eitaa logo
الفِ آزادی.
570 دنبال‌کننده
128 عکس
1 ویدیو
1 فایل
یک میهن‌دوستِ آزادی‌خواه. آزاد باد زن, زنده باد آزادی.
مشاهده در ایتا
دانلود
من می‌خوام نظرم رو نگما ولی هی این مذاکره خنده‌دارتر می‌شه.
حمایت؟ ««:♥️ https://eitaa.com/TassianSekans امشب به ۱۲۰ برسم؟
این آتش‌بس هم فقط به اندازه‌ای بود که عزیزان به ما یک بدوبیراه درست حسابی نثار کنن. خداروشکر خدا روزی همه رو می‌رسونه.
چقدر همه‌چیز داره قشنگ چیده می‌شه :)))
چه صداهای عادی‌ای توی آتش‌بس میاد.
52.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی پویش ☀️سنگر آفتاب ☀️ در شبکه امید 🔻شما هم رسانه باشید و این پویش رو به همه ایران‌دوستان معرفی کنید. 🇮🇷 ☀️ @sangareaftab ☀️
سکوت خبریِ ناخوشایندی است.
الفِ آزادی.
مرثیه‌ای برای عمرهای کوتاه بعضی خبرها آن‌قدر سنگین‌اند که آدم پیش از فهمیدنشان، فقط سکوت می‌کند؛ نه اشک می‌آید، نه فریاد، فقط یک خلأ بزرگ در سینه باز می‌شود و آدم می‌فهمد اگر بخواهد حتی چند لحظه بیشتر به آن فکر کند، شاید دیگر نتواند به زندگی عادی برگردد. جنایت میناب از آن نوع خبر هاست؛ از آن زخم‌هایی که عقل از فهمیدنش عقب می‌ماند و دل جرئت نزدیک شدن به آن را ندارد، چون می‌داند اگر واقعاً به عمقش نگاه کند، چیزی در درونش برای همیشه فرو خواهد ریخت. کودک یعنی فردایی که هنوز شکل نگرفته است؛ یعنی خنده‌ای که باید سال‌ها در کوچه‌ها و مدرسه‌ها ادامه پیدا کند؛ یعنی دفتری که هنوز بیشتر صفحه‌هایش سفید مانده. وقتی کودکی پرمی‌کشد، فقط یک زندگی تمام نمی‌شود، بلکه صدها احتمال خاموش می‌شود؛ صدها صبحی که هرگز نمی‌رسند، صدها رؤیایی که فرصت پیدا نمی‌کنند حتی به زبان بیایند. جهان به گودالی سیاه فرو می‌رود و برگ‌ها دیگر در باد نمی‌رقصند. فکر کردن به آن صحنه‌ها دشوار است؛ آن‌قدر دشوار که آدم ناخودآگاه ذهنش را عقب می‌کشد، مثل کسی که دستش را از آتشی ناگهانی پس می‌کشد. اگر لحظه‌ای تصور کنی آن کفش‌های کوچک، آن کیف مدرسه، آن دفترهای ساده‌ای که شاید گوشه‌شان با مداد رنگی خط خورده بود، حالا بی‌صاحب مانده‌اند، حالا همگی سوخته‌اند، نفس در سینه‌ات گیر می‌کند. بعضی دردها را فقط می‌شود از دور نگاه کرد، چون نزدیک شدن به آن‌ها یعنی روبه‌رو شدن با چیزی که شاید توان تحملش را نداشته باشیم. در چنین لحظه‌هایی جهان عجیب و غریب به نظر می‌رسد؛ خیابان‌ها همان خیابان‌ها هستند، آفتاب همان آفتاب است، مردم هنوز در رفت‌وآمدند، اما انگار لایه‌ای از اندوه روی همه‌چیز نشسته است؛ لایه‌ای که دیده نمی‌شود اما حس می‌شود، مثل ابری خاموش که بالای سر همه ایستاده باشد. آدم با خودش فکر می‌کند چگونه ممکن است زمین هنوز آرام بگردد وقتی چنین زخمی در دلش افتاده است. و شاید دردناک‌ترین بخش ماجرا همان غریبانه بودن این فقدان است؛ اینکه کودکانی که هنوز جهان را کامل نشناخته بودند، ناگهان از آن جدا شوند و فقط رد کوچکی از حضورشان باقی بماند: چند دفتر، چند عکس، چند خاطرهٔ کوتاه در ذهن کسانی که دوستشان داشتند. این غریبی، این ناتمام ماندن، چیزی است که قلب آدم را می‌فشارد؛ چیزی که نشان می‌دهد بعضی جنایت‌ها آن‌قدر بزرگ‌اند که حتی زمان هم نمی‌تواند آن‌ها را کاملاً خاموش کند. وقتی به این فکر می‌کنم که کودکانِ بی‌گناه در آن مدرسه‌ی بی‌گناه، قربانیِ زیاده‌خواهی و پلیدی این دنیا و آدم‌هایش شده‌اند، ادامه‌ی این دنیا را بی‌رحمی می‌بینم، به آنها و به ما که باید با این درد بزرگ زندگی کنیم. این نهایت شر و بدی است، دختران و پسرانِ میناب باید الان به دنبال توپ فوتبال بدوند و برای هم کُری‌های بامزه بخوانند، باید در حیاط آن مدرسه گرگم به هوا بازی کنند، نه اینکه به دنبال پناهگاه باشند و منتظر موشک بعدی. این غم، خیلی عمیق است. خیلی بزرگ است. مرگ کودک همیشه پرسشی بی‌پاسخ در دل جهان می‌گذارد؛ پرسشی که سال‌ها بعد هم در ذهن آدم‌ها زنده می‌ماند و هر بار که به آن فکر می‌کنند، احساس می‌کنند بخشی از انسانیت زخمی شده است. شاید زندگی ادامه پیدا کند، شاید روزها دوباره شبیه روزهای قبل شوند، اما حقیقت این است که پس از چنین فاجعه‌ای، جهان دیگر دقیقاً همان جهان قبلی نیست.
ایران تا به الان دستاوردهای نظامی و سیاسی خیلی خوبی داشته. موازنه‌ی قدرت در منطقه درحال عوض شده است. ایران دیروز به عنوان قدرتی بزرگ در «جهان» قرار بود به پای مذاکره بشینه در حالی که آمریکا تمام ۱۰ بند ایران رو «پذیرفته» بود. اما با گذشت چند ساعت حداقل ۳ بند مهم از این ۱۰ بند نقض شدند. ایران اگر همچنان پای میز مذاکره بنشینه، یعنی عقب کشیده از درخواست‌هاش و سوال، آیا یک قدرت جهانی از مواضعش کوتاه می‌آید؟ خیر. ایران با قبول کردن مذاکره، دستاوردهای ژئوپولیتیک خودش رو کامل از دست می‌ده، اعتماد متحدانش رو از دست می‌ده، اختلاف داخلی رو باید به دوش بکشه (دوباره) شب، شب سرنوشت‌سازی است از این جهت که نشان می‌دهد ایران قدرت خود را تثبیت می‌کند یا از دست می‌دهد؟
می‌خواستم بعدا راجع بهش حرف بزنم ولی با پیام‌های خیلی دوستانه‌ای که دریافت کردم انگاری بهتره الان مطرح بشه. اینکه ایران موافقت کرد با آتش‌بس بنظر من دو دلیل منطقی داشت با اینکه می‌دانست به آمریکا و اسرائیل نمی‌شه اعتماد کرد؛ ۱. به دنیا ثابت کنه این اسرائیل و آمریکا هستند که نمی‌توانند پای عهد و پیمان خود بمانند، حتی به یک روز هم نرسید تا آتش بس را نقض کند. ۲. استیصال آمریکا در برابر ایران را به دنیا نشان بدهد. تا الان هم ایران نشان داده که حرفی می‌زند، عملی‌اش می‌کند و این بازدارندگی رو خیلی خوب تا الان حفظ کرده. با بیانیه‌های دیروز و اذعان اینکه جواب کوبنده‌ای به اسرائیل داده خواهد شد، باید بازدارندگی خود را هنوز هم حفظ کند. این است که می‌گم تکه‌های پازل همه درجای خود قرار می‌گیرند و ایران به عنوان قدرت چهارم جهانی معرفی می‌شود.