eitaa logo
کتیبه تاک
470 دنبال‌کننده
44 عکس
7 ویدیو
3 فایل
#کتیبه_تاک را #به_زبان_مادری #لب_خوانی کنیم
مشاهده در ایتا
دانلود
شده نام و نشانت را بپرسی از کسی دیگر شده در دیگران دنبال امثال خودت باشی؟!
هدایت شده از کتیبه تاک
به گوش من فقط از پرده‌ی حجاز بخوان بخوان غریبه‌ی غمگین نی‌نواز! بخوان شبانه هم‌قدم چاوشان شهر خدا به گوش خلق شباهنگ پیشواز بخوان تو را به سرِّ الف لام میم، به یس فقط به خلوت شب آیه‌های راز بخوان اذان بگو که شبستان قیام خواهد کرد بخوان دعای سحر، عاشقانه باز بخوان نماز صبح دوبیتی، نماز ظهر غزل همیشه پشت سر شاعران نماز بخوان
عمر خود را اگرچه باخته ام دشمن و دوست را شناخته ام سنگ زیرین آسیا شده ام با بد و خوب خلق ساخته ام مثل آتشفشان تنگ غروب ساکتم، از درون گداخته ام مانده ام در مصاف خوف و رجا مثل شمشیر نیمه آخته ام دوستانم ملامتم کردند دشمنان را چرا نواخته ام؟ دشمن و دوست را رها کردم با نهیبی به خویش تاخته ام
هدایت شده از کتیبه تاک
بانوی وحی! هستی پیغمبر! در خانه تو عشق فراوان است از کوه نور غار حرا می گفت: إقرا... که خانه خانه ی قرآن است تابیده نور وحی به تقدیرت، خورشید و ماه یکسره تسخیرت بی شک شکوه آیه چشمانت با اولین نگاه مسلمان است س
هدایت شده از گلچین شعر
مو به مو از شب نشینی های زلفت گفته است درد دل ها کرده با من شانه، وقتی نیستی @golchine_sher
هدایت شده از کتیبه تاک
میلاد مبارک چقدر ماه شده ماه نیمه رمضان مبارک است سحرگاه نیمه رمضان
هدایت شده از شعر هیأت
علیه‌‌السلام 🔹شب تاریک کوفه🔹 مگر اندوه شب‌های علی را چاه می‌فهمد؟ کجا درد دل آیینه‌ها را آه می‌فهمد؟ شب تاریک کوفه، کوچه‌ها در خواب خاموشی فقط حال یتیمان را نگاه ماه می‌فهمد به دام خویش افتادند بوجهلان صفینی فریب کفر را کی لشکر گمراه می‌فهمد؟ خوارج چیزی از پند علی هرگز نفهمیدند کجا آفاق را اندیشۀ کوتاه می‌فهمد؟ مسیر کهکشان‌ها با نگاهش می‌شود روشن ولی این قوم آیا راه را از چاه می‌فهمد؟ علی درد دلی انبوه دارد، بغض دارد، آه... مگر درد دل آیینه‌ها را آه می‌فهمد؟ 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5019@ShereHeyat
در دل کوچه های پایین شهر هر یتیمی گرسنه می خوابد از سر درد بی کسی باید نخل ها سر به چاه بگذارند
هدایت شده از کتیبه تاک
اگر آن شیر غرّان پریشان‌یال برگردد سکوت طبل‌های خالی جنجال برگردد به غارت رفته باشد شمع بیت‌المال هم حتی علی می‌گفت باید شمع بیت‌المال برگردد اگر از ننگ این قصه کسی جان داد، حق دارد مگر این که به پای دختران خلخال برگردد علی درد یتیمان را به دوشش می‌کشید آرام علی می‌خواست شادی بر لب اطفال برگردد نشسته پینه بر دستان نخلستان، دعا می‌کرد یتیمی از کنار نخل‌ها خوشحال برگردد خلافت بر خلاف میل او در بند گمراهی است مگر که قرعه برگردد، مگر که فال برگردد
سفر ادامه‌ی اندوه دربه‌در شدن است سفر بدون تو در اشک غوطه‌ور شدن است قدم گذاشته‌ام روی رد پای تو باز همیشه دلخوشی‌ام با تو یک نفر شدن است شب است و سایه‌ی من همنشین سایه‌ی توست تمام شب غم من، لحظه‌ی سحر شدن است کنار جاده به من باغبان پیری گفت انار حاصل یک عمر خون‌جگر شدن است تمام عمر به دنبال هم سفر کردیم که سرنوشت سفر، عاشقانه سر شدن است سفر مرا به کجا می‌برد، نمی‌دانم! همیشه مقصد من با تو همسفر شدن است
دنبال تو گشتیم به هر گوشۀ بامی برقع بزنی یا نزنی ماه تمامی!