eitaa logo
علی‌زین‌العابدین‌پور
1.2هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
51 فایل
صفحه ی اینستاگرام خادم الشهدا علی زین العابدین پور👇 @alizeynolabedinpour جهت ارتباط آسان شما 👇 @adminzynolabedinpor سوالات،نظرات، انتقادات، پیشنهادات شما ‌بصورت ناشناس👇 https://harfeto.timefriend.net/17437643585438
مشاهده در ایتا
دانلود
با خدیجه خاتون قرار مهمی داشتند. از همان ابتدا قرار گذاشتند هرچه گذشت، بعدِ حرا به خدیجه تعریف کند. حالا آمده بودند برای نماز. وعده‌شان دو نفره بود. اما دائما سر می‌چرخاند، دنبال کسی دیگر بود. اقامه‌ی نماز شروع شد، محمد بود و خاتونش، ایستاده بودند به نماز.  از چنین جایی که آنقدر محمد تماشایی شده بود خدا اعلام کرد تماشای نبی عبادت است. و حالا تمام عرش نشسته بودند به نگاه. کسی آرام اذن ورود خواست اهل اتاق به نماز بودند و عبادت. او وارد شد، همانی بود که نبی دنبالش می‌گشت بالاخره آمد، کودکی های تمام جهان را بگردی به زیبایی کودکی های او نمی یابی. او مشتاق نبی بود و نبی مشتاق او به انتظار و تماشا ایستاد تا نماز پیامبر تمام شود. دست به سینه گذاشت و قامتِ مردانه‌ی کوچکش را خم کرد به احترام خاتون. بعد خود را به آغوش نبی انداخت و رفع دلتنگی کردند هردو. نبی او را در آغوش فشرد و خدیجه خاتون قربان صدقه‌اش رفت. با شیرین زبانی پرسید، به چه کسی سجده کردید؟ نبی لبخندی به چشمانش زد و گفت به همان خدایی که مرا به نام پیامبر خواند و مامورم کرد به پیامبری. علی اما نگاهش درخشید و نفس هایش رنگ عشق گرفت. همان جا بود که به عبادت نشست و ایمان آورد و اسلام را از دست نبی پذیرفت. در سراسر زمین، آن‌روز تنها اهل آن خانه برخاستند به نماز حضرت نبی و بانویش و دوشادوشِ آن ها علی ایستاده بود در قامت ده سالگی‌‌اش. سپرده بودند به اهل آسمان که حالا علی را تماشا کنند.