دو تا چشمام دو تا سرباز مغرورن
که مدتهاست از معشوقشون دورن
دو تا سرباز که چن تا زن تنها
توی دلشورههاشون رخت میشورن
دو تا دستام دو تا چاقوی بیدسته
دو تا قفل بزرگ دست و پا بسته
دو تا پارو دو تا پاروی بی قایق
دو تا کشتی با ده تا لنگر خسته
گلوم خلوتترین پس کوچه بنبست
سرم سرکشترین فواره میدون
یه فنجون قهوه تو غمگینترین کافه
یه عابر تو خیابونای سرگردون
چشامو بستم و وا کردم و دیدم
یکی از بال بستهم آسمون ساخته
یکی بختک شده افتاده رو سینهم
یکی از استخونام نردبون ساخته
سرم چن تا کتاب رنگ و رو رفته
یه بالون با طناب از گلو پاره
یه اعدامی که امیدش به دنیا نیست
ولی دنیا براش جذابیت داره
نه دنیا از سرم خیلی زیادی بود
نه پیشونینوشتم بود کم باشم
به هر تقدیر شکلک در نیاوردم
فقط میخواستم شکل خودم باشم
گلومو پاره کردم اما این مردم
بهم گفتن که دیوونهست عاشق نیست
کسی باور نکرد این آدم بیشکل
به غیر از عشق با چیزی موافق نیست
#پاروی_بی_قایق
✍🏻 کانال رسمی #علیرضابیات
@alirezabayat
─┅•═༅𖣔✾🇮🇷✾𖣔༅═•┅─