چفیه و انگشتر نمیخوام ها میخوام ببینمش فقط
نگاه اش کنم یک دل سیر نگاه اش کنم
میدونی چقدر دلم تنگ براش؟
دیگه فردا میاد تازه بدون عصا هم میاد دیگه
استوار و ایستاده اقام میاد
با صلابت قدم بر میداره
راستی کاشکی به آقا بگیم این همه مدت بی خبری بودیم ازتون رسمش نبود رسما دق کردیم
رقیه رو میگم چرا گریه میکنی بابا؟
اقا فردا میاد
من میدونم میاد
اقام دلش نمیاد مردمش غم به دلشون بشینه که
طاقت ناراحتی ما رو ندارند که
میگم که اقا بودش فقط این مدت ما ندیدیمش
حالا فردا همه می بینمش
حتما فردا سلام تون می رسونم میگم
اینها هم میخواستند بیان ها نشد دیگه
ولی خیلی دوست دارند ها
تک تک اسم تون میگم به اقا
باشه میگم اقا میشه برامون دعا کنی؟؟