«به کلی سرّی» ترین چیزی که افشا شد
«به کلی سرّی» ترین چیزی که این روزها توسط "صاحب سِرّ" و خطاب به مردم مبعوث، افشا شد این بود:《بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم》. بقیه مطالب فرع ماجراست.
خیابان؛ سپر شناختی انقلاب و رهبری
در شرایطی که تحولات دیپلماتیک با نوسان در تعهدپذیری طرفهای خارجی و آتشبسهای شکننده همراه است، جنگ شناختی بهعنوان لایهای پنهان اما تعیینکننده، به میدان اصلی تقابل روایتها و مدیریت ادراکات تبدیل شده است. در چنین فضایی، ثبات ظاهری تفاهمها و توافقها لزوماً به معنای آرامش شناختی نیست؛ بلکه هر طرف تلاش میکند با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای، روانی و شبکهای، روایت مطلوب خود را در ذهنیت عمومی داخلی و بینالمللی تثبیت کند.
در این بستر، مدیریت شناختی از یک کنش واکنشی صرف، به یک راهبرد پیشدستانه و ساختاری ارتقا مییابد که پایداری آن به عمق درک از پویاییهای ذهنی جامعه وابسته است.
حضور آگاهانه و سازمانیافته مردم در میادین و خیابانها، فراتر از یک نمود عینی، بهعنوان یک مؤلفه راهبردی در معماری دفاع شناختی عمل میکند. این حضور، با تولید تصاویر زنده و روایتهای خودجوش، شبکههای روایی دشمن را در برهههای حساس خنثی ساخته و مشروعیت اجتماعی نهادهای کلان و گفتمان انقلابی را در ذهنیت عمومی بازتولید میکند. در جنگ شناختی، «دیدن شدن» به اندازه «شنیده شدن» اهمیت دارد و حضور میدانی مردم، حلقه اتصال بین اراده سیاسی و بافت اجتماعی را در برابر عملیات تأثیرگذاری خارجی مستحکم میسازد و از گسست ادراکی جلوگیری میکند.
با این حال، سادهانگاری ماهیت چندلایه جنگ شناختی توسط برخی نهادهای تصمیمگیر، میتواند به تضعیف تابآوری راهبردی منجر شود. تقلیل این پدیده به صرفاً یک کارکرد تبلیغاتی، یا نادیده گرفتن پیچیدگیهای ادراکی، اعتماد اجتماعی و الگوهای تعاملی شبکههای نوین، موجب میشود سیاستگذاریها فاقد عمق لازم برای مقابله با عملیات روانی بلندمدت باشند. جنگ شناختی نیازمند درک این واقعیت است که ذهنیت عمومی تنها با دستور یا اطلاعرسانی یکسویه شکل نمیگیرد، بلکه در بستر مشارکت، شفافیت و روایتسازی مشترک قوام مییابد و هرگونه نگاه تقلیلگرایانه، حفرههای شناختی جدیدی ایجاد میکند.
در دوران ابهامات دیپلماتیک و تعهدپذیری محدود طرفهای مذاکرهکننده، حضور مردمی در فضای عمومی میتواند بهعنوان سپری شناختی عمل کند که از القای انزوا، تردید یا شکاف روایی جلوگیری مینماید. این حضور، وقتی با انسجام، پرهیز از شعارزدگی و تکیه بر اصالت انقلابی همراه باشد، سیگنالهای قدرتمندی به سطح بینالمللی مخابره میکند و در عین حال، شکاف میان نهادها و شهروندان را ترمیم میسازد. در جنگ شناختی، پایداری روایت داخلی همواره وابسته به تداوم حضور اجتماعی و اصالت تعاملات میدانی است که خود، بستر بازدارندگی غیرنظامی را فراهم میآورد.
بنابراین، راهبرد مؤثر در این عرصه مستلزم گذار از نگرشهای سطحی به سمت طراحی اکوسیستمهای شناختی تابآور است. این امر با به رسمیت شناختن نقش محوری مشارکت مردمی در صیانت از ثبات روایی، تلفیق ظرفیتهای داخلی با برنامههای راهبردی ارتباطی و پرهیز از واکنشهای هیجانی به عملیات روانی محقق میشود. در شرایطی که تعهدات بینالمللی نوسان دارد، تنها با درک عمیق از پویاییهای شناختی، اعتماد به سرمایه اجتماعی و پرهیز از سادهانگاریهای سیاستگذارانه میتوان میدان روایتها را به نفع منافع ملی و انسجام داخلی مدیریت کرد.
💡 سید علیرضا آلداود
@aledavood 👈 عضو شوید
اتحاد ملی در برابر کودتا
امام شهید انقلاب در آخرین سخنرانی خود فرمودند:
من امروز دربارهی دو موضوع میخواهم صحبت کنم؛ یکی دربارهی این فتنهای که در حدود یک ماه، چهل روز قبل اتّفاق افتاد؛ دربارهی این باید صحبت کرد، دربارهی این باید تحلیل کرد. من البتّه چند روز قبل از این در این زمینه یک صحبتی کردم، امروز هم مختصر صحبت میکنم؛ لکن کسانی که اهل تحلیلند، اهل فکرند، باید کار کنند. یک صحبت دیگر هم دربارهی آمریکا، این نظامِ درواقع روبهزوال، این امپراتوریِ روبهسقوط، چند جملهای صحبت خواهم کرد.
امّا راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.
به طور خلاصه قضیّه اینجوری است: دستگاههای اطّلاعاتی و جاسوسیِ دو کشورِ آمریکا و فلسطین اشغالی، یعنی همین رژیم صهیونیِ باطل، به کمک دستگاههای اطّلاعاتی بعضی از کشورهای دیگر ــ که بعضی از آن کشورها را هم ما میشناسیم ــ در طول زمان گشتهاند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینههای شرارت را در کشورمان پیدا کردهاند، اینها را بردهاند، به آنها پول دادهاند، اسلحه دادهاند، آموزشِ خرابکاری دادهاند، آموزشِ ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی دادهاند، و فرستادهاند به ایران، منتظر برای یک فرصت، که هر گاه یک فرصتی پیدا شد، اینها کار خودشان را شروع کنند. کار آنها هم عبارت است از اینکه یک عدّه مخاطبِ سادهدل را ــ یا جوان یا غیر جوان را ــ تحت تأثیر قرار بدهند، عصبانی کنند و آنها را وادار کنند به ورود در میدانهای سخت. این فرصت برایشان پیش آمد؛ در حدود یک ماه و نیم قبل وارد میدان شدند و این جوانهای سادهدل و بیتجربه را جلو انداختند؛ به کجا؟ به [سوی] مراکز حسّاس: مراکز نظامی، مراکز زیربنائی، مراکز انبارهای بنزین، مراکز حسّاس نظامی و دولتی. اینها را آنجا [جلو] انداختند و خودشان هم با سلاحهای مختلف ــ سلاح کمری، سلاح شخصی، تفنگ، نارنجک و غیرذلک ــ وارد میدان شدند و سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بیملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش میزنند، بچّه را در بغل پدرش میکُشند؛ کارهای خشن میکنند. و متأسّفانه یک عدّهای از هممیهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.
هدف چه بود؟ هدف این بود که پایههای نظام را سست کنند، متزلزل کنند، مراکز حسّاس را بگیرند، صداوسیما را بگیرند و از این قبیل؛ این کاری بود که اینها میخواستند بکنند. نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و تعداد زیادی جوان که نه جزو بسیج بودند، نه جزو سپاه بودند، در مقابل اینها قرار گرفتند. بعضی با دست خالی با اینها برخورد کردند، بعضی هم شهید شدند؛ لکن در نهایت چه شد؟ در نهایت، دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّهی مهمّی است، قضیّهی کوچکی نیست.
خب آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راهپیمایی عجیب بیستودوّم دی و بعد هم بیستودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم. این [یک] سیاست. سیاستهای بعدی هم هست. بنده نمیخواهم به طور قاطع بگویم، لکن میخواهم بگویم ملّت ایران که توانسته از بدخواهی دشمن و توطئهی دشمن اینجور پیروز بیرون بیاید، این پیروزی را باید حفظ کند که آن هم با آمادگی است، با هوشیاری است، با اتّحاد ملّی است. ۱۴۰۵/۱۱/۲۸
💡 سید علیرضا آلداود
@aledavood 👈 عضو شوید
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای آن گهواره که باید یک روز پسش بگیریم
باشد برای بعد
امشب برای لالایی های خیس یک مادر باید دق کنیم.
#دل_رباب
خدا لعنت کند آن امّتی که شما را از مقامِ منصوصِ الهیتان که در غدیر و آیات ولایت ثابت است، بازداشتند و به نااهلان سپردند.
وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ
زیارت عاشورا
#محرم
موضع اقتدار!
رئیسجمهور آمریکا از سر استیصال دنبال این تفاهم رفت؛ این یعنی دشمن در برابر اراده ملت ایران کم آورده است.
ما از موضع اقتدار وارد میدان میشویم، نه از موضع نیاز.
#آمریکا
#ایران_قوی
#تفاهم
جنگ شناختی در سایه آتشبس و تفاهم!
رهبر شهید انقلاب اسلامی در سال ۱۴۰۱ در میان بسیجیان فرمودند:
گفتیم [نقاط] آسیبپذیری دشمن را بشناسید. یکی از آسیبپذیریهای دشمن، روشنبینی شما است. شما که روشنبین باشید، او آسیب میبیند. سعی کنید روشنبینی خودتان را افزایش بدهید. دشمن دنبال این است که بر مغزها تسلّط پیدا کند. تسلّط بر مغزها برای دشمن خیلی باارزشتر از تسلّط بر سرزمینها است. اگر مغز یک ملّتی را توانستند تصرّف کنند، آن ملّت سرزمین خودش را دودستی به دشمن تقدیم میکند. مغزها را باید حفظ کرد؛ تسلّط بر مغزها. یک عدّهای خودشان دروغ نگفتند، امّا متأسّفانه دروغ دشمن را تأیید کردند. مراقب باشید این خطرها برای شما و برای مردمتان پیش نیاید؛ به مردمتان کمک کنید.
پس از چهل روز تهاجم نظامی بیرحمانه و وحشیانهای رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی و سپس استقرار آتشبسی شکننده، اگر کسی گمان کند که صحنه تقابل به پایان رسیده، تنها صورت ظاهری حادثه را دیده و از باطن راهبردی آن غافل مانده است. تاریخ منازعات بزرگ به ما میآموزد که جنگ، همواره با خاموشی آتش توپخانه پایان نمیپذیرد؛ گاه درست از همان لحظهای آغاز میشود که گلولهها کمتر شنیده میشوند و واژهها، تصویرها، تحلیلها و روایتها جای آنها را میگیرند. در چنین لحظهای، آموزه مشهور سنتزو معنایی زنده و امروزی پیدا میکند: «برترین هنر جنگ، درهم شکستن مقاومت دشمن بدون جنگیدن است.» اگر در مرحله نخست، هدف، وارد آوردن ضربه در میدان سخت بوده، در مرحله پس از آتشبس، مقصود اصلی، فرسودن ذهن، برهم زدن دستگاه محاسباتی و تسخیر آرام و بیصداى اراده ملی است. از این منظر، آتشبس شکننده نه نقطه پایان، بلکه نقطه گذار از نبرد نظامی به جنگ شناختی است.
سنتزو در قسمتی دیگر تصریح میکند که «تمام جنگ بر پایه فریب استوار است.» این گزاره، شاید امروز بیش از هر عصر دیگری در رفتار رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی برضد ایران قابل مشاهده باشد. فریب در روزگار ما، دیگر تنها در جابهجایی نیروها و پنهانسازی آرایش نظامی خلاصه نمیشود؛ فریب اکنون در قالب دستکاری ادراک عمومی، بازنویسی واقعیت، واژگونسازی نسبت پیروزی و شکست و قالبریزی جدید از معنای امنیت و عقبنشینی عمل میکند. دشمن تلاش میکند پس از آنکه در میدان آتش و خون به همه مقاصد خود نرسیده، در میدان روایت و تصویر، چنان بازنمایی کند که افکار عمومی خود به این جمعبندی برسد که هزینه مقاومت بیش از فایده آن است و راه رهایی، نه در ایستادگی، بلکه در سازش و تمکین به اراده قدرتهای متخاصم نهفته است. این همان امتداد جنگ است، اما با ابزارهایی نرمتر، خاموشتر و گاه مؤثرتر از آتش مستقیم.
سنتزو همچنین میگوید: «اگر دشمن را بشناسی و خود را بشناسی، از نتیجه صد نبرد بیمناک نخواهی بود.» این راهبرد امروز برای ایران صرفاً یک توصیه نظری نیست، بلکه یک ضرورت ملی است. شناخت دشمن در این مرحله، صرفاً شناخت توان موشکی، شبکه ائتلافی یا ظرفیت نظامی او نیست؛ بلکه فهم سازوکارهای عملیات روانی، شگردهای رسانهای، تکنیکهای القای نا امنی روانی و مهندسی محاسبات نخبگانی و عمومی است. رژیمهای آمریکا و صهیونی در فضای پس از حمله نظامی، بهدنبال آن خواهند بود که جامعه ایرانی را در برابر چند دوگانه مصنوعی قرار دهند: امنیت یا رفاه، اقتدار یا توسعه، مقاومت یا زندگی عادی، بازدارندگی یا صلح. این دوگانهها، برخلاف ظاهر فریبندهشان، نه صورتبندیهایی واقعی، بلکه تلههای ادراکیاند؛ زیرا ملتی که امنیت و اقتدار خویش را واگذارد نه به رفاه پایدار میرسد و نه به صلحی مطمئن، بلکه صرفاً به زیست در سایه تهدیدی دائمی تن میدهد.
در بخش دیگری از «هنر جنگ» آمده است: «آنکه در نبرد، نخست میدان را اشغال کند و منتظر دشمن بماند، آسودهتر است؛ و آنکه با شتاب به میدان آید، فرسوده خواهد شد.» ترجمان معاصر این قاعده آن است که در میدان جنگ شناختی، هر طرفی که زودتر بتواند چارچوب تفسیر حوادث را تثبیت کند، برتری مؤثرتری خواهد یافت. اگر روایت دشمن از جنگ، از آتشبس، از آینده مذاکرات و از نسبت میان هزینه و فایده در ذهن جامعه مستقر شود، بخش مهمی از نبرد، پیش از هر رخداد تازهای واگذار شده است. به همین دلیل، صیانت از افکار عمومی، حفظ انسجام روایی و ممانعت از رسوب روایتهای تحریفشده در لایههای نخبگانی و اجتماعی، دیگر صرفاً وظیفه رسانهای نیست؛ این امر، بخشی از معماری دفاع ملی است. در همین چارچوب باید فراز دیگر سنتزو را نیز به یاد آورد که «آشفتهاش کن و سپس او را بگیر.» غایت جنگ شناختی، آشفتن ذهن جامعه، مضطربسازی فضای تصمیمگیری و کشاندن کشور به واکنشهای انفعالی و شتابزده است.
از این رو، ایران در دوره پس از تهاجم و در متن آتشبس شکننده، بیش از هر زمان دیگر نیازمند آرامش راهبردی، هوشیاری ادراکی و استواری در محاسبه است. سنتزو هشدار میدهد که «کسی پیروز است که بداند چه وقت بجنگد و چه وقت نجنگد.» در زبان امروز، این سخن بدین معناست که باید میان توقف موقت درگیری و پایان خصومت تمایز نهاد و از تبدیل آتشبس به دروازه نفوذ شناختی جلوگیری کرد. اگر دشمن در میدان نظامی به نتیجه نهایی نرسیده، بعید نیست که در میدان ذهن و افکار عمومی همان هدف را با فرسایش تدریجی اراده ملی دنبال کند. بنابراین، وظیفه امروز تنها بازسازی خرابیهای جنگ نیست؛ بلکه بازسازی و تحکیم سپر ادراکی جامعه، تقویت اعتماد عمومی، ارتقای سواد رسانهای، حفظ انسجام ملی و مراقبت از دستگاه محاسباتی کشور نیز ضرورتی همسنگ دفاع نظامی دارد. در عصر ما، همانگونه که سنتزو قرنها پیش هشدار داده بود، شکست واقعی زمانی رخ میدهد که دشمن پیش از تسخیر سرزمین، ذهن ملت را تسخیر کرده باشد.
💡 سید علیرضا آلداود
@aledavood 👈 عضو شوید
🔴 حاج میثم مطیعی:
مطلع می گویم که دشمن برنامه جدی برای پس گرفتن خیابان از نیرویهای مومن و مردمی دارد!!!
👌تنگه احد جمهوری اسلامی ایران خیابان هاست!
مردم عزیز اگر خسته شدیم، مثل شیفت کاری در محل کار، حضور خودمان را شیفت بندی کنیم.
مثلاً پدر و مادر خانواده در یک ساعت و فرزندان استراحت ، بعد پدر و مادر استراحت، فرزندان در خیابان و مشابه این عمل.
👈خودمان را همزمان و در یک ساعت خسته نکنیم. استراحت کافی داشته باشیم. حتی المقدور خوراکی ببریم و به نیروهای مردمی بدهیم.
👈در جنگ احد، اندکی غفلت شد، جنگ تا شکست کامل مسلمانان پیش رفت، که با رشادت تعداد کمی و علی الخصوص امام علی علیه السلام موقعیت مسلمانان حفظ شد. اما در این جنگ، تعداد زیادی شهید و جانباز شدند و مسلمانان خسارت های سنگینی را متحمل شدند.
👈سعی کنیم، هرکداممان درهمان محلهای که زندگی میکنیم، حضور داشته باشیم. اگر محله ای حضور مردم، ضعیفتر بود، به آن محل، برای تشکیل همین تجمعات کمک کنیم.
👈پس دوستان و رفقای عزیز، باید تلاش کنیم که تنگه احد جمهوری اسلامی را با چنگ و دندان حفظ و نگهداریم. لحظهای غفلت، لطمات جبران ناپذیری را به همه وارد خواهد کرد، چه موافق جمهوری اسلامی چه مخالف جمهوری اسلامی، همه آسیب خواهند دید!
پیشنهاد میکنم، اگر برای شما مقدور است این پیام را به هر خانوادهای که میشناسید، ارسال و در فضای مجازی منتشر نمایید.
👌حضورمان را دست کم و شوخی نگیریم. قدرت حضورمان در خیابان، از قدرت موشکهای شلیک شده بیشتر نباشد، کمتر نیست.
روزهای آینده حساس، حیاتی و مهم است.