هوالحبیب
در محضر قرآن مجید (سوره میارکه الحدید).
بسم الله الرحمن الرحیم
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۱۲﴾
(ای رسول ما یاد آر) روزی که مردان و زنان مؤمن شعشعه نور ایمانشان پیش رو و سمت راست آنها بشتابد (و آنان را مژده دهند که) امروز شما را به بهشتی که نهرها زیر درختانش جاری است بشارت باد که در آن بهشت جاودان خواهید بود. این همان سعادت و فیروزی بزرگ است. (۱۲)
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ ﴿۱۳﴾
و باز آن روز مردان و زنان منافق به اهل ایمان گویند: مشتابید و به ما فرصتی دهید تا ما هم از نور شما روشنایی برگیریم. در پاسخ به آنها گویند: واپس گردید (یعنی اگر میتوانید به دنیا بازگردید) و از آنجا نور طلبید. در این گفتگو باشند که بین آن دوزخیان با اهل بهشت حصاری حایل گردد و بر آن حصار دری باشد که باطن و درون آن در، بهشت رحمت است و از جانب ظاهر آن عذاب جهنم خواهد بود. (۱۳)
يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿۱۴﴾
باز منافقان (بهشتیان را) ندا کنند که آخر نه ما هم با شما بودیم؟ آنها جواب دهند: بلی راست میگویید لیکن شما (به نفاق با خدا) خود را به فتنه افکندید و انتظار (هلاکت مؤمنان) داشتید و (در کار دین) به شک و ریب بودید و آرزوهای دنیا فریبتان داد تا وقتی که امر خدا (یعنی مرگ) فرا رسید و شیطان فریبنده شما را غافل و مغرور گردانید. (۱۴)
فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۵﴾
پس امروز (بر نجات هیچ یک) از شما منافقان و کافران فدیه و عوض نپذیرند، همه منزلگاهتان آتش دوزخ است و آن آتش شما را سزاوارتر است و بسیار به بد منزلی باز میگردید. (۱۵)
علیرضا تنهای کیسمی
۲۶ شهریور ۱۴۰۴
https://t.me/alirezatanha_110
https://eitaa.com/alirezatanha110
Instagram.com/tanhaie_ir
هوالحبیب
این عکس یادگاری مربوط به نشست اضطراری چند روز پیش رهبران کشورهای عربی و اسلامی در دوحه، پایتخت قطر، است که در واکنش به حمله اخیر رژیم اسرائیل به این کشور برگزار گردید.
بدانید و باور کنید،
در این جمع به جز رئیس جمهور ایران و عراق , مابقی کم و بیش مزدور امریکا و رژیم صهیونی هستند،
حرف ها و شعارهای اینها را ول کنید
اینها هیچ اقدامی علیه رژیم صهیونی انجام نداده و نخواهند داد.
حتی اگر رژیم صهیونی صدبار دیگر به تک تک این کشورها تجاوز کند.
علیرضا تنهای کیسمی
۲۸ شهریور ۱۴۰۴
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هوالحبیب
خیلی فرق می کند، کار بدست چه کسی باشد.
یه ادم رفته شده رئیس فدراسیون کشتی ایران ،
هم میتوانید امکاناتی که برای کشتی گیران ما فراهم کرده است را ببینید و هم نتایج مسابقات کشتی گیران ما را .
آفرین بر شما .
علیرضا تنهای کیسمی
۲۶ شهریور ۱۴۰۴
هوالحبیب
قطع دوستی چهلساله.
آیتالله خزعلی رحمتاللهعلیه با بعضی از افراد سابقهی دوستی چهل-پنجاهساله داشت، اما دورشان خط کشیده بود
بعضیها تعجب میکردند میگفتند:
چطور میشود با یکی چهل-پنجاه سال رفاقت داشته باشی و دوستیات را به هم بزنی؟
جوابش فقط یک جمله بود:
از ولایت زاویه گرفتند.
عليرضا تنهای کیسمی
۲۸ شهریور ۱۴۰۴
مولانا » دیوان شمس »
غزل شمارهٔ ۱۴۷۴
حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
بسی علّتیان را ز غم بازخریدیم
سَبَلهای کَهُن را، غم بیسر و بُن را
ز رگهاش و ز پیهاش به چنگاله کشیدیم
طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم
بسی مُرده گرفتیم در او روح دمیدیم
بپرسید از آنها که دیدند نشانها
که تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم
رسیدند طبیبان، ز ره دور غریبان
غریبانه نمودند دواها که ندیدیم
سرِ غصهّ بکوبیم، غم از خانه بروبیم
همه شاهد و خوبیم همه چون مَهِ عیدیم
طبیبانِ الهیم ز کس مزد نخواهیم
که ما پاکروانیم نه طمّاع و پلیدیم
مپندار که این نیز هَلیلهست و بَلیلهست
که این شُهره عَقاقیر ز فردوس کشیدیم
حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم
که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم
دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند
دگر لاف مپرّان که ما بازپریدیم
هوالحبیب
درب این وزارت خانه خارجی را ببندید .
ای کاش همزمان با بستن سفارت امریکا در تهران ، درب وزارت خانه خارجی ماهم بسته می شد و همه عناصر ریز و درشت جدید و بازمانده های از دوره طاغوت و یاقوت اخراج می شدند و حتی ساختمان ان هم خراب می شد و همه چیز، از نوع بنام وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران بنا می شد ،تا بویی از ان دوره خفت و ذلت و طاغوت در ان نباشد .
ان کار را نکردیم ، در نتیجه متحمل اینهمه خسارات شدیم .
خساراتی که وزارت امور خارجه ما به ما زده و می زند، هزاران برابر بيشتر از خساراتی است که امریکائیها به ما زده ومی زنند.
از بین ده ها مورد از مصائب ومصیبت های جاری در وزارت خارجه، فقط می خواهم به یک مورد اشاره کنم؛
و ان دیپلماسی ذلت و کرنش و خفت بار وزارت امور خارجه ما در حفظ ارتباط با سه کشور خبیث اروپایی است .
نمی دانم انها چه معجونی به عراقچی و رفقایش خورانده اند که اینها همچنان بدنبال این سه کشور اروپایی می دوند.
به ملت ایران عرض میکنم ؛
این سه کشور اروپایی به رغم گذشت ۴۶ سال از پيروزی انقلاب اسلامی ، هنوز نظام مارا برسمیت نمی شناسند .
در جلسات خود با سفرا و وزیر امور خارجه ما، از واژه رژیم ایران استفاده میکنند .
یعنی یک حکومت موقت .
آخرین شاهد بنده همین گزارش دیروز عراقچی است که می گوید:
" از جانب جمهوری اسلامی ایران، روز گذشته طرحی معقول و قابل اجرا را به همتایان اروپایی ارائه دادم تا از وقوع بحرانی غیرضروری و قابل اجتناب در روزهای آینده جلوگیری شود. با این حال، بهجای آنکه به محتوای این طرح پرداخته شود، ایران اکنون با مجموعهای از بهانهها و طفرهرویهای آشکار مواجه است؛ از جمله ادعای مضحکی مبنی بر اینکه؛
وزارت امور خارجه نماینده تمام ساختار سیاسی کشور نیست."
ببینید اروپاییها تا چه حد گستاخ شدند.
برابر همین گزارش، عراقچی می گوید؛
سه کشور اروپایی، اساسا وزارت امور خارجه ما را وزارت امور خارجه ملت ایران نمی دانند.
بعد همین عراقچی می نویسد:
"خوشحالم رئیسجمهور ماکرون اذعان کرده است که طرح پیشنهادی که ارائه دادهام معقول است. اما او و جامعه جهانی باید بدانند که من از حمایت کامل تمامی ارکان جمهوری اسلامی ایران، از جمله شورای عالی امنیت ملی کشور، برخوردار هستم."
اقای عراقچی اظهارات مکرون هرچه باشد خوشحالی ندارد .
انها بدنبال خر کردن شما هستند.
هرکاری بکنید چیزی از دشمنی انها با ملت و نظام ما کم نمی شود.
اما چه کنیم وزیر امور خارجه ما هیچ عزتی ومشروعیتی در خودش نمی بیند .
با التماس میخواهد به سه کشور اروپایی بقبولاند که من وزیر امور خارجه ایران هستم .
اقای عراقچی، ول کن این کشورهای اروپایی را .
حتی سفرای انها را از ایران اخراج کنید،
تا محبور شوند شما را برسمیت بشناسند .
شما باید مشروعیت انها را زیر سوال ببرید .
شما انها را تحویل نگیرید .
انها هیچی نیستند ،
چطور باید بشما بفهمانیم ؛
ابر قدرت فقط خداست .
شما دستمال کش اتاق این سه کشور اروپایی هم باشید ، همچنان انها شمارا ادم حساب نمی کنند .
پس ول کنید انها .
به ملت ایران رجوع کنید ، از خدا کمک بخواهید ، محکم در مقابل انها به ایستید .
انوقت ببینید اوضاع ایران چگونه می شود.
یا حق
علیرضا تنهای کیسمی
۲۸رشهریور ۱۴۰۴
https://t.me/alirezatanha_110
https://eitaa.com/alirezatanha110
Instagram.com/tanhaie_ir
هوالحبیب
یاد داشت منتخب از اقای اکبر خزاعی .
(چون در این یادداشت راهکار مناسبی جهت حل مشکلات مردم وجود دارد، انرا انتخاب و با زیر نویسی از خودم بشما تقدیم می کنم.)
چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست
نقل شده ، اسعد پاشا، والی دمشق، به سبب کمبود شدید خزانه ولایت، نیازمند پول شد.
اطرافیانش پیشنهاد کردند که بر بافندگان دمشق مالیات تازهای وضع کند.
اسعد پاشا پرسید:
بهگمان شما این مالیات چه اندازه درآمد خواهد داشت؟
گفتند: پنجاه تا شصت کیسه طلا.
اسعد پاشا گفت:
اما اینان مردمانی کمدرآمدند، از کجا چنین مبلغی بیاورند؟
گفتند: زیور و جواهر زنانشان را خواهند فروخت، ای مولای ما.
اسعد پاشا گفت:
چه میگویید اگر من همان مبلغ را به روشی بهتر به دست آورم؟
همه خاموش ماندند.
روز بعد، اسعد پاشا پنهانی پیغامی برای مفتی فرستاد و او را شبانه فراخواند. وقتی مفتی آمد، به او گفت:
ـ دانستهایم که از دیرباز در خانهات رفتاری ناشایست داری، شراب مینوشی و برخلاف شریعت عمل میکنی. من در اندیشهام این ماجرا را به استانبول گزارش کنم، اما خواستم نخست تو را آگاه کنم تا حجتی بر من نباشد...
مفتی که از شنیدن این سخنان هراسان و درمانده شده بود، به التماس افتاد و پیشنهاد پول داد.
نخست هزار سکه زر پیش نهاد، اما اسعد پاشا نپذیرفت. مبلغ را دو برابر کرد، باز هم رد شد. سرانجام بر شش هزار سکه توافق کردند.
فردای آن روز قاضی را فراخواند و به همان شیوه او را متهم ساخت که رشوه میگیرد و از مقامش برای منافع شخصی بهره میبرد. قاضی نیز به زاری افتاد و همانند مفتی پول پیشنهاد کرد. وقتی رقم پیشنهادیاش به اندازه مبلغ پرداختی مفتی رسید، او را رها کرد.
پس از آن نوبت محتسب، نقیب، شیخالتجار و ثروتمندان بزرگ رسید.
سپس اطرافیانش را گرد آورد، همانها که پیشنهاد داده بودند برای گردآوری پنجاه کیسه طلا مالیات تازهای وضع کند. به آنان گفت:
ـ آیا شنیدهاید که اسعد پاشا در شام مالیات تازهای وضع کرده باشد؟
گفتند: نه، نشنیدهایم.
گفت: با اینحال، من به جای پنجاه کیسهای که شما وعده میدادید، دویست کیسه گرد آوردهام.
همه شگفتزده پرسیدند:
چگونه این کار را کردی، ای مولای ما؟
اسعد پاشا پاسخ داد:
چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست.
آیا روزی خواهد رسید که بهجای کندن پوست مردم، پشم فاسدان را بچینند.؟؟؟ (اکبر خزاعی)
اگر انقلاب ما انقلاب پابرهنگان هست که هست ،
اگر یک تار موی این پابرهنگان بر همه دنیای اشراف وثروتمندان می ارزد ، که می ارزد ،
بنظرم وقت ان رسیده باشد که نظام بر اشراف سخت بگیرد،
تمام اموال زیر پله نشینان سال ۵۷ و ۵۸ را که امروز کاخ نشین شده اند، بنفع مردم مصادره کند و مسئولیت و مدیریت در این نظام را به خدمت و سربازی و نوکری به مردم تفسیر نماید، نه با حقوق های نجومی و امتیازات ویژه.
فقط در ابن صورت است که ماهیت مردمی انقلاب و نظام ما حفظ خواهد شد .
علیرضا تنهای کیسمی
۲۸ شهریور ۱۴۰۴