#ناشناس
ببین من اطلاعات سیاسیم و توان استدلالم خیلی کمه. میخونم و نقد میکنم اما نمیتونم دربارهش حرف بزنم چون انقد واژههارو قبل از گفتن مزه مزه میکنم که چیزی ازشون باقی نمیمونه. و حرفم شاید خیلی مسخره باشه اما میشه بهم بگی به آدمی که میگه ج.ا مدرسهی میناب رو زد چیبگم دقیقا؟ انقد گیج و هراسانم و ذهنم تهی شده که حرفم نمیاد واقعا. و استدلالشونم اینه که اونایی که انقد دقیق میزنن که یه طبقهی ساختمون خراب میشه ساختمون نمیریزه چجوری مدرسرو زدن همش داغون شده. حقیقتا تعجب میکنم. اونی که اونهمه بچه توی فلسطین میکشه واقعا ازش بعیده که ۵۸ تا بچهی دیگههم بکشه؟:)
الفِ آزادی.
#ناشناس ببین من اطلاعات سیاسیم و توان استدلالم خیلی کمه. میخونم و نقد میکنم اما نمیتونم دربارهش
اول یه زمانی بده من این حرف رو پراسس کنم یعنی چی آخه 😭
طبق خبرگزاریها اون مدرسه برای فرزندان نیروی دریایی بوده پس انگیزهی کافی برای دشمن ایجاد میکنه. نه من قطعی میدونم چه اتفاقی افتاده نه تو، پس با شواهد جلو میریم. تا جایی عادیه که به حکومت شک داشته باشیم و ازش بازخواست کنیم اما در این مورد کمی کودکانه است که بگیم جا زده فرزندان نیروهای خودش را کشته است. چگونه میخواد اعتماد نیروهایش را اصلا پس بگیرد در این صورت؟؟ ببین قضیه خیلی حساسه من نهایت کمکم این میتونه باشه ولی متاسفم برای کسانی که چون جنایات جا را دیدهاند دیگر نمیتوانند متصور جنایات افراد معلوم الهویه شوند. آنهم اسرائیل که با لبی گشاده هر روز کودکان غزه را بمباران میکند و گرسنگی میدهد!
برام سخته اصلا درباره اون مدرسه صحبت کنم، جنایتی بسیار بزرگ است. امیدوارم هرکه باعثش هست روز خوشی در زندگی اش نبیند.
امروز دشمن شما کسی است که به خاک شما تجاوز کرده. این تشخیص مهمه که توسط خودتون شکل بگیره.
#ناشناس
ببخشید ولی واقعا چه توقعی از این مردم داری؟ واقعا غیر از دخالت خارجی چه چاره ای داریم؟ این نفرت شما از آمریکا یا به قول خودتون غرب ریشه اش از کجاست؟ من فکر نمیکنم که ملت ما توان این رو داشته باشن که یکپارچه بشن یا به قولی همه در یک جناح باشن و به نظرم خودم این حرفم ظالمانه اس ولی در این بازه ی زمانی بنظرم کسی مثل ترامپ برای ما تصمیم بگیره بهتره تا خودمون چون واقعا ملت حتی حوصله فکر کردن به وعده غذایی شون هم ندارن چه برسه به رژیم چینج نمیتونیم تا به بن بست خوردیم بگیم ملت ما تاریخ نخوندن ملت آگاه نیستن اینا سواد ندارن و..... بنظرم اینکه با دخالت خارجی تبدیل به کشوری مثل کره جنوبی بشیم منطقی تره تا اینکه با استبداد و دیکتاتوری داخلی تبدیل به کره شمالی بشیم ممنون از کسی مثل شما که در این وضعیت که همه هراسان و نگرانیم به گفتگو میپردازید🙏
الفِ آزادی.
#ناشناس ببخشید ولی واقعا چه توقعی از این مردم داری؟ واقعا غیر از دخالت خارجی چه چاره ای داریم؟ این
بزرگوار، مسئله دقیقاً همینه؛ چرا هر بار که به بنبست میخوریم، سریع دنبال منجی میگردیم؟ مگه منجی قبلی با اسم نجات اومد و آخرش چی شد؟ حالا قراره نسخهی جدیدش از بیرون بیاد و اسمش مثلاً دونالد ترامپ باشه؟ آدمی که برای کشور خودش هم نتونسته رضایت عمومی و ثبات درستوحسابی بسازه، چطور قراره برای ما نسخهی نجات بپیچه؟ این فکر که «یکی بیاد از بیرون برامون تصمیم بگیره بهتره» از خستگی و ناامیدی میاد، قابل فهمه، ولی خطرناکه. هیچ کشوری با دخالت قدرتهای بزرگ تبدیل به نسخهی رویایی نشده؛ اونا دنبال منافع خودشونن، نه آیندهی ما. ما هم قرار نیست یکشبه بشیم کره جنوبی ما حتی سوریه و عراق هم نمیشیم؛ تجربهی منطقه نشون داده وقتی پای منافع خارجی وسط باشه، نتیجه بیشتر شبیه فروپاشی و وابستگیه تا توسعه. تهش میمونیم با منابعی که از دست رفته و استقلالی که دیگه برنمیگرده، و سهممون فقط یه «حداقل»ی میشه که ساکت بمونیم. من نمیگم وضع فعلی خوبه یا مردم مقصرن؛ خستگی مردم واقعیه. ولی سپردن سرنوشت به یک قدرت خارجی، از سر ناامیدی، بیشتر شبیه قمار روی آیندهست تا راهحل.
هدایت شده از الفِ آزادی.
ساختار بعد از جنگ ژاپن پتانسیل رشد و آبادانی داشت، و ساختار بعد از جنگ عراق و سوریه پتانسیل سقوط اقتصادی و نابودی رفاه.
پنج ویژگی ساختاری در کشورهایی که بعد از جنگ یا مداخله نظامی رشد کردند:
اول: حمایت خارجی گسترده (ژاپن برنامه بازسازی آمریکا رو داشت)
دوم: ثبات سیاسی نسبی (یعنی نیروهای سیاسیای که بعد از جنگ هنوز فعال هستند، یک توافق حداقلی داشته باشند)
سوم: ظرفیت تولیدی ( یعنی بعد از جنگ نیروی کار ماهر، کارخانهها و زیرساختهایی سالم بمونن که بشه سریعا اینهارو فعال کرد و تولید رو شروع)
چهارم: سرمایه انسانی و اجتماعی (یعنی بعد از جنگ شرایط شرایط به گونهای باشه که مردم بخوان بمونن توی کشور و به ایندهش اعتماد داشته باشند)
پنجم: دسترسی به بازارهای بین المللی
منبع: کانال تلگرامی دانشگاه بیست و یک
هدایت شده از الفِ آزادی.
ژاپنِ پس از جنگ، با وجود تخریب گسترده، روی زمینی خالی بنا نشد. ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادیای وجود داشت که امکان بازسازی را فراهم میکرد. در مقابل، تجربهی عراق و سوریه نشان داد که اگر این ساختارها وجود نداشته باشند، مداخلهی نظامی نه آغاز رشد، بلکه شتابدهندهی سقوط خواهد بود.
اگر با پنج شاخص بالا به این مسئله نگاه کنیم میتوان فهمید چرا سرنوشت کشورها بعد از جنگ تا این حد متفاوت است.
در مورد ایران، نخستین مسئله حمایت خارجی است. ژاپن بعد از جنگ، پروژهای برای بازسازی بود؛ آمریکا نهفقط برای مهار ژاپن، بلکه برای ساختن آن سرمایهگذاری کرد. اما ایرانِ پس از یک حملهی خارجی، بعید است چنین جایگاهی داشته باشد. در بهترین حالت، با حمایتهای محدود، مشروط و کوتاهمدت روبهرو خواهد شد؛ نه برنامهای جامع برای آبادانی، بلکه مدیریت بحران برای جلوگیری از بیثباتی بیشتر.
دومین عامل، ثبات سیاسی نسبی است. رشد بعد از جنگ نیازمند نوعی توافق حداقلی میان نیروهای فعال سیاسی است؛ توافقی بر سر قواعد بازی، نه الزاماً بر سر ارزشها. در ایران، شکافهای سیاسی و اجتماعی عمیقاند و نهادهایی که بتوانند نقش واسطِ مورد اعتماد عمومی را بازی کنند، ضعیف یا بیاعتبار شدهاند. (مثلاً شما فکر کن بخواهی یک بسیجی رو با یک سلطنت طلب دور یک میز قانع نگه داری، نمیشه!) در چنین شرایطی، جنگ احتمالاً بهجای همگرایی، رقابت فرسایشی برای قدرت را تشدید میکند.
سوم، ظرفیت تولیدی است. ایران از نظر نیروی انسانی و تجربهی صنعتی، مزایایی دارد که عراق و سوریه تا حدی فاقد آن بودند. اما این ظرفیتها پیش از هر جنگی، زیر فشار تحریم، سوءمدیریت و فرسایش اقتصادی تضعیف شدهاند. جنگ، معمولاً چیزی را نابود میکند که از پیش ترک برداشته است؛ نه اینکه فرصتی برای احیای آن بسازد. (راجع به شرایط اقتصادی هم که توضیح بیشتر بدم سرتونو درداوردم خودتون بهتر از من میدونید)
چهارم، سرمایهی انسانی و اجتماعی است؛ شاید مهمترین عامل. رشد زمانی ممکن است که مردم به ماندن فکر کنند، نه رفتن. اعتماد به آینده، احساس تعلق، و باور به امکان تغییر، پیششرط بازسازیاند. در ایران امروز، مهاجرت به یک راهبرد بقا تبدیل شده و بیاعتمادی به آینده گسترده است. مداخلهی نظامی، به احتمال زیاد این روند را معکوس نمیکند، و من احتمال میدهم تمام کسایی که الان برای دخالت خارجه دعا میکنند پسفردا که دیدن نه، چیزی نصیبشون نشد همونو اگه بتونن میرن، یا نتونن هم میلی به بازسازی ندارند.
و در نهایت، دسترسی به بازارهای بینالمللی. بدون ادغام پایدار در اقتصاد جهانی، بازسازی به رشد منجر نمیشود؛ فقط شکل تازهای از اقتصاد رانتی و نابرابری تولید میکند. حتی پس از جنگ، تحریمها، ریسک سیاسی و بیاعتمادی بینالمللی بهسرعت از میان نمیروند. اقتصاد ایران ممکن است فعال شود، اما پایدار و مولد نخواهد شد.
حالا هم نتیجه رو من بهتون نمیگم، به خودتون میسپارم.
اصلا چرا آمریکا آنقدر با ما مشکل داره؟ به این فکر کردید؟ چون ما استقلال داریم چون انتخابات و تصمیماتمون رو خودمون میگیریم و مثل عربستان دنبال آقا ترامپ تروخدا اجازه نیستیم. حفظ استقلال الان از همه چیز مهمتره. چرا چیزی رو که الان پنجاه ساله داریم بابتش هزینه میدیم رو دو دستی تحویل ترامپ بدیم؟