#ناشناس
ج.ا آیا برای مردمش ارزشی قائل هست؟ مطمئن باشید اگر در ماندن در کشور و حکومت کردن سودی براشون نبود ثانیه ای از کشور دفاع نمیکردند و همون لحظه ی اول فرار رو ترجیح میدادن و در کل نظر من این هست که هدف ما این هست که از ج.ا گذر کنیم و باید هزینه های زیادی پرداخت کنیم اما حداقل خیالمان راحت هست نسل های آینده کشورمان در این دوران دیکتاتوری زندگی نمیکنند
الفِ آزادی.
#ناشناس ج.ا آیا برای مردمش ارزشی قائل هست؟ مطمئن باشید اگر در ماندن در کشور و حکومت کردن سودی براش
من از آینده نمیدونم، نمیدونم بعد از این جنگ اگر تخت سلطه آمریکا درنیامدیم واکنش ج.ا چه خواهد بود، نمیدانم چه میشود. اما میدانم آمریکا برای تفریح نیامده، برای تجزیه و غارت منابع امده، اگر برای شما آزادی و استقلال ارزش نیست من بحثی با شما ندارم، اما این دو اصل برای من خیلی مهم هستند. میدانم با باز شدن دست آمریکا این اتفاق خواهد افتاد. پس نه. من حتی ثانیه به همسو شدن با آمریکا فکر نمیکنم.
الفِ آزادی.
#ناشناس https://eitaa.com/alefeazadi/230 چه دروغ دغلی؟
حالا اصلا به اول انقلاب که خمینی سر همه رو کلاه گذاشت اشاره نمیکنم به همین چندسال اخیر اشاره میکنم.
آبان ۹۸، افزایش بنزین، سرکوب معترضان، حکم تیر به معترضان، قطعی اینترنت، سقوط هواپیمای اوکراینی، اعتراضات مردمی، کرونا و واکسن، اعتراضات ۱۴۰۱، خیزش سراسری، بازداشتهای گسترده، اعدام و محاربه، کشتن بخاطر حجاب، مهسا، ناامیدی جمعی، شکاف نسلها، دلار بالای ۱۵۰، اعتراض بازار تهران، کشتن معترضین، کنترل نکردن وضعیت، خر فرض کردن مردم، خطاب جوانها به اسم های خرابکار، اغتشاشگر، به رسمیت نشناختن افراد.
الفِ آزادی.
#ناشناس https://eitaa.com/alefeazadi/636 اشاره کن بنظرم
خب اول ببینیم چه گروههایی در سالهای پایانی رژیم پهلوی مخالف بودن؟
-مذهبیها و روحانیان (حول رهبری خمینی)
- ملیگرایان (مثل جبهه ملی و نهضت آزادی)
- چپگرایان و مارکسیستها
- نیروهای اسلامی غیرروحانی (مثل سازمان مجاهدین خلق)
همهی اینا تو سقوط پهلوی نقش داشتند اما سر شکل حکومت آینده اختلاف جدی داشتند.
اولین ماههای بعد از بهمن ۵۷ تا تابستان ۵۸ فضای سیاسی نسبتا باز بود، تمام احزاب فعالیت آزاد داشتند حتی توی شورای انقلاب، دولت موقت یا نهادهای انقلابی از هر گرایشی نمایندهای وجود داشت.
اما طبق پژوهش تاریخنگاران مثل عباس میلانی (معمای هویدا) مشخصه که از تابستان ۵۸ به بعد روند تثبیت قدرت در دست نهاد های انقلابی زیر نظر رهبری روحانی آغاز شد، مثلا چیا؟
-انحلال یا محدود شدن فعالیت احزاب غیرمذهبی
- تمرکز قدرت در نهادهای تحت فرمان انقلاب (سپاه، دادگاههای انقلاب، کمیتهها)
- تصویب قانون اساسی با محور ولایت فقیه در آذر ۱۳۵۸
که همهی اینا آزادی سایر احزاب و گروههای مستقل رو از میان برد. بسیاری از گروههایی که ابتدا از انقلاب حمایت کرده بودند، تدریجاً حذف یا محدود شدند؛
سرنوشت احزاب چی شد؟
برخی مانند جبهه ملی، نهضت آزادی، مجاهدین خلق، فداییان خلق و گروههای چپ دیگر یا غیرقانونی شدند یا به اپوزیسیون بیرون از کشور تبدیل گشتند.
پس در آغاز جمعیتی بزرگ با هدف مشترک مقابله با نظام سلطنت شکل گرفت.
بعد خمینی از همه با سخنرانی و پیامها و اعلامیه ها از همه در مشارکت در انقلاب دعوت میکرد.
انقلاب که پیروز شد و نظام جدید تثبیت شد تقسیم قدرت به نفع روحانیون و نهاد های وابسته به اونها پیش رفت و بخش زیادی از گروههای دیگه از دایره قدرت کنار رفتند.
نتیجه؟ خمینی همه رو بالا کشید.
#ناشناس
تو منظور این آدما رو متوجه میشی وقتی میگن چیزی به اسم وسط بودن وجود نداره؟ من متوجه نمیشم:) حالم از هردوطرف به هم میخوره، من نمیتونم در چارچوبی قرار بگیرم که خودم نقشی در ساختنش نداشتم، وقتی که هیچ دموکراسیای وجود نداشته و نداره میدونم توی جامعه شناسی، در اینجا، میزان تأثیر گذشتگان مطرح میشه که اتفاقاً بیشتر از انسان های معاصره، اما مگه همهی آدما منفعلن؟ من نمیتونم بین این دو چیزی رو انتخاب کنم؛ چون اگر قرار باشه جونم و خونم و روحم رو ازای یکیشون صرف کنم، نباید حداقل آرمان ها و ارزشی که بابتش اون عقیده رو پذیرفتم، همسو با عقاید و آرمان های خودم باشه؟ یا اصلا خودم اون عقاید رو در وهلهی اول قبول داشته باشم که بعد بخوام به ازخودگذشتگی توی اون راه فکر کنم؟ میدونی مشکل از جایی شروع شد که بشر تصمیم گرفت جبههای که جبههی خودش هم باشه رو به اسم حق بنامه و دیگری که مقابلشه رو باطل مگه اصلا حق و باطل مطلق وجود داره؟ کی گفته جبهها فقط از حقِ خالص و باطلِ خالص تشکیل شدن؟
حتی به یه جایی رسیدم که نمیدونم کدوم عقیدهام رو کورکورانه قبول کردم، کدومش رو رسانه بهم تحمیل کرده، چه داخلی چه خارجی؛ به جایی رسیدم که به عقل سلیم خودم هم شک میکنم، نمیدونم عقیدهی واقعیم چیه، نمیدونم؛ میخوام بپرسم شما واسه نجات دادن خودت چیکار کردی؟ برا اینکه خودت رو پیدا کنی؟ اینکه نمیتونم به این سوال جواب بدم که: آیا من حد وسطم چون با خودم صادقم، یا من حدوسطم چون با خودم صادق نیستم، عذابم میده... یه سوال، آیا اینکه به صورت سلبی عقیدهام رو ابراز کنم، عقیدهی من رو شرح نمیده؟ مثلا اینکه بگم من طرفدار ج ا نیستم، سلطنت طلب نیستم، طرفدار اسرائیل و آمریکا نیستم، این عقیدهی من رو کامل شرح نمیده درسته
ببین، بعضی چیزها در زمانها و شرایط مختلف معانی جدیدی پیدا میکنند، بعضی وقتها شرایطی پیش میاد که حق و باطل رو خیلی از هم جدا میکنه، اما گاهی هم هست که دو جبههی باطل روبهروی هم قرار میگیرند. مثل ج.ا و امریکا، این دو هردو باطلاند، هردو ناکارآمد و دیکتاتوراند در مقابل دنیا. اما زمانی مثل الان پیش میاد که یکی از جبهههای باطل در چاه باطلی بیشتر فرو میره، اینجا میشه تا زمانی که باطل بزرگتر نابود بشه به باطل کوچکتر فرصت داد.
من متوجه تمام صحبتهات هستم، ولی باید این رو درک کنیم همه که الان دست متجاوز خارجی به کشور باز شده، و تا به هدف نرسه هم نمیایسته، این جمهوری هم بدون مردم هیچی نیست، مطلقا چیزی نیست، الان زمانیه که باید به جا به عنوان کسی که نسبت به آمریکا حقتره فرصت داد، باید کنارش ایستاد تا بتونیم دست خارجی رو قطع کنیم. ما تمام عقاید و باورهامون رو حفظ میکنیم و در زمان مناسب دوباره روی میز میاریم.
هنوز هم که هنوزه همه ازم میپرسن آخرش کدوم وری هستی؟ نه با اینی نه با اونی موضعت رو مشخص کن. بیا بهشون بگیم موضع ما بزرگتر از این ایدئولوژی های مسخره و باطل شماست، ما طرف ایرانیم، طرف ایران و ایرانی!
درحال حاضر جمهوری اسلامی معنایی نمیده، ما همه ایرانی هستیم کنار هم برای حفظ وطن و استقلال.