eitaa logo
کتیبه تاک
472 دنبال‌کننده
44 عکس
7 ویدیو
3 فایل
#کتیبه_تاک را #به_زبان_مادری #لب_خوانی کنیم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شاهکار ادبی
دختری کوزه به دوش آمده دریا ببرد دامن آبی او موج گرفته است در آب @shahkar_adabi
بــه دور شهر مصیبت‌زده حصــــار کشیدند شبی که آتش عصیان به این دیار کشیدند بـه روی بیرق بر خاک سرنگون‌ شده شهر نشان کاوه شکستند و نقش مار کشیدند قشون یکسره درهم‌شکسته غرقه خون شد و تازیانـــه بــــه هر اسب بــــی‌سوار کشیدند نگاه تازه‌عروســان شهر، یکسره بر در میان حجله نشستند و انتظار کشیدند شبانه عده‌ای از ترس سایه‌های شبیخون میـــان آتش و خــــون نقشه فرار کشیدند که مرده است؟ که زنده است؟ شهر یکسره خالی است تمــــام مردم ایـن شهــر را بــه دار کشیـدند غروب بود کــه با نعش مردگان سر دار میان معرکه یک شهر بی‌مزار کشیدند
نذر امام محمد باقر(ع) که زیارت عاشورا را به علقمه آموخت خطبه ها بغض های کودکی ات، قصه را باز هم روایت کن کربلا گوشه گوشه نی نامه است، یکسر از نینوا حکایت کن پنجمین خطبه خوان آتش و خون، پدر و مادرم فدایت باد واژه‌ها را به قتلگاه ببر، شعر گمراه را هدایت کن علقمه روبرویت آماده است، با دواتی مرکب از خوناب چشم در چشم؛ التماس دعا! همه را راهی زیارت کن خط به خط شعر خطبۀ خون است، شاعر! این خطبه اوج مضمون است گر چه رنج قوافی ات باقی است، نظم نی نامه را رعایت کن بغض مانده است در گلوی امام، بنشین باز روبه‌روی امام علقمه! از زیارتت بنویس، باز هم خطبه را روایت کن
هدایت شده از کتیبه تاک
جان ناقابل ما چیزی نیست عید قربان به فدایت ای عشق! https://eitaa.com/aliasgharshiri
هدایت شده از ادبخانه
🕯 و 🕯 چون شمع باید از سر درد ایستاده سوخت/ من قطره قطره قامت خود را قدم زدم/ @adabkhane🕯
چیده ایم انگور از تاک نجف این شراب خانگی، اجدادی است 🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇
باید جواب ابرهه سجیل باشد باید هدف ها قلب اسرائیل باشد اداره‌تکنولوژی،گروه‌های‌آموزشی‌وبررسی محتوای متوسطه استان قم @QomTechnology
هدایت شده از بیتوته خوان
برای مظلومیت شهید حاجی زاده آخر ثمر رشادتت را دیدی پایان خوش ارادتت را دیدی تا خیره شدی به عکس همرزمانت با چشم خودت شهادتت را دیدی
وسط خطبه خوانی زینب، روضه حال و هوای دیگر داشت باز عکس شهید آوردند، شیرزن ها به گریه افتادند
نمرده عشق دراین سینه تانفس باقیست علی اصغر شیری .aac
حجم: 3.7M
نمرده عشق در این سینه تا نفس باقی است همیشه حسرت پرواز در قفس باقی است
برای سربازان وطنم با قدم‌هایت سکوت دشت را در هم بریز ردّپای توست مرز سرزمین مادری با نگاه بی کرانت دشت را تسخیر کن تا نیفتد سرزمین تو به دست دیگری از افق سر می‌زند هر صبح مهر خاوران سایه‌ی تو پرچم در اهتزاز میهن است در هجوم بادهای در به در محکم بایست مثل کوهی که سراسر پیکرش از آهن است هر نسیمی‌که گذر کرده است روزی از برت دشتها را سر به سر با بوی تو آکنده است زندگی جاری است در چشم تو چون زاینده رود زندگی در هر نگاه بیقرارت زنده است بر لبت آوازهای بومی‌ات گل کرده است خاطرات کهنۀ تو عشق را در بر گرفت روی خاک سرزمینت مینویسی نامه را نامه ای که سطرهایش عشق را از سر گرفت مثل سربازی که جان بر کف لب مرز آمده است دوستت دارم، به شوقت در خطر افتاده ام بعد تو دسته گـلی بر روی سـیـم خاردار پرپرم کرده است و از تو بی خبر افتاده ام
ندارم طاقت یک دم جدایی علی اصغرم امشب کجایی شده خیره به گهواره رقیه لالا لالا لالا لالا لالایی