دست بوس همه ی مدافعان ایران🌱
@Emam_Graphic
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
هدایت شده از گیومه «....»
«تابلوی قصه»
مواد بَتونه را توی تَشت آهنی ریخت. کاردَک را زد تویشان و کشید روی فرورفتگیهای دیوارِ خانه. هر چند دقیقه یکبار «هِیِ» غلیظی از دهانش بیرون میآمد. زیر چشمی نگاهی به عضو کوچک خانهمان انداخت. ابروهایش را به هم نزدیک کرد و گفت: «آخه بچه با چی دیوارا رو به این روز انداختی؟»
پسرکم دست به سینه، گوشهی هال که فرشش را جمع کرده بودیم، روی زمین نشسته بود. در جواب سوالِ آقای بتونهکار سرش را انداخت پایین و شروع کرد به اسم بردن از ابزاری که دیوار را به این روز انداخته بودند:
- با مدادرنگی، با چوب، با قاشق، با دست...
گره از ابروهای آقای بتونهکار باز شد و لبخند نشست روی لبهایش.
دیوارها که صاف و یکدست شد. نصاب آوردیم و کاغذدیواریها را هم چسباندیم.
چهاردیواریِ پر از خط و خَشمان تبدیل شد به خانهای با دیوارهای خامهای رنگ، با خطهای عمودیِ محو و اکلیلهای پراکنده.
دخترم پیشنهاد داد حالا که دیوارهای خانهمان نو شده یک تابلوی جدید هم بخریم.
گفتم: «چی مثلا؟؟»
بعد از یک وقفهی چند دقیقهای، شبیه کسی که کشف بزرگی کرده از حالت درازکش روی مبل به حالت نشسته درآمد و با صدای پر انرژی داد زد:
«یافتم مامان، یافتم، بیا یه تابلوی قصه بخریم»
حرفش را نفهمیدم. این را خودش از چشمهای گِرد شده و صورتِ هاجُ واجم فهمید. ادامه داد: «قصهی هیچجا خونهی خودِ آدم نمیشه، یادته مامان چند روز پیش توی اون کاناله تابلوش رو دیدیم؟»
این اسمی بود که خودش برای قصه انتخاب کرده بود. بعضی شبها به جای پخش قصههای صوتی مریم نشیبا، خودم برایشان قصه میگویم.
وقتهایی که دلم میخواهد حرفی را بهشان بفهمانم از این راه برای فهماندنش استفاده میکنم. خب این هم بخشی از سیاستهای مادرانه است. آن شب قصهی آدمهای غزه را که دستِخالی توی خانههایشان ماندهاند و با اسرائیل میجنگند، برایشان گفتم. آخرِ قصه پسرجان پرسید: «خب مامان، نمیشه خونههاشون رو بِدن به اسرائیل و برن یه جای دیگه که اینقدر اذیت نشن؟»
از سوالش هم خوشم آمد هم نه. از اینکه به این فکر کرده تا راهحلی برای فلسطینیها پیدا کند که اذیت نشوند خوشم آمد. ولی قسمتِ مقاومتخواهِ وجودم از اینکه توی ذهنش گزینهی تسلیم آمده، خوشش نیامد.
بغلش کردم. پیشانیاش را بوسیدم و گفتم:
«اگه یه روز یکی بیاد بخواد به زور خونمون رو بگیره، دوست داری خونمون رو بهش بدیم بریم یه جای دیگه؟»
بعد از پرسیدنش، پشیمان شدم. توی ذهنم آمد که این دیگر چه سوالی بود که از یک بچهی چهار ساله پرسیدی؟
اما کار از کار گذشته بود. یکی از دستهایش را مشت کرد و کوبید کف دست دیگرش، صدایش را کلفت کرد و گفت: «ما خونمون رو ول نمیکنیم، به بابام میگم بیچارشون کنه»
جوابش غافلگیرم کرد. فکر میکردم فقط اهل مذاکره است ولی فهمیدم نَه، به وقتش مبارزه را هم میفهمد.
دخترم که این روزها با نُه ساله شدنش، ژست آدم بزرگها را به خود میگیرد. گفت: «خب فلسطینیا هم بخاطر همین خونشون رو ول نمیکنن. بعدشم آدم که الکی خونشو نمیده به هر کسی»
برای اینکه زودتر بخوابند و دست از سوال پرسیدن بردارند، به عنوان حُسنختام بحث، گفتم: «آره واقعا هیچجا خونهٔ خودِ آدم نمیشه»
هر دویشان سری تکان دادند و اوهومی گفتند. بعد از آن شب هر وقت که میخواستند قصهی فلسطین را بشنوند گردنشان را کج میکردند که خودت برایمان قصه بگو، قصهٔ هیچجا خونهٔ خودِ آدم نمیشه.
قرار شد همان تابلوی قصه را سفارش بدهیم. سفارش دادیم. تابلو رسید.
قابش مستطیلی و چوبی است و پس زمینهاش جیرِ قرمز. نقشه غزه را با چفیه فلسطینی پوشاندهاند و چسباندهاند توی قلبِ تابلو.
حالا چند روزی هست که این تابلوی قصه، مهمانِ دیوارهای اکلیلیِ خانهی ماست. کنارمان مانده است توی روزهایی که ما هم داریم قصهی خودمان را زندگی میکنیم. قصهی ماندن پای خانهمان، پای وطنمان...
✍ آسیه کلایی
#روایت_نوشت
@giyume69
مهرِ شما از کودکی،
با جان ما آغشته است..
فَرّوا اِلَی الحُسين...
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
هدایت شده از حسینیه علیاصغریها🏴🎈
❁﷽❁
#اعلام_برنامه
🏴 مادرم گفت حسینی باشم 🏴
«آئین سیاهپوشان حسینی»
💠 سیاه پوشی نوگلان حسینی؛
💠 به دست پیرغلامان آستان حسینی؛
«برای ورود به ماه عزای سید و سالار شهیدان»
❇️ ویژه مادران و فرزندان ۳ تا ۹ سال
⏰ زمان: چهارشنبه، ۴ تیر ماه، ساعت ۲۰؛
🏫 مکان: قم، پردیسان، بلوار ۲۲ بهمن، مجموعه فرهنگی ورزشی خانه مهندس.
جهت عضویت در کانال:
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر (سلاماللهعلیه)
https://eitaa.com/joinchat/826081764C10f6c1e3d1
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❁﷽❁
#اعلام_برنامه
🏴 مادرم گفت حسینی باشم 🏴
💠 شب اول محرّم، سینهزنت آرزوشه؛
💠 با دستای یه پیر غلامت پیرهن سیاه بپوشه...
➖آئین سیاهپوشان حسینی➖
⚫️ ویژه مادران و فرزندان ۳ تا ۹ سال
⏰ زمان: چهارشنبه، ۴ تیر ماه، ساعت ۲۰؛
🏫 مکان: قم، پردیسان، بلوار ۲۲ بهمن، مجموعه فرهنگی ورزشی خانه مهندس.
جهت عضویت در کانال:
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر (سلاماللهعلیه)
https://eitaa.com/joinchat/826081764C10f6c1e3d1
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
🏴 من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
شب گذشته، در مراسم سیاه پوشان حسینی، به استقبال محرم رفتیم، نوگلانمون رو سیاهپوش کردیم، تا انشاءالله امسال هم فرصت عزاداری سیدالشهدا رو داشته باشیم..
#مادرم_گفت_حسینی_باشم
#سلام_بر_محرم
#سیاه_پوشان
🏴🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
🏴
شیعه در ایام عادی و روزهای معمول زندگی از پوشیدن لباس سیاه پرهیز میکند؛ اما به دهه اول محرم یا آخر صفر، ایام شهادت امیرمؤمنان (ع) و فاطمه زهرا (س) و نظایر آن که می رسد جامه مشکین می پوشد و در و دیوار و کوی و برزن را سیاه پوش می کند.🏴
اما فلسفه این سیاه پوشی چیست؟
قرآن و روایات، دوستی خاندان رسول اکرم (ص) را بر مسلمانان واجب کردهاند.
دوستی لوازمی دارد و محبِّ واقعی کسی است که شرط دوستی را - چنان که باید و شاید - به جای آورد .
یکی از مهمترین لوازم دوستی، همراهی و همدلی با دوستان در غمها و شادیها است.
از این رو، احادیث بر برپایی جشن و سرور در ایام شادی اهل بیت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان تاکید ورزیدهاند.
حضرت علی (ع) می فرماید: «شیعه و پیروان ما در شادی و حزن ما شرکت دارند»
امام صادق (ع) نیز فرمود: «شیعتُنا جزءٌ مِنّا خلقوا من فَضل طینَتنا، یسوؤهم ما یسوءنا ما یسرهم ما یسرنا...»
«شیعیان ما پارهای از خود ما بوده و از زیادی گل ما خلق شدهاند، آنچه ما را بدحال یا خوشحال می سازد، آنان را بدحال و خوشحال می گرداند.»
شادیم به شادی تو
غمگین از غم تو🏴
#مادرم_گفت_حسینی_باشم
#سیاه_پوشان
🏴🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
#گزارش_تصویری
🏴 آئین سیاهپوشان حسینی 🏴
💠 سیاه پوشی نوگلان حسینی؛
💠 به دست پیرغلامان آستان حسینی؛
🏳 مادرم گفت حسینی باشم
#سیاه_پوشان
🏴🎈حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72