دانایِ جاهل🚩 alef.sin.ra
میدونید چی توی خونه بهم حس زندگیمیده؟ -لباسهای روی بند¹
-حیاط شسته رُفته دمِ عصر²
دانایِ جاهل🚩 alef.sin.ra
پروردگارا؛ جمع کوچک ما را قرین انوار الهیت بگردان. -الهی آمین.
که در تاریکیها در ظلمات راه گم نکرده و از پس درزهای ناامیدی مان نور امیدت را بفرست و حیات تاریک از اعمال مان را به نور رحمتت روشن کن و از میان غمهایمان لذت شادی غم بنهان و در مسیر بیابان ها روشنایی مهتاب را به ما ارزانی بخش،
پروردگارا ما بسیار ناچیزتر از آن هستیم که به خودمان دل ببندیم پس دل هایمان در وصال خودت گره بزن؛
چقدر قشنگه، چقدر محبت دارید به بندهی حقیر که یکجاهایی بنده رو یاد می کنید که واقعا باید گفت جز محبت شما به بنده نیست، امیدوارم لایق این همه محبت و مهربانی تون باشم :)
خداوند به دلهای مهربانتان وسعت دریا ببخشد؛
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد؛
حوا که لب گشود: غزل اختراع شد! در چشم های خسته ی مردی نگاه کرد، نزدیک ظهور بود [بغل] اختراع شد؛ آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت، تا هاله ای به دور زحل* اختراع شد؛ حوا بلوچ بود ولی در خلیج فارس، رقصید و در حجاز هبل' اختراع شد؛ -حامدعسکری
پروردگارا؛
جمع کوچک ما را به دور از حسادتها، تفرقها، بخلها، کینه ورزیها قرار بده.
-الهی آمین.
دانایِ جاهل🚩 alef.sin.ra
پروردگارا؛ جمع کوچک ما را به دور از حسادتها، تفرقها، بخلها، کینه ورزیها قرار بده. -الهی آمین.
تا در هنگام دیدن خوشبختی آدمها لبخندمان پیش قدم باشد و به هنگام دوری ها دستها را پیونده داده و زبان به خیر گشوده و هنگام دارایی در راه خشنودی تو از هیچ چیز فرو نگذاشته و دل بسته و مجذوب برق دنیا نشده و به هنگام ناراحتی و عصبانیت دلهایمان را وسعت ببخش تا چیزی در تنگی آن دست و پا نزند،
پرودگارا ما بسیار ناچیزتر از آن هستیم که به خودمان دل ببندیم، پس دل هایمان را در وصال خودت گره بزن؛
دانایِ جاهل🚩 alef.sin.ra
ناشناس👻 +کانال پاسخ به ناشناسها
خب ۵/۵/۵ در راه و خب همین دیگه، چه میدونم والا، داشتم فکر میکردم خب که چی؟ بعد گفتم از شما بپرسم خب که چی؟