تا چند نشینیم به پشت در بسته؟
وقتی که غزل نیست شفای دل [
خسته]! ماندیم چه دلگیر، و گذشتند چه دلسوز؛ آن سینه زنان حرمش دسته به دسته! می گریم و می دانم از این کوچه ی بن بست، راهی است به سر منزلِ دل های شکسته! در روز جزا، جرأت برخاستنش نیست، پایی که بر آن 'زخم عبوری ننشسته؛ قسمت نشود روی مزارم بگذارند، سنگی که گل لاله> بر آن نقش
نبسته... -
علیرضاقزوه
دوبار از خواب پریدم، اخرش ۷ بیدار شدم
الان تازه فهمیدم امروز امتحان ندارم، اون دیروز بوده که امتحان داشتم :)))