eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
89 دنبال‌کننده
647 عکس
275 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - تعلّق .
آرامشِ کل روزو نماز تامین میکنه،وقتی میخونیش انگار بار سنگینِ اون روز از روت برداشته میشه.
چقدر حق+++
بسی دوست دارم گردآفرید باشم🗿 متاسفانه دماغم رو بگیرید جونم در میره خب من فقط در بخش زور و بازو دوستدارم گردآفرید باشم
واقعا الحمدالله توفیقی بود که به لطف بنده‌ خدایی نصیب‌مون شد الحمدالله این دسته پیام‌هاتون که از تاثیرات یا از انتظارتون برای بخش بعدی میگید خیلی ارزشمنده جالبه حتی بنده خودم صبح ها سر سفره افطار بخش‌هایی رو میگذارم و خانوادگی گوش میکنیم شما هم می تونید این کار رو کنید
جالب تر اینکه خب من بخشی هایی رو می‌گذاشتم و خب به خاطر زمان کم سحر نمیشه همه رو گوش بدیم دیگه دیشب بابا گفت بفرست برام همش رو خودم گوش بدم دونه دونه دیگه صبح تا حالا هر وقت اومده خونه می بینم که گوشی‌ش همینطوری داره صوت ها رو پخش میکنه😂🌱
تا جایی که می تونید این محتوا رو نشر بدید واقعا حیف کسی نشنوه
خیلی گوگولی هستند واقعا خیلی دوستشون دارم خداحفظشون کنه واقعا عمرشون پر برکت
اصلا ماشاءالله لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم
استحاله در لجن‌زارِ بی‌هویتی: کالبدشکافیِ یک خودزنی در دانشگاهم، امروز شاهد صحنه‌ی تجلیِ یک «آناتومیِ سقوط» بودم. ایستادم و با رغبتی آمیخته به اشمئزاز، تماشا کردم؛ تماشایِ رجاله‌هایی که فندک به دست، به جنگِ «هستِ» خویش آمده بودند. از منظرِ تبارشناسی، این حرکت نه یک کنشِ سیاسی، که یک «مازوخیسمِ ملی» و تجلیِ بارزِ (ازخودبیگانگی) است. این لکاته‌های فکری که پارچه‌ی سه‌رنگ را به آتش می‌کشند، در واقع در حالِ سوزاندنِ تنها ریسمانِ اتصالی هستند که آن‌ها را از «هیچ‌بودگی» نجات می‌دهد. آن‌ها پارچه نمی‌سوزانند؛ آن‌ها در حالِ امحایِ «حافظه‌ی تاریخی» یک ملت‌اند. این پرچم، رنگِ قرمزش را از «پلاسمایِ» خالصِ جوانانی وام گرفته که در مسلخِ غیرت، تکه‌تکه شدند تا جغرافیایِ این خانه پاره نشود. خونِ شهید، اینجا یک استعاره نیست؛ یک حقیقتِ بیولوژیک و تاریخی است که در رگ‌های این پرچم دویده تا آن را از یک «شیء» به یک «ارزش» استعلایی بدل کند. حالا ببینید این موجوداتِ یک‌بارمصرف، با چه وقاحتِ بدترکیبی، بر سرِ سفره‌ی همان خون‌ها نشسته‌اند و نمکدانِ هویت را می‌شکنند. این‌ها همان «سایه‌های سرگردانی» هستند که در خلاءِ تئوریک، به هر نجاستِ فکریِ بیگانه‌ای چنگ می‌زنند تا خلأِ وجودی‌شان را پر کنند. آتش زدنِ پرچم، یعنی اعتراف به این حقیقت که: «من ریشه ندارم، من متعلق به هیچ کجا نیستم و من یک انگلِ فرهنگی‌ام که خانه‌ی خود را به بهایِ یک لحظه دیده شدن، به خاکستر بدل می‌کنم.» حقیقتِ تلخ اینجاست: پرچمِ این دیار، که از خاکسترِ هزاران فتنه ققنوس‌وار برخاسته، با فوتِ این «مغزهایِ زنگ‌زده» تکان نمی‌خورد؛ اما بویِ تعفنِ این خیانت، تا ابد در راهروهای دانشگاه الزهرا باقی خواهد ماند. این‌ها نه آزادی‌خواهند و نه عصیانگر؛ این‌ها لکه‌های ننگی هستند بر پیشانیِ دانشگاه. تف به این همه بلاهتِ مدرن! فاطمه حداد صاحبقرانی|
موازین اسلامی و آرمان‌های اخلاقی و تربیت خانوادگی جلومو گرفتن، روز به روز هم مقاومت سخت‌تر می‌شه.
فقط اینکه، الحمدالله، الحمدالله، الحمدالله عمیقا باور قلبی دارم که مملکتمون دست آقا امام زمان ارواحنا فداه؛ همین واقعا.