eitaa logo
کتیبه تاک
469 دنبال‌کننده
44 عکس
7 ویدیو
3 فایل
#کتیبه_تاک را #به_زبان_مادری #لب_خوانی کنیم
مشاهده در ایتا
دانلود
حرفی نگفته حنجره ام را خراش داد بغضی که در گلوست مرا دار می زند
هدایت شده از خوبان پارسی‌گو
گنجشک کوچکی شده‌ام در پناه تو خو کرده‌ام به سایهٔ چشم سیاه تو ای کاش در مسیر رسیدن به خانه‌ات باشد درخت کوچک من تکیه‌گاه تو‌ برعکس من، در آینه بوسیده‌ای مرا این بود عاشقانه‌ترین اشتباه تو خاری به چشم من شده زیبایی‌ات؛ ولی این‌ها فدای یک سر سوزن نگاه تو تنگ غروب پلک زدی، آفتاب رفت زل می‌زنم به پنجرهٔ پابه‌ماه تو
چهل شبانه شده کوه نور محو نگاهت شده است آینه گردان نور جلوه‌ی ماهت انار ماه ترک خورده با اشاره‌ات ای عشق! کشیده نقشه‌ی شق‌القمر دو چشم سیاهت علی است آینه‌ی تو، تویی هرآینه چون او که آفرینشتان بوده است غرق شباهت هنوز لحظه‌ی تحویل سال هجرت عشق است هنوز اهل مدینه نشسته بر سر راهت بهشت زیر عبایت دلیل حسرت ما شد حدیث اهل کسا خوانده‌ام به شوق پناهت قسم به سوره‌ی اسرا که بود در شب معراج ستاره واله چشمت، ستاره محو نگاهت
باید که تا سپیده تماشا کند تو را وای از شبی که آینه حاشا کند تو را
برف می بارد و من خیره به کوهستانم باز دلواپس مرغان مهاجر شده ام
هدایت شده از کتیبه تاک
وقتی که ما به سمت خدا هم نمی رویم بلوار انتظار به جایی نمی رسد https://eitaa.com/aliasgharshiri
هوا بدون تو این روزها نفس‌گیر است هنوز بی‌تو از این زندگی دلم سیر است چقدر بی‌تو به تقویم کهنه زل بزنم به خود دروغ بگویم، که دست تقدیر است به دانه دانۀ تسبیح مادرم سوگند غروب جمعه پس از تو همیشه دلگیر است که گفته: سر به سر افسانه است آمدنت که گفته: نام تو در دفتر اساطیر است که گفته: صبح ظهور تو جنگ و خونریزی است که گفته: صبح ظهور تو عصر شمشیر است به ما نگاه نکن صبح جمعه بیداریم به ما نگاه نکن اشک‌مان سرازیر است کسی به آمدنت عاشقانه فکر نکرد که کار مردم وامانده رأی و تفسیر است بگو به من که چرا جاده‌ها نمی‌فهمند؟ تو هر زمان که بیایی از این سفر دیر است
شبی نبود که تا صبحدم قدم نزدم پس از تو من مژه‌ای تا سحر به هم نزدم هنوز جوهرۀ اشک من نخشکیده است چرا که حرف دلم را به این قلم نزدم هزار بار زمین خوردم و بلند شدم هزار بار غرورم شکست و دم نزدم اگر‌ چه روزی من شعرهای آشفته است ردیفِ قافیه‌ها را ولی به هم نزدم گلایه‌های دلم را نگفته‌ام به کسی به شِکوه حرفی از این رنج بیش و کم نزدم دلیل گریهٔ بی‌اختیار من این است: که سرنوشت خودم را خودم رقم نزدم
نمرده عشق در این سینه تا نفس باقی است همیشه حسرت پرواز در قفس باقی است
شده نام و نشانت را بپرسی از کسی دیگر شده در دیگران دنبال امثال خودت باشی؟!
هدایت شده از کتیبه تاک
به گوش من فقط از پرده‌ی حجاز بخوان بخوان غریبه‌ی غمگین نی‌نواز! بخوان شبانه هم‌قدم چاوشان شهر خدا به گوش خلق شباهنگ پیشواز بخوان تو را به سرِّ الف لام میم، به یس فقط به خلوت شب آیه‌های راز بخوان اذان بگو که شبستان قیام خواهد کرد بخوان دعای سحر، عاشقانه باز بخوان نماز صبح دوبیتی، نماز ظهر غزل همیشه پشت سر شاعران نماز بخوان