#فرضیه
واژه "کَذَّبَ، یُکَذِّبُ، تَکذیب" در قرآن به معنای #انکار کردن، #تکذیب کردن و #دروغ شمردن ترجمه شده است.
من منکر این معنا نیستم؛ ولی به نظرم میرسد معنای اصلی این واژه، " #بهحسابنیاوردن " و " #جدینگرفتن " است.
انکار و تکذیب و دروغشمردن، همگی یک واکنش ایجابی در ساحت نظر هستند؛ #موضع_گیری مخالف محسوب میشوند.
اما #به_حساب_نیاوردن، حتی انکار هم نیست! یعنی حتی در ساحت نظر هم واکنشی نسبت به آن نمیدهد؛ انگار اصلا لحاظ نمیکند! انگار اصلا به چشمش نیامده که بخواهد #موضع_گیری کند! یعنی یکجور برخورد عملی منکرانه است؛ نه اثبات انکار.
مثلا فرض کنید یک نفر در خیابان جلوی شما را میگیرد و میگوید میدانی پلاستولیز سلولهای بینانبینی، چه نقش مهمی در سلامتی دارد! شما میگویی: 《برو ولمون کن بابا؛ چرتوپرت نگو》.
به نظرم 《برو ولمون کن بابا؛ چرتوپرت نگو》، دقیقا معادل تکذیب در قرآن است. این یعنی تکذیب الزاما یک واکنش علمی نیست؛ انکار عملی است. مباحثه نیست، بیتوجهی در زندگی است. #به_رسمیت نشناختن است. چرتوپرتدانستن است.
بدیهی است که چنین واکنشی، به دلالت التزامی در دلش یکجور موضعگیری مخالف تصدیقی دارد. یعنی او تصدیق به صدق ندارد و آن را در ساحت نظر انکار میکند.
شاهد این معنا این است که در آیات قرآن، عموما تکذیب، در اتمسر رفتارها مطرح شده، نه مباحثههای علمی. مثلا در سوره ماعون میفرماید أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ ﴿١﴾ فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ ﴿٢﴾ وَلا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿٣﴾.
یا در سوره مطففین علاوه بر اینکه معتد اثیم، اوصاف عملیاند، قائلین به اساطیرالاولین (چرتوپرت)، مصداق مکذب دانسته شدهاند: وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ ﴿١٠﴾ الَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ ﴿١١﴾ وَمَا یُکَذِّبُ بِهِ إِلا کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿١٢﴾ إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الأوَّلِینَ ﴿١٣﴾
خروجی تربیتی این معنا هم روشن است. مثلا شما قرآن میخوانی، با خودت میگی من که تکذیب نکردم. ولی با این معنای جدید همیشه خودت را در معرض نادیدهگرفتن میبینی.
@aliebrahimpour_ir