چهل روز گذشت. چهل روز است که جوانان این خاک به جای خانهی خودشان زیر خاک سکنا گزیدند.
دوستان، ترسناکترین کوری، کوریای است که آدم فکر کند تنها دیدگاهی که او از دنیا دارد واقعیت است.
در این اوضاع، اگر نمیفهمید، دیگر نمیشود به پای نفهمیتان گذاشت، شما نمیخواهید بفهمید!
اول نمیخواهید بفهمید که این دولت، با تمام قدمهای اشتباهی که تا الان برداشته به نابودی هر روز نزدیکتر میشود. و نه! اشتباهاتی که صورت گرفته هیچکدام از دیوصفتی و پلیدی این نظام کم نکرده است. در روز چهلم جوانان این وطن رهبرتان به دنبال اسم گذاشتن به روی معترضین است به جایی اینکه آنها را به رسمیت بشناسد فقط برچسب میزند و درنهایت همه بد و او نیک است.
دوم نمیخواهید بفهمید که جواب استبداد و دیکتاتوری را با سیستم شاهنشاهی نمیدهند. مثل این است که بیاییم برای خاموش کردن آتش از نفت استفاده کنیم.
تا الان سعی کردم حرف های دو طرف را بشنوم. درست برخورد کنم. هر تفکری را به رسمیت بشناسم اما دیگر نمیشود شما آنقدر در چالهی سیاه افکارتان فرو رفتهاید که جا برای دفاع از خود نگذاشتهاید. شما فقط دیدگاه خود را درست میدانید و بقیه را به جهنم خیالی خود محکوم میکنید.
آن از جمهوری اسلامی که اگر موافق آن نباشیم منافق و اغتشاشگر و خرابکاریم.
این هم از حکومت پهلوی شما که رضایش گفته هر که با من موافق نیست، تجزیه طلب و مجاهد خلق است.
به من بگویید، فرق این دو چیست؟
#ناشناس
اینکه میگن جنگ روایت هاست صحیحه
چون بر اساس روایتی که باور میکنی، نظرت شکل میگیره
اینکه بگیم چه کسانی در خیابان ها بودند یا کشته شدند، در ادامه ی ماجرا خیلی اثر میذاره
و اینکه دیو صفتی و پلیدی این نظام چی هست؟ که مختص به این نظامه؟ یعنی برآمده از نوع انسان نیست، ویژه ی چنین نظامی هست؟
اتفاقا اینکه هی میگفتن انگار ن انگار افراد کشته شدند و هیچکی هیچی نمیگه
به درستی اشاره شد که ما داغدار افرادی هستیم که شهید شدند
نه پهلوی چی هایی که از احساسات این جوون ها سواستفاده کردند و از اول نگاهشون هزینه ی انقلاب بود و با وعده ی کمک سوار بر هیجانات شدند
اینو باید پذیرفت به نظرم که کسانی که پنج شنبه و به خصوص جمعه بعد از اون همه هشدار و پیامک، رفتند به خیابون، تا حد زیادی بر اساس هیجان و احساس تصمیم گرفتند
هر رفتاری رو نمیشه اعتراض تعبیر کرد، برای تخلیه خشم و نارضایتی اومدن تو خیابون، و متاسفانه بازی خوردند.
صرف معترض به شرایط بودن نمیشه هر عملکردی رو توجیه کرد یا باعث تطهیر چهره ی افراد نمیشه
ولی اینکه چی میشه جوانان ما به این مرحله میرسند، واقعا جای کار و مطالعه و اقدامات میدانی داره
روایت این نیست که تعدادی جوان به خیابان آمدند و با گلوله کشته شدند
روایت این است که تعدادی جوان به خیابان امدند، اما در میان آنها افرادی بودند که با قصد کودتا و آموزش دیده و مسلح بودند و به مراکز نظامی و حساس، با برنامه، جمعیت رو هدایت و حمله میکردند
اینهمه خسارت و آتش زدن و آسیب زدن و وحشی گری رو به یک اعتراض متمدنانه نباید تقلیل داد
بله تعداد زیادی، ۲۴۰۰ نفر یعنی خیلی، بی گناه کشته شدند ولی قاتل اصلی پهلوی و ترامپ و نتانیابو هستند
من پاسخ ایشون را دادهام اما اینجا هم میگذارم تا افراد همنظر با ایشون هم نظر بدن.
میگید «جنگ روایتهاست» و درست هم میگید؛ اما مسئله اینجاست که همهی روایتها در موقعیت برابر شکل نمیگیرند. وقتی یک طرف تمام تریبونهای رسمی، رسانهی ملی، دادگاه، سلاح و امکان تعریف «حقیقت» را در اختیار دارد و طرف دیگر فقط خیابان و صدای زخمیاش را، نمیشود گفت صرفاً با دو روایت هموزن روبهرو هستیم. روایت وقتی معنا دارد که امکان بیان آزادانه و امکان رسیدگی مستقل هم وجود داشته باشد، نه اینکه یک روایت رسمی از بالا اعلام شود و هر صدای مخالفی برچسب بخورد.
پرسیدهاید «دیوصفتی و پلیدی مختص این نظام است؟ انسانی نیست؟» بله، شر انسانی است؛ اما ساختارها میتوانند آن را مهار یا تشدید کنند. وقتی سازوکار پاسخگویی، شفافیت و پذیرش خطا وجود نداشته باشد، وقتی به جای به رسمیت شناختن اعتراض، برچسبزنی جای آن را بگیرد، آن شر فردی تبدیل به خشونت ساختاری میشود. نقد من متوجه یک سازوکار است؛ سازوکاری که به جای شنیدن، حذف میکند و به جای پاسخ، اتهام میزند.