eitaa logo
از هر دری سخنی
545 دنبال‌کننده
25.5هزار عکس
8.5هزار ویدیو
454 فایل
آشفتگیه،بایدببخشید... ارتباط با مدیر @Behesht123
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ خون شیراز و ایذه با زاهدان فرقی می کند؟! ◾️ در ریخته شدن خون بی گناه نزد خداوند فرقی بین سنی و شیعه، زاهدان و ایذه نیست. پس چرا برای یکی شکل می گیرد و پیامهای مقامات سیاسی و مذهبی صادر میشود و برای دیگری نه؟! فرق ایندو در رنگ خون شان نیست در شکل و معنای حادثه است: الهائشات یا الغارات؟! ◽️ الهائشات، فتنه ها و نا آرامی هایی است که کسی در آن کشته یا زخمی می شود بدون اینکه قاتلش معلوم باشد.۱ اینجا باید دیه از بیت المال پرداخت شود.۲ و از خانواده دلجوئی شود. ◾️ الغارات، عملیاتهای تروریستی واضح و کشتن مردم بی گناه است. مثل آنچه گروه سفیان غامدی به دستور معاویه با شهر انبار کرد. امیرالمومنین(ع) درباره اش خطبه خواند۳ و از جمله فرمود: "کار را بر دوش همدیگر انداختید و یکدیگر را تنها و بی یاور گذاشتید تا اینکه دشمن غافلگیرانه از هرسو برشما تاخت(حتی شُنَّت علیکم الغارات)". ◽️ وقتی علی(ع) در مسجد فراخوان صفین می داد، اربد از بنی فزاره بر امام اعتراض تند کرد. جمعی از مردم بر او شوریدند. در فرار با لگد و ضربات مردم کشته شد و قاتلش معلوم نبود. امیرالمومنین اورا کشته غوغا خواند و دیه اش را از بیت المال داد.۴ ◾️ اما حضرت برای زنان مسلمان و ذمیِ انبار که در غارات سفیان غامدی غارت شدند خطبه خواند و فرمود: "باخبر شدم مردانشان بر زن مسلمان و زنی دیگر که در پناه اسلام به سر می برده، هجوم آورده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره آنها را به غارت برده اند و آن بیچاره در برابر مهاجم جز گریه و التماس وسیله ای برای دفاع از خود نداشته... اگر پس از این رویداد مسلمانی از غصه بمیرد نکوهشی بر او نباشد بلکه نزد من جای آن هست که از غصه جان دهد".۵ این به مثابه همان پیام مقامات و اعلام تسلیت یا عزای عمومی امروز است! ◽️ جمعه زاهدان، نمونه الهائشات بود! رهبر انقلاب با کشته های بی گناه آن روز همان مواجهه را کرد: دلجوئی و دیه! در عهدنامه مالک اشتر، حضرت حکم هردو صورت قتل عمد و خطای کارگزار و والی خود را بیان کرده: - "نه من در قتل عمد عذری نزد خدا دارم و نه تو؛ چرا که کیفر آن کشتن قاتل است" - "اگر گرفتار قتل خطایی شدی و تازیانه یا شمشیر و یا دستت در مجازات کردن کسی افراط کرد... مبادا کبر و نخوت حکومت تو موجب شود که حق صاحبان خون را به آنان نپردازی"۶ برای زاهدان هم دستور بررسی برای تطبیق این دو داده شد. ◾️ شیراز و ایذه و اصفهان اما نمونه آشکار الغارات است؛ چنانچه آرمان عزیز و سید روح الله و...! در اینجا که بطور واضح تروریست ها جان بی گناهان بی پناه را می گیرند؛ اگر علی(ع) هم بود، خطبه۲۷ می خواند و بیانیه می داد! تاسف و تسلیت عمومی را روا می داشت. نه چون این خون رنگین تر است، چون کشته شدن در عملیات تروریستی (الغارات) با کشته شدن در یک آشوب خیابانی (الهائشات) دو صورت اجتماعی متفاوت و هرکدام اثر و بار حقوقی خود را دارد. ............................... ۱.تهذیب الاحکام ج۱۰ص۲۰۳/ ملاذالاخیار ج۱۶ص۴۲۳ ۲.ریاض المسائل ج۱۶ص۲۸۶/ جواهر الکلام ج۴۲ص۲۳۴ ۳.نهج البلاغه خطبه۲۷ ۴.وقعه صفین ص۹۴و۹۵ ۵.نهج البلاغه خطبه۲۷ ۶.نهج البلاغه نامه۵۳ 📝 محسن قنبریان ۱۴۰۱/۸/۲۶ @m_ghanbarian @alfavayedolkoronaieh🌱
6.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه از دی ماه، از این آه سرد آه از دی ماه، از این ماه درد... 🔻 بخشی از شعرخوانی محمد رسولی در‌ دیدار امروز رهبر انقلاب با مداحان 🌐 @makroobah @alfavayedolkoronaieh🌱
♨️ مواظب تروریست ها نباشیم! 🔹 می گویند شخصی به نام مشتی رجب خری داشت و دزدان شبانه خر او را از طویله دزدیدند. مردم که صبح با آه و ناله او مواجه شدند، هرکدام چیزی گفتند. یکی گفت که تقصیر معمار است که دیوار طویله و خانه را کوتاه ساخته؛ دیگری گفت: نه تقصیر خر است که نه عرعر کرده و نه سروصدایی ایجاد کرده. نفر سوم گفت که تقصیر خود توست که قفل درست وحسابی استفاده نمی کنی و نفر بعد گفت: همه اش تقصیر پلیس هاست که خوب گشت نمی زنند و تنبل هستند. مشتی رجب فریاد زد: «عجب! انگار تمام شهر تقصیر دارند و تنها دزد بی گناه است». داستان خر مشتی رجب، آیینه تمام نمای برخورد برخی افراد جامعه با مصائب و مشکلات است. 🔸 در جریانات کنونی، نباید کانون توجه از نفرت انگیز بودن ترور و تروریسم به سوی مطالب حاشیه ای منحرف شود. جلوگیری از تطهیر ترور و تروریست، تضعیف حافظان امنیت و هتک حرمت شهیدانِ مظلوم، سه اصل اساسی برای حفظ انسجام ملی و ارتقای امنیت است. 📎 📎 📎 📎 @banketolidat @alfavayedolkoronaieh🌱
33.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 پدرم را خدا بیامرزد... پدرم را خدا بیامرزد مردِ سنگ و زغال و آهن بود سال‌های دراز عمرش را کارگر بود، اهل معدن بود از میان زغال‌ها در کوه عصرها رو سفید برمی‌گشت سربلند از نبرد با صخره او که خود قله‌ای فروتن بود پا به پای زغال‌ها می‌سوخت سرخ می‌شد، دوباره کُک می‌شد کوره‌ای بود شعله‌ور در خود‌ کوره‌ای که همیشه روشن بود بارهایی که نانش آجر شد از زمین و زمان گلایه نکرد دردهایش یکی دو تا که نبود دردهایش هزار خرمن بود از دل کوه‌های پابرجا از درون مخوف تونل‌ها هفت‌خوان را گذشت و نان آورد پدرم که خودش تهمتن بود پدرم مثل واگنی خسته از سرازیر ریل خارج شد بی‌خبر رفت او که چندی بود در هوای غریب رفتن بود مردِ دشت و پرنده و باران مردِ آوازهای کوهستان پدرم را خدا بیامرزد کارگر بود، اهل معدن بود ✍🏻 موسی عصمتی @alfavayedolkoronaieh