یکی از فضایل مولا
«کسر اصنام» است.
ماجرا از این قرار است که
مولا بر دوش شریف پیامبر
رفت و از آنجا به
بالای پشتبام کعبه
و از آنجا بتها را
بر زمین انداخت
و همه شکستند
چنانچه شیشه را وقتی
به زمین بزنند میشکند.
مولا میفرمایند:
وقتی از پشتبام پایین آمدم
از طرف ناودان خودم را
به زمین انداختم و خندیدم.
پیامبر از علت خندیدنم پرسید.
عرض کردم:
از پشتبام کعبه
خود را به زمین انداختم
و هیچ درد و ضرری به من نرسید.
پیامبر فرمود:
چطور درد و اَلَم به تو برسد
در حالی که مصطفیﷺ
تو را به پشت بام خانهٔ خدا بلند کرد
و جبرئیل تو را به زمین آورد؟
@alill0 | سعادات ناصریه، ص۱۱۶
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
@alill0 | مقبل کاشانی
حسنين علیهماالسلام
در برابر رسول خداﷺ
با يكديگر كشتى مى گرفتند.
پیامبر امام حسن را
تشويق مىكرد
و مىگفت "بگير حسين را"
حضرت زهرا سلاماللهعلیها
که این صحنه را دید عرض کرد
«قاعده این است که همیشه
فرزند کوچکتر را
تشویق میکنند؛ چرا شما
حسن را كه بزرگتر است
تشويق مىكنيد؟»
پیامبر فرمود:
«جبرئيل و دیگر ملائکه
حسين را تشويق مىکردند
و مىگفتند "بگير حسن را"
دیدم حسن تشویق کنندهای ندارد
لذا او را تشویق کردم.»
@alill0 | الارشاد، ج۲، ص۱۲۸
دهان وا میکند عالم به تشویق حسین اما
دهانِ خاتم پیغمبران وا شد به تحسینت
@alill0 | برقعی
قومى از سفهاى بنىتمیم
نزد رسولخداﷺ آمدند
و از پشت حجرهها
با بیادبی گفتند:
ای محمد نزد ما بیا
تا با تو حرف بزنیم.
پیامبر از سوء ادب
و طرز رفتار بد آنها
مغموم گردید
و این آیه نازل شد:
«بى ترديد كسانى كه
تو را از پشت اطاقها
صدا مىزنند
اکثرشان نابخردند»
ابن شهرآشوب مینویسد:
فكيفَ حالُ مَن دَخَلَ دارَه؟!
وَ ضَرَبَ ابنَتَه؟!
وَ غَصَبَ مِلكَه؟!
@alill0 | مثالب النواصب، ج۳، ص۲۷۳
ابوهاشم جعفری گويد:
از تنگی زندان و فشار زنجير
به امام حسن عسكریﷺ
شكايت كردم، به من نوشت:
«تو امروز، نماز ظهر را
در منزلت میگزاری»
هنگام ظهر بود كه
بيرون آمدم و چنان كه
فرموده بود، نمازم را در
منزلم گزاردم، و نيز در
تنگی زندگی بودم و
میخواستم در نامهای از
آن حضرت تقاضای پول كنم،
خجالت كشيدم،
چون به منزلم رسيدم،
صد دينار برايم فرستاد
و در نامه نوشته بود:
«هر گاه احتياج داشتی
شرم مدار و پروا مكن،
بخواه كه طبق ميلت
خواهی ديد انشاءالله»
@alill0 | الکافی، ج۱، ص۵۰۸
نیست هر نخجیر لاغر لایق فتراک عشق
آل تمغای شهادت خاصهٔ آل عباست
@alill0 | صائب تبریزی
امام باقرﷺ فرمود:
مردم رطوبت را میمكند
و نهر بزرگ را رها میكنند.
عرض شد: نهر بزرگ چيست؟
فرمود: رسول خداست و
علمی كه خدا به ایشان
عطا فرموده است.
همانا خداوند
علم تمام پيغمبران را
از آدم تا برسد بخود محمدﷺ
برای ایشان گرد آورد،
و رسول خداﷺ تمام آن را
به اميرالمومنينﷺ تحويل داد.
مردی عرض كرد: ای پسر پيغمبر
اميرالمومنين اعلم است
يا بعضی از پيغمبران؟
امام باقر فرمود:
گوش دهيد اين مرد چه میگويد؟
من به او ميگويم:
خدا علم تمام پيغمبران را
برای محمدﷺ جمع كرد
و آن حضرت همه را به
اميرالمومنين تحويل داد،
باز او از من ميپرسد كه
علیﷺ اعلم است
يا بعضی از پيغمبران؟
@alill0 | الکافی، ج۱، ص۲۲۲
محمد عربی آبروی هر دو سراست
کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او
@alill0 | هلالی جغتایی
از سعد بن عبدالله قمی
سوال شده بود که
اسلام آن دو نفر
طوعاً و رغبةً بوده
یا کرهاً و اجباراً؟
ایشان درمانده بود
که چه بگوید؛
زیرا فکر کرده بود
اگر بگوید
اختیاراً اسلام آوردند
در آن صورت آن دو
منافق نخواهند بود و
اگر بگوید
از روی اجبار بود
پاسخ خواهند داد که
در آن زمان زور و اجبار
در میان نبود!
لذا این مسئله را
برای امام حسن عسکریﷺ
مطرح نمود و آن حضرت
ایشان را به حضرت حجت
عجلاللهتعالیفرجهالشریف
حواله دادند
و حضرت در پاسخ فرمودند:
چرا نگفتی از روی طمع
[به ریاست و خلافت] اسلام آوردند؟!
@alill0 | کمالالدین، ج۲، ص۴۵۴
امام اوست که خلق جهان غلام ویَند
نه آنکه از هوَس افتد به زیر بار غلام
@alill0 | بابافغانی