📌نقدی بر یادداشت «سیاستزدگی در مسئله حجاب»
🔖ضرورت تفکیک مسئله «حجاب اجباری» از «حجاب قانونی»
🖌 علیابراهیمپور - 98.2.15
🍀 دوست صاحبقلمام -جناب آقای بانیانی- در یادداشت اخیر خود در متنی -که بیش از هر چیز، رنگ و بوی یادداشتهای دلسوزانه جناب حجتالاسلام زائری را میدهد و احتمالا از عوارض مطالعه «گاف فرهنگی» باشد- به مسئله «سیاستزدگی در مسئله #حجاب» پرداختهاند. [https://t.me/shathyat/372]
🍀 دربارهی یادداشت ایشان،ملاحظاتی به ذهنم میرسد:
1.تا تقریر درستی از مسئله صورت نگیرد، نمیتوان حکم مناسبی دربارهی آن داد. به نظر بنده ایشان تقریر کاملی از اصل مسئله ندارند: #اولا بنده با جنبه نمادین پیداکردن چادر موافقم؛ اما موافق نیستم که اصل حجاب به عنوان نماد هواداری نظام تثبیت شده است. این مغالطه در بند اول فرمایش ایشان سبب سستی استدلالشان شده است. #ثانیا آیا حاکمیت به حجاب، رنگ سیاسی پاشیده است که توصیه میشود رنگ سیاسی نپاشیم؟ پوشش، قانونی از قوانین کشوری است، چنانکه ممنوعیت رشوه و ردشدن از چراغ قرمز، قانون است. چه کسی آن را سیاسی کرده است؟ حاکمیت؟! #ثالثا منظور ایشان از مراکز تصمیمساز کجاست؟ قوه مقننه و شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا جای دیگر؟ و منظور ایشان از حل مشکل چیست؟ تغییر قانون حد پوشش یا حذف آن؟
🍀 2.مهمتر از همه این نکات، من خطای اساسی را در خط اول این یادداشت میدانم: « #حجاب_اجباری». کل یادداشت ایشان حول این مفهوم میچرخد و ازاینرو آن را به قهقرا برده است. مفهوم حجاب اجباری، اساسا مفهومی نادرست و استفاده از آن، بازی در زمین رقیب است. مفهوم درست مسئله « #حجاب_قانونی» است نه « #حجاب_اجباری». به نظر بنده، همین نقطه شروع، منشاء اختلاف اساسی و حلناپذیری مسئله شده است. این دو مفهوم را بایستی به کمک اصل همنشینی معنا کرد.
🍀 حجاب اجباری در مقابل حجاب اختیاری است. اما حجاب قانونی در مقابل حجاب غیرقانونی. به حکم فطرت، آدمی میل به #اختیار دارد و از هرگونه #اجبار بیزار است؛ بنابراین با استفاده از اصطلاح حجاب اجباری، پیشاپیش مخالف فطرت و وجدان بودن مسئله را پذیرفتهایم! در حالی که پوشش، یکی از عناصر فرهنگی اجتماعی هر جامعه است و هر جامعه دارای فرهنگ، به حکم آنکه #فرهنگ دارد، چارچوبهایی برای پوشش افراد معین میکند که بهصورت نانوشته در جامعه جریان پیدا میکند. همچنین هرجامعهای برای پاسداری و حراست از فرهنگ خویش، اصول مهم فرهنگی خود را به صورت قانون در میآورد تا بتواند از بینظمیهای احتمالی و اختلال در نظام اجتماعی جلوگیری کند. بنابراین اصل «پوشش و حجاب قانونی» اصلی وجدانی است؛ هرچند هر فرهنگ پویا، دربارهی حدود آن بستر گفتوگو را فراهم میکند. چنانکه بسیاری از کشورها حد و مرزهای مشخصی برای پوشش شهروندان معین کرده و میکنند. (مثلا قانون میکنند که کسی نباید حجاب داشته باشد!)
🍀 به نظر میرسد این مواجه با مسائل فرهنگی، در نهایت به نوعی وادادگی فرهنگی میانجامد که رقیب شما برای تحمیل فرهنگ خود، با استفاده از ابزارهای رسانهای دست روی هر مسئله فرهنگی گذاشت، تحت قالب زیبا و فریبندهی گفتوگو، از موضع خود عقب نشینی کنیم.
🍀 اما، بله! دو نکته مهم در مسئله حجاب قانونی در جامعه امروز ما وجود دارد: اولا قانونهای برآمده از فرهنگ، باید #فرهنگ_پشتیبان خود را حفظ کنند؛ مگرنه از درون تهی میشوند. جامعهای که یک روز پوشش موی سر خانم را مساوق حیای زن تعریف میکرد، امروز بهراحتی بین حیا و پوشش مو، تفکیک قائل میشود. بنابراین فرهنگ پشتیبان تغییر کرده. لذا مطالعه این فرهنگ جدید برای پاسداری از فرهنگ اصیل، ضروری است. (همچنین مطالعه این فرهنگ، به معنای تایید آن نیست. چراکه فرهنگ را قابل مهندسی میدانیم. چنانکه رقیب شما بدون آنکه اعلام کند، فرهنگ شما را به سمت مورد علاقه خویش هدایت میکند، شما نیز بایستی طبق مصلحت مطابق با واقع، بکوشی فرهنگ را به سمتی که میخواهی مهندسی کنی.)
🍀 ثانیا مخالفت با قانون پوشش، در ایران جنبهای نمادین پیدا کرده است. در واقع مخالفت با این قانون، مخالفت با حجاب نیست؛ واکنش خلاقانهای است بدین معنا که «من میاندیشم و من تصمیم میگیرم». بنابراین نباید سادهاندیشانه تصور کنیم هر کسی که از مخالفت با این قانون دم میزند، رهیافتی سیاسی دارد! باید مطالعه کنیم و ببینیم آیا بستر مناسبی برای ابراز وجود و ابراز استقلال عمل به نسل جدید خود دادهایم؟ یا ببینیم آیا کاری کردهایم که باعث شود نسل جوان همچون فرزندی که از پدر خود دلخور است، بهانهای پیدا میکند تا لج کند؟ این مطالعات فرهنگی برای حل مسئله حجاب قانونی، ضرورتی اجتنابناپذیر دارد؛ در حالی که تقریر مسئله بهعنوان مسئلهای سیاسی، خود پاشیدن رنگ سیاسی به مسئله است.
🌐 @aliebrahimpour_ir