eitaa logo
حَیَّ عَلَی الله
1.1هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
8.2هزار ویدیو
126 فایل
کانالی با موضوعات مختلف به همراه کنفرانس با صلوات وارد شو اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم وصیت و دلنوشته های شهدای عزیزانتان را با ما به اشتراک بگذارید و به رسالت زینبی خود عمل کنید https://eitaa.com/Sahebzamanalamann
مشاهده در ایتا
دانلود
📝مردن از ترس در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد. همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید. صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری. او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید! همسایه اول هرروز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد و تشویش سراسر وجودش را میگرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد. روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!! @ala_allah
✨ حکایت بسیار زیبا و شنیدنی ⤵️حتما_بخونيد ✍ روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد........! مار میگفت: انسانها از ترسِ ظاهر خوفناڪِ من میمیرند؛ نه بخاطر نیش زدنم! اما زنبور نمی پذیرفت. مار، برای اثبات حرفش، به چوپانی ڪه زیر درختی خوابیده بود؛ نزدیڪ شد و رو به زنبور گفت: من او را می گزم و مخفی میشوم ؛ تو بالای سرش سر و صدا و خودنمایی ڪن! مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع به پرواز ڪردن بالای سر چوپان نمود. چوپان فورا از خواب پرید و گفت: ای زنبور لعنتی! و شروع به مڪیدن جای نیش و تخلیه زهر ڪرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چندی بهبود یافت. سپس دوباره مشغول استراحت شد ... فردای آن روز موقع استراحت چوپان مار و زنبور نقشه دیگری ڪشیدند: اینبار زنبور نیش زد و مار خودنمایی ڪرد! چوپان از خواب پرید و همین ڪه مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت! او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه ننمود چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد! 🔹 پی‌نوشت 💢 بسیاری بیماری ها و ڪارها نیز همینگونه اند؛ و افراد فقط بخاطر ترس از آنها، نابود میشوند. ✅ مواظب تلقین های زندگی خود باشید @ala_allah
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹مترسک نباشیم 👆👆👆👆👆👆👆 👌👌👌👌👌👌👌 ✅✅✅✅✅✅✅ @ala_allah
💠 مفاتیح الحیات 🔸 رسول خدا ص می ‌فرماید: ای ابن مسعود! هرگاه خواستی كاری كنی از روی دانش و خرد باشد و از كار بدون تدبر_و_دانش بپرهیز، چرا كه خدای جلیل می‌ فرماید: [در سوگندهای خود] مانند آن زن نباشید که بافته ‌اش را پس از آن که محکم می‌ کرد از هم می ‌گسست و رشته رشته می ‌کرد. @ala_allah
❤️•امیرالمومنین على عليه السلام• 📜•آن كه دور انديش باشد، احتياط كند•           •مَن أخَذَ بالحَزمِ اسْتَظْهَرَ• 📚غررالحكم > حدیث 7913 @ala_allah
❤️امیرمؤمنان على عليه السلام: زياد انديشيدن و فهميدن، سودمندتر از زياد تكرار كردن و خواندن است فَضلُ فِكرٍ و تَفَهُّمٍ، أنجَعُ مِن فَضلِ تَكرارٍ و دِراسَةٍ 📚غررالحكم حدیث 6564 @ala_allah
🕌۳چیز را رعایت کنید، «پشیمان» نمی شوید  امام جواد علیه السلام : ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ لَمْ يَنْدَمْ تَرْكُ الْعَجَلَةِ وَ الْمَشُورَةُ وَ التَّوَكُّلُ عِنْدَ الْعَزْمِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ سه چیز است که هر کس آنها را مراعات کند، پشیمان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری . 📚كشف الغمة (ط - القديمة) ج ‏2 ، ص 349 @ala_allah
🖼امام صادق علیه‏السلام در همه کارهایی که برایت پیش می آید محتاط باش 👆👆👆👆 @ala_allah
به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند.. لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...! زندگی ذره كاهیست، كه كوهش كردیم، زندگی نام نکویی ست، كه خارش كردیم، زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، زندگی نیست بجزدیدن یار زندگی نیست بجزعشق، بجزحرف محبت به كسی، ورنه هرخاروخسی، زندگی كرده بسی، زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاكوچه وپس كوچه واندازه یك عمر بیابان دارد. ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم ؟! @ala_allah
همیشه نمی توانی ، مهار آنچه در بیرون می‌گذرد را، در دست گیری، اما؛ همیشه می توانی، مهار آنچه را در درونت می‌گذرد در اختیار داشته باشی ... 🍀 اگر دو عبارت؛ "خسته‌ام" و "حالم خوش نیست" را از زندگی خود پاك كنید، نیمی از بیحالی و بیماری خودرا مداوا كرده اید ... ✍"وین دایر" @ala_allah
✨هر اندیشه ای ، در زندگی پدیدار میشود !                                                               هر گونه که بیاندیشی ، یا شما را به سمت خوشبخت شدن و موفقیت ، رهمنون میکند و یا به سمت شکست ها !   مراقب باش که به چه چیزی و چگونه می اندیشی ! @ala_allah
در مسیری حرکت نکنید که ترس شما را وادار به حرکت کند ... در مسیری گام بردارید که عشق و لذت ، شما را به حرکت وا میدارد ... @ala_allah