هدایت شده از محسن مجتهدزاده « شیخ قمی »
فاجعه اینجاست
بعد از تکذیب دفتر حضرت آقا
هنوز برخی دارند تشکیک میکنن
حتی نسبت به سایت آقا
این جریان خود خوراج هست...
یکی از آسیبهای جدی جبهه رسانهای انقلاب؛ مرجعسازی کاذب و بازنشر تحلیلهای غیرمستند
یکی از چالشهای مهم امروز در میدان جنگ شناختی، مرجعسازی برای افراد فاقد صلاحیت علمی و رسانهای است.
گاهی فردی که سوابق و جایگاه او برای بسیاری از اهل قم روشن است، سخنی کاملاً بیپایه و غیرمستند مطرح میکند. بلافاصله همان مطلب در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و دوستان میپرسند: «نظر شما چیست؟»
پاسخ من معمولاً این است که درباره چنین افرادی جای نگرانی چندانی نیست؛ زیرا کسی که مکرر تحلیلهای سست، غیرعلمی و متناقض ارائه میدهد، دیر یا زود سرمایه اجتماعی و اعتبار خود را از دست خواهد داد.
آنچه واقعاً نگرانکننده است، رفتار رسانهای بخشی از نیروهای انقلابی است که بدون بررسی، هر ادعا و تحلیلی را بازنشر میکنند.
هر کسی که چند انتقاد تند به دولت مطرح کند یا چند کلیپ پربازدید منتشر سازد، الزاماً به مرجع فکری جبهه انقلاب تبدیل نمیشود. پیش از اعتماد به هر فرد باید سوابق علمی، فکری و انقلابی او را شناخت؛ باید دید در گذشته چه مواضعی داشته، نسبت او با نهادهای رسمی و جریان انقلاب چگونه بوده و آیا سخنانش بر مبنای اسناد معتبر و استدلال علمی است یا خیر.
جبهه انقلاب باید بیاموزد که معارف، تحلیلها و جهتگیریهای خود را از عالمان اصیل، صاحبصلاحیت و مورد اعتماد دریافت کند، نه از هر فردی که صرفاً در فضای مجازی چند سخنرانی یا کلیپ منتشر کرده است.
خداوند رحمت کند بزرگانی چون شهید آیتالله مطهری، آیتالله محمد یزدی و آیتالله خوشوقت را؛ شخصیتهایی که شاخصهای فکری جریان انقلاب بودند و مسیر حق را با استدلال، تقوا و بصیرت نشان میدادند.
ظاهر انقلابی، ادبیات تند یا انتقاد از دولت، هیچکدام بهتنهایی معیار اعتبار نیست. این دقیقاً یکی از آسیبهای جدی جبهه انقلاب در میدان جنگ شناختی است.
امروز مواردی مشاهده میشود که فردی با لباس روحانیت در فضای مجازی فعالیت گسترده دارد، اما سابقه معتبر حوزوی ندارد؛ یا به او عناوینی داده میشود که با واقعیت منطبق نیست. افرادی نیز هستند که با انتساب خود به شخصیتهای بزرگ یا با ادعاهای غیرقابل اثبات، برای خود اعتبار رسانهای میسازند و در نهایت با تحلیلهای ناامیدکننده یا پیشبینیهای بیاساس، ذهن مخاطبان را هدف قرار میدهند.
این همان سازوکار عملیات شناختی است؛ یعنی ایجاد مرجعیتهای جعلی برای جهتدهی به افکار عمومی.
ازاینرو باید مراقب بود که در این دوران، زیر هر پرچمی جمع نشویم. معیار، تقوا، علم، صداقت، استناد و سابقه روشن است، نه شهرت رسانهای.
محل رجوع جبهه انقلاب باید عالمان بااخلاص، اهل علم و مورد اعتماد باشند؛ سن و سال نیز ملاک اصلی نیست. برای نمونه، حجتالاسلام سید حسین راجی با وجود سن کمتر نسبت به برخی چهرهها، فعالیت خود را بر پایه پژوهش، کار تیمی، استناد علمی و اخلاص بنا کرده و همین رویکرد موجب اثرگذاری و برکت فعالیتهای او شده است.
امروز نیز شخصیتهای برجستهای همچون:
حضرت آیتالله شبزندهدار
فقهای محترم شورای نگهبان
آیتالله حسینی بوشهری
مراجع معظم تقلید از جمله حضرات آیات جوادی آملی، نوری همدانی، مکارم شیرازی و سبحانی
فقهای برجسته مجلس خبرگان همچون آیات اراکی، کعبی و...
و همچنین سخنرانان شناختهشدهای مانند حجج اسلام سید حسین راجی، رحیمپور ازغدی، دکتر رفیعی و...
از جمله چهرههایی هستند که سخنان خود را بر پایه استدلال، مستندات و مبانی معتبر ارائه میکنند و از سرمایه اعتماد عمومی برخوردارند.
نباید با اعطای بیضابطه عناوینی مانند «آیتالله»، «استاد» یا ... برای هر فردی مرجعیت رسانهای ایجاد کنیم و سپس هر مطلب غیرمستند او را بازنشر دهیم.
انتشار اخبار، تحلیلها و ادعاهای فاقد سند، علاوه بر آسیب شناختی به جبهه انقلاب، مسئولیت شرعی و اخلاقی نیز به همراه دارد و همه ما در قبال آن مسئول هستیم.
در نهایت، ملاک تشخیص حق و باطل، میزان انطباق تحلیلها با مبانی اسلام، گفتمان انقلاب اسلامی و رهنمودهای امامین انقلاب است؛ نه هیاهوی رسانهای، شهرت فضای مجازی یا ادعاهای افراد.