هدایت شده از رجزخوان
ندارم طاقت یک دم جدایی
علی اصغرم امشب کجایی
شده خیره به گهواره رقیه
لالا لالا لالا لالا لالایی
#شیرخوارگان_حسینی
#علی_اصغر_شیری
این اشکهای سرخ که نم نم نشستهاند
بر چهرهها به گونهی شبنم نشستهاند
آیینهها از آه دل من مکدّرند
آیینهها به آه دمادم نشستهاند
اینجا مدینه نیست، ولی ماندهام چرا
دیوارهای کوچه به ماتم نشستهاند؟
اینجا نسیم کرب و بلا میوزد هنوز
مردم به زیر سایهی پرچم نشستهاند
در هر کجا که شام غریبان گرفتهاند
زهرا و ساره، هاجر و مریم نشستهاند
بر گرد شمع شام غریبان نگاه کن!
پروانهها چگونه به ماتم نشستهاند؟
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
#حبیب_ابن_مظاهر
آمد کنار خیمه، دلش ناشکیبتر
تنهاتر از همیشه، غریب و غریبتر
از کوفه آمده است به مهمانی شما
غیر از حبیب نیست در اینجا حبیبتر
تیغ هزار نامه ی کوفی به چشم اوست
غیر از تو نیست در نظر او طبیبتر
بیدلتر از همیشه کنارت نشسته است
قلب حبیب مضطر و چشم حبیب، تر
با التماس رخصت میدان گرفته است
از هر نظر شده است رجزخوان عجیبتر
فرقش شکافت، خون به محاسن چکیده است
بعد از تو اوست، از همه شیبالخضیبتر
□
اذن دخول مرقد شش گوشه دست اوست
از مهربانیات شده او پرنصیبتر
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
#حضرت_رقیه
فرشته وحی کرده کلام بر رقیه
از آسمان رسیده پیام بر رقیه
سه ساله دخترش بود شبیه مادرش بود
پناه برده گاهی امام بر رقیه
غروب غارت است و... شب اسارت است..
شبی که خواب گشته حرام بر رقیه
به روی چوبه نی، میان مجلس می
سری بریده خیره است مدام بر رقیه
خلاصه قصه او به سر رسید در شام
سلام بر حسین و سلام بر رقیه
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
پشت کردند به هم چون دو دلاور در جنگ
عهد کردند نماند سر و پیکر در جنگ
تیرها بال گشودند رجزخوانی را
نیزه ها خیره به آوازه ی منبر در جنگ
مانده ام معجزه شد یا که قیامت شده است
باز هم آمده گویا علی اکبر در جنگ
زینب از دور جوانان خودش را میدید
چه دلاور شده اند این دو برادر در جنگ
دو برادر که شبیه اند به شمشیر دو دم
دو برادر که شبیه اند به حیدر در جنگ
لاله در پهنه ی این دشت چه سرخ است، انگار
آبیاری شده با نیزه و خنجر در جنگ
دست بر گردن هم، هر دو به خون غلتیدند
بال پرواز هم اند این دو کبوتر در جنگ
#امام_حسین
#فرزندان_حضرت_زینب_س
#علی_اصغر_شیری
#شهیدان_کربلا
#اصحاب_کربلا
#غزل
🔹رخصتِ میدان🔹
آمادهاند، گوش به فرمان، یکی یکی
تا جان نهند بر سر پیمان یکی یکی
بعد از حبیب و حُر و زُهیر و غلام ترک
آماده میشوند جوانان یکی یکی
پا در رکاب، رخصت میدان گرفتهاند
با التماس، دست به دامان، یکی یکی
پیغمبرانه غزوه به پا کردهای که باز
غوغا کنند حمزه و سلمان یکی یکی
دیشب در آسمان دو انگشت معجزه
بودند محو روضۀ رضوان یکی یکی
روح تغزّلاند، شکوه قصیدهاند
شمشیر میکشند غزلخوان یکی یکی
از دست میروند عزیزان و... خیمهها،
کمکم شدهست کلبۀ احزان یکی یکی
بر نیزهها در اوجِ رجزآیههای کهف
تفسیر شد حماسۀ قرآن یکی یکی
بالای نیزهها چه غریبانه میوزند
انبوه گیسوان پریشان یکی یکی
#امام_حسین
📝 #علی_اصغر_شیری
#اصحاب_الحسین
#نماز_عاشورا
نزدیک ظهر بود و عطش تشنه تر رسید
خورشید در مدار زمین شعله ور رسید
بر پهنه ی کویر شرار و شرر رسید
آنگاه بر امام شهیدان خبر رسید:
وقت عبادت است نمازی به پا کنیم
باید که عشق را به شما اقتدا کنیم
آن گاه چون دو کوه دو عاشق به پا شدند
هم قامت قیام نماز شما شدند
وقتی که با طنین اذان همصدا شدند
مثل نماز ظهر شهادت ادا شدند
قد قامت الصلوة! نماز آفریده شد
با طرح عشق راز و نیاز آفریده شد
در های و هوی جنگ چه آرام و بی صدا
در ازدحام دشت سپرها و نیزهها
در وسعت غریبی و غم چند آشنا
در آخرین نماز چنان دست بر دعا
آرام با خدا سر صحبت گشوده اند
گویی که در میان هیاهو نبوده اند
هم قامت قیام ببین اهتزازشان
در سجدهها طراوت راز و نیازشان
در اشکها ترنّم سوز و گدازشان
در بند بند شعر شکوه نمازشان
رمز قیام کرب وبلا جز نماز نیست
معراج عاشقان خدا جز نماز نیست
اینک خدا حماسه به تصویر میکشد
دریای خون مقابل شمشیر میکشد
در بیشهها شکوه دو تن شیر میکشد
بر زخمهای پیکرشان تیر میکشد
دشتی پر از شقایق سرخند این دو تن
تاریخ را دقایق سرخند این دو تن
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
گهوارهها بعد از تو بی تابند هر شب
آغوشها در حسرت خوابند هر شب
در کوچه های شهر، سقّاهای عطشان
با مشکهاشان در پی آبند هر شب
گهوارهها چون کهکشانی بی ستاره
لب تشنهی یک جرعه مهتابند هر شب
شش ماههها دیگر نمیخوابند شبها
گهوارهها بعد از تو بی تابند هر شب
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
هدایت شده از کتیبه تاک
نگاه کن پسرت را چگونه مرد شده
بدون تیغ و سپر راهی نبرد شده
بگو به حرملهها شیرخواره میآید
صدای غرش شیری دوباره میآید
بگو سهشعبه برای مصاف برگیرد
بگو به حرمله تیغ از غلاف برگیرد
شبیه چلچلهای با بهار میآید
شبیه آینه در دست یار میآید
سپیده خیمه زده بر گلوی نازک او
گرفته عرش خدا را دو دست کوچک او
فلق به سمت نگاهش ستاره آورده است
شفق به خون گلویش چه غبطهها خورده است
سه روز تشنهلب است و سه روز بیخواب است
میان خلوت گهوارهاش چه بیتاب است
به روی دست پدر او کبوتر صلح است
حسین جنگ ندارد، پیمبر صلح است
نگاه کن پسرت را که شیرمرد شده
بدون تیغ و سپر راهی نبرد شده
کنار خیمه نشسته است مادری بیتاب
تمام دشت سراب است در نگاه رباب
تمام حسرت او جرعهای زلالی شد
نگاه اوست به گهوارهای که خالی شد
نگاه اوست به گهوارهای که بیتاب است
خیال میکند اصغر هنوز هم خواب است
#علی_اصغر_شیری
https://eitaa.com/aliasgharshiri
تیری که سوی مشک پر آبش روانه شد
انگار قبل مشک به قلب رباب خورد
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
https://eitaa.com/aliasgharshiri
نام حسین حک شده بر تار و پود من
پیراهن محرم من پرچم من است
#امام_حسین
#علی_اصغر_شیری
هدایت شده از ادبخانه
#شاه_بیت ۱۴۳
#یا_علی_اصغر
تیری که سوی مشک پُر آبش روانه شد
انگار قبل مشک به قلب رباب خورد
#علی_اصغر_شیری(معاصر)
@adabkhane 🏴