يا رَبِّ اِنَّ لَنا فيكَ اَمَلاً طَويلاً كَثيراً؟
_عَصَيْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَيْنا وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتَجيبَ لَنا...
http://nskhat.ir/send?public_token=torobche-7832f6
چند کلامی صحبت کنیم؟
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
http://nskhat.ir/send?public_token=torobche-7832f6 چند کلامی صحبت کنیم؟
شما که حرفتون نمیاد منم که حرفی ندارم
سلام الف سین رآ
دفعه قبل چیشد رفتین؟
.
سلام علیکم
حال شما؟
چی بگم، شاید بهترین جواب به قول یِ بنده خدا :
چی بگم ... اون موقع هم اگر حرفی میومد لطف خدا بود ، نه اینکه حالا لطف خدا کم باشه که لطف خدا همیشه به عبد بی نهایت هست اما چند روز پیش داشتم متنی از سابق رو می خوندم
نوشته بودم
این جام از آن شما بوده از اول
حالا اگر خالی باشد یعنی صاحب خانه کرم نداشت؟
این از بی چارگی عبد بود که ظرفیت نداشت...
حرفی نداشتم، یعنی بهتر بگم هدفی نبود
بگذریم روزهای عجیبی بودند
هنوز که بهش فکر میکنم باز هم علتی نمی یابم حقیقتا، فکر کنم مدت زمان زیادی باید بگذره تا شاید دلیلش رو بفهم👨🏻🦯
عزیزم کنون تو کجای جهان مایی؟
نمیدانم شاید در یک قدمی من یا اویی که در کنار مزارت ایستاده یا که در کوچههای تنگ قهر و آشتی به جست و جوی گمشدگانی که بعد از تو ره گم کردند؛
هر کجا که باشی حتی اگر فرسنگها دور از من باشی غمی نیست، غمی نیست تا به هنگامی که در کنج دلم خانه کردهای، یک گوشهی دنج اینجا خالی از توست و پر از هوای تو، نفس های تو، یاد تو، هر آنچه که این حفرهی خالیِ سرد را کمی گرم کند فقط کمی، عزیزم ای کاش میشد تا ابد ساکن این کلبهی خزان زده میشدی و به دور تمام چشمهایی که چشم دیدنت را نداشتن پنهان می ماندی؛
افسوس جانم، افسوس که خیلی دیر شده است، آنقدر دیر که حال خانهای که تو برگزیده ای زیر خروارها خاک است و تنت را خاک های سرد نمناک به آغوش کشیده اند، می بینی عزیزم تو با من بسیار فاصله داری، بسیار؛
ای کاش زمان نبودت نیز مرا با تو میبرد، سخت دل تنگم، سخت؛
ای حسرت بر باد رفته کاش که دوباره دیدنت شود حسرت روزهایم...
الف.سین.رآ | #دوری_بسیار_دور | ⁰⁵.⁰⁴.²²