد. از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است که دست خدا با جماعت است پس هر گاه شخص از جماعت کنار رود شیطان او را خواهد ربود چنان‏که گرگ گوسفند به جای مانده از گله را می‏رباید. (پیشین). 2)
🌐جماعت هدایت شده و رشد یافته منظور از جماعت، جماعتی هدایت شده و رشد یافته در راه مستقیم خداوند است که همان راه هدایت و کتاب و سنت شریف می‏باشد، مانند گردهمایی موءمنان برای جهاد، نماز، جماعت، نماز جمعه، دعا، مشورت، حمایت یک‏دیگر، همکاری، ذکر خدای متعال و یادآوری روش موءمنان صالح. و نیز از قبیل گردهمایی‏هایی که موءمنان برای اعتراض بر ظالمان و روش آنان و ستم‏گری و استبدادشان منعقد می‏سازند. این اجتماعات، اجتماعاتی همراه با هدایت و رشد و آبرومندی می‏باشند که رحمت خدا را طلب می‏کنند و در این هنگام رحمت از سوی خداوند فرود می‏آید. و مقصود از جماعت، گروه‏های اندکی نیستند که دچار بدعت شده و از راه مستقیم منحرف و از کتاب و سنت رسول خدا دور می‏گردند. و نیز منظور از جماعت، گروه‏های پر سر و صدای مردم فریب و ناپسندیده نیست؛ همان‏هایی که هر صدایی را پیروی می‏کنند و با هر بادی حرکت می‏کنند؛ چنان‏که امام علی علیه‏السلام به کمیل فرمود. کمیل بن زیاد می‏گوید: روزی علی بن ابی طالب علیه‏السلام دستم را گرفت و مرا به قبرستان برد، او نشست و من نیز نشستم، سپس سرش را به سوی من بلند کرد و گفت: ای کمیل آن‏چه که به تو می‏گویم حفظ کن: مردم سه گروه‏اند: عالم ربانی، طالب علمی که در مسیر نجات است و عوام بی اراده؛ اینان پیروان هر صدایی‏اند، با هر بادی همراه می‏شوند، با نور علم نورانی نشده‏اند و به ستونی محکم چنگ نینداخته‏اند. (مجلسی، ج1، ص 188). در این گفتار منظور از جماعت توجیه شده و رشید، قسم اول و دوم از اقسام سه گانه مردم است و اما گروه سوم همان جماعت پر سر و صدای مردم فریب توجیه نشده‏اند که دنباله روی هر صدایی‏اند گرچه تعدادشان بسیار باشد. گروه اول اهل علم و معرفت‏اند و خداوند به آنان شناخت و بصیرت ارزانی داشته است و جماعت دوم کسانی هستند که به واسطه هدایت گری اهل معرفت هدایت شده‏اند و با نور معرفت آنان خود را نورانی می‏گردانند. این گروه و گروه قبلی جماعت‏های رشید و توجیه شده می‏باشند. 3)
اما طایفه سوم به نور علم روشن نشده‏اند و به اساسی محکم از صاحبان علم و معرفت تکیه نزده‏اند. امام علی علیه‏السلام این گروه را با سه ویژگی بازشناسی می‏کند: در ابتدا می‏فرماید: آنان عوام و مردمی دون صفت و بخشی از جامعه پر سر و صدای هوچی‏گر هستند که از هر صدا و ندایی به آسانی پیروی می‏کنند بدون آن‏که تدبر و اندیشه‏ای بنمایند، با هر بادی حرکت می‏کنند و وزنی در ترازوی آرا و دیدگاه‏ها ندارند و این حالت نامتعادل اجتماعی است که با هر بادی و موجی از راست به چپ حرکت می‏کند. قلبشان به نور علم روشن نشده است، (اشاره به دسته اول است که خداوند به آنان علم و معرفت عطا کرده است). و به ستونی محکم تکیه نزده‏اند، (اشاره به گروه دوم است که از دارندگان علم و معرفت پیروی نموده و به آنان تکیه می‏کنند). این جماعت گروه پر سر و صدای توجیه نشده غیر رشیدند و جزء جماعت رشیدی که خواهان رحمت خداوندند، نمی‏باشند. از امام علی علیه‏السلام در مورد تفسیر سنت، بدعت، جماعت و تفرقه سئوال شد. امام فرمود: به خدا قسم سنت خود پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و بدعت چیزی است که از سنت به دور باشد و جماعت به خدا قسم همراهی اهل حق است گرچه اندک باشند و تفرقه همراهی اهل باطل است گرچه بسیار باشند. از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است که از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره جماعت امت خود سئوال شد، حضرت فرمود: جماعت امت من گرچه اندک باشند اهل حق‏اند. (پیشین، ج 2، ص266). هم‏چنین در روایتی دیگر از پیامبر سؤال شد که جماعت امت تو چیست؟ فرمود: کسانی‏اند که بر حق‏اند گرچه ده نفر باشند. این جماعت همان جماعت هدایت شده رشید و توجیه شده است که خواهان نزول رحمت خدا و برکات اوست. 4)
🖼کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد مسلمان نیست ⤴️آیت الله بهجت ره 👆👆👆👆 @ala_allah
♻️نمونه‏هایی از جامعه موءمنان امام علی علیه‏السلام نمونه‏های تاریخی از وحدت و تفرقه در اهل کتاب و فرزندان اسماعیل و اسحاق و بنی اسرائیل و نیز آن‏چه را که خداوند از نعمت و برکاتش بر آنان ارزانی داشت، هنگامی که با هم بودند و همدل گردیده بودند، برای ما ذکر می‏کند... اما آن‏گاه که وحدت کلمه خود را از دست دادند و در صفوفشان اختلاف افتاد و دل‏هایشان از یک‏دیگر فاصله گرفت خداوند رحمت و برکت‏هایی را که بر آنان نازل کرده بود از آنان گرفت و آنها را به خودشان واگذار کرد. امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: بنگرید که آنان چگونه بودند در آن زمانی که اهدافشان با هم بود و میل‏هایشان هماهنگ، دل‏هایشان معتدل، دستانشان با یک‏دیگر، شمشیرشان یاری دهنده هم، بینششان عمیق و تصمیمشان واحد بود. آیا در مکان‏های مختلف زمین حاکم و مسلط بر دنیا نبوده‏اند؟ اما نگاه کنید که در آخر به چه روزی افتادند، زمانی که تفرقه به بار نشست، الفت از بین رفت سخن و دل آنان مختلف شد و آنان به شعبه‏های متعدد تقسیم شدند و در حالی که با یک‏دیگر می‏جنگیدند متفرق گردیدند. آری، خداوند لباس کرامت را از آنان برداشت و نعمت‏های فراوان خویش را از آنان گرفت و تنها اخبار و گزارش آنان در میان شما به عنوان داستان باقی ماند تا عبرتی برای عبرت گیرندگان باشد. پس، از حال و روز فرزندان اسماعیل و اسحاق و بنی اسرائیل عبرت گیرید، پس چقدر متناسب است سرگذشت‏ها و چه مانند و نزدیک است داستان‏ها. در سرگذشت آنان و چگونگی پراکندگی و جدایی آنان از یک‏دیگر اندیشه نمایید. در روزگاری که کسراها و قیصرها آقا و مسلط بر آنان بودند آنها را از کشتزارها و دریای عراق و سبزه‏زار جهان، به جاهایی که خارها می‏رویید و بادهای تند می‏وزید و زندگی سخت بود راندند. (شریف رضی، خطبه192). 5)
⏬عناصر وحدت اصالت‏بخشی به وحدت، فقه وحدت، اخلاقی بودن وحدت و سازوکارهای وحدت عناصر چهارگانه وحدت به شمار می‏روند و مادامی که همه اینها در پروژه وحدت گرد نیاید این برنامه بزرگ نمی‏تواند اهداف بلند خود را در روی زمین محقق سازد. در این‏جا از این عناصر چهارگانه به طور اختصار در پروژه وحدت سخن خواهیم گفت. 1⃣اصالت بخشی به وحدت وحدت در اسلام و جامعه اسلامی یک اصل است؛ یعنی مبنا و معیاری علمی و عملی شمرده می‏شود که چگونگی تعامل ما را با موارد اختلاف علمی، فکری، سیاسی و اقتصادی مشخص می‏سازد. پس هرگاه ما در زندگی عملی یا سیاسی یا اقتصادی با مواردی از اختلاف روبه‏رو شویم وحدت اصل و روشی در تعامل ما با نقاط اختلاف خواهد بود... البته روشن است که معنای این کلام محو نمودن اختلاف و رأی و اجتهاد مخالف نیست؛ زیرا چنین چیزی غیرممکن و ناصحیح است، اما باید تعامل با موارد اختلاف علمی و عملی و سیاسی میان مسلمین با روشی علمی و عملی باشد... و وحدت، روش شناسی علمی و عملی برای نوع برخورد با موارد اختلافی میان مسلمین است. 6)
قرآن کریم در بسیاری از موارد بر این اصل تأکید نموده است: «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یک‏دیگر بودید و او میان دل‏های شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید و شما بر لب حفره‏ای از آتش بودید خدا شما را از آن نجات داد، این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‏سازد، شاید پذیرای هدایت شوید. باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنان همان رستگاران‏اند. و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از آن‏که نشانه‏های روشن به آنان رسید. (آل عمران/105ـ103). «خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع و کشمکش نکنید که سست می‏شوید و قدرت شما از میان می‏رود و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است». (انفال/46). «کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دسته‏های گوناگون تقسیم شدند تو هیچ گونه رابطه‏ای با آنان نداری». (انعام/159). «آنان پراکنده نشدند مگر بعد از آن‏که علم و آگاهی به سراغشان آمد و این تفرقه‏جویی به خاطر انحراف از حق بود و اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که تا سر حد معینی زنده باشند در میان آنان داوری می‏شد و کسانی که بعد از آنها وارثان کتاب شدند نسبت به آن در شک و تردید همراه با بدبینی هستند». (شوری/15ـ14). اختلاف چیزی است که واقع شده است و لازم است با این اختلاف به واسطه اصل وحدت برخورد کنیم. ما آن‏گاه که با مسایل اختلافی در عرصه عقاید و فقه برخورد می‏کنیم این چنین نیست که تنها دلیل را گرفته و همه چیز دیگر را رها سازیم؛ زیرا روش صحیح آن است که هر دو مسئله، یعنی رأی و دلیل و حجت، را دریافت نماییم و هم‏چنین اصل وحدت را در مسیر تعامل با اختلاف در رأی و فهم معتبر بدانیم. همان‏گونه که بیان شد، اختلاف در رأی و دلیل و اجتهاد حقیقتی است که واقع شده است و انکار آن نه ممکن است و نه صحیح و کوتاه آمدن در این زمینه به منزله کوتاه آمدن از دیدگاه و دلیل است و کوتاه آمدن در این دو چیز جز با دلیل و برهان و رأیی که بر پایه دلیل و برهان است صحیح نیست. اما در کنار این اختلاف، اسلام اصل وحدت را در چگونگی تعامل با اختلاف وضع کرده است. و این مسئله اهمیت بسیاری دارد که چگونه با اختلاف در رأی و نظر برخورد نماییم؛ آیا جایز است که هر گاه در رأی اختلاف کردیم هم‏دیگر را طرد نماییم؟ و آیا اختلاف نظر در فقه و اصول و سیاست به معنای قطع رابطه و طرد کردن و رد دیگران است یا به معنای گفت‏وگو و تفاهم می‏باشد؟ 7)