آنچه باقی ماند
آنچه او تا جاودان جاوید کیهان بود
سرفراز و سرور تاریخ دوران بود
ایران بود
#جرعه از نمی دونم کجا
اسم شاعرش رو نفهمیدم ولی حتی شعری که قبلش خوند رو هم دوست داشتم
مَنأنا؟:)
آنچه باقی ماند آنچه او تا جاودان جاوید کیهان بود سرفراز و سرور تاریخ دوران بود ایران بود #جرعه از
داستانمون که رسید به بخش رستم و سهراب
خود فیلمشو میزارم
امروز بلاخره طلسم کارت ملی من شکست و رفتیم تا براش اقدام کنیم بعد دوسال😭😂
در واقع فکر می کردیم که رفتیم ولی نرفته بودیم🦦
اثر انگشتام ثبت نمی شد
می گفت اثر انگشت نداری چرا😂🤌🏻
دستاتو زیاد می شوری؟
واکنش دستام:🎨،تینر،بنزین،افست،رنگ روغن،رنگ ساختمون ،اکلریلیک،ذغال و...
مَنأنا؟:)
قارن وقتی به منوچهر رسید، حالت خاصی تو چهره منوچهر دید و حدس زد که شاید اتفاقی افتاده باشه منوچهر ب
سلم که می خواست بگه چی و چرا
یهو تا به خودش بیاد
منوچهر شمشیر رو برد بالا و با سرعتِ میگ میگ
سر از تن سلم جدا کرد .
بله اینجوری شد که سلم هم کشته شد ،
اما ریشه کن نه!
بریم جلو تر می فهمین چرا ریشه کن نشد.
سپاهیان سلم هم که دیگه خودشونو باخته بودن و ترس به خودشون وول می خوردن
گفتن چ کنیم چ نکنیم !؛
یه نماینده فرستادن پیش منوچهر تا امان نامه چیزی بگیرن ،
خلاصه که می گفتن بابا ما اصلا کشاورزیم
ما رو چه به جنگ
ما رو به زور آوردن جون حاجی
خلاصه که منوچهر داداشمون هم گل؛
گفت من شما رو بخشیدم
اصلا من به خاطر مقام و اینا نیومدم جنگ که ؛
نههه ،من اومده بودم انتقام خونی که به ناحق ریخته شده بود رو بگیرم که گرفتم ؛ شما هم برین سر زمین هاتون بچه های خوبی باشین دیگه کارای بد نکنین
خلاصه که مثل سر تور
منوچهر سر بریده سلم رو هم با نامه ای فرستادن برا باباش ،برا فریدون
منوچهر به نشونه ی خونخواهی از سلم و تور شمشیرشو شست
بعد شیروی ( درباره ی اینکه شیروی کی بود بحث زیاده که اگه دوست داشتین بدونین تو ناشناش بگین تا بحثشو باز کنیم)
رو با فیل های زیاد فرستاد دژالانان (که قبلا درباره ی اش حسابی گفتم)
تا غنیمت های اونارو مثل جواهر و گنج هاشون رو بیاره
خودش هم به سمت فریدون به راه افتاد
ادامه داره...
#شاهنامه
#جرعه یا چی
مَنأنا؟:)
فکر کنم قراره خودمو با عکس گرفتن از این کار خفه کنم🦦
ایشون باید تا فردا تموم بشن ولی مطمئنم قبلش من تموم میشم