بچه ها فقط سعی کنید آرامش خودتون رو حفظ کنید و مطمئن باشید که هرچی خدا بخواد همون میشه
هدایت شده از شماره "۱"
و این روزها را تقدیم به تمام قهرمانان جهان میکنم.
تقدیم به کسانی که در جنگها به خاک افتادند،
یا در خیابانها جان دادند،
یا برای اعتقادشان جنگیدند.
و در هنگام مرگ با قلبی مالامال از عشق و چشمانی مملو از اشک، لبخندی زدند تا دل یارشان را قرص کنند.
ای پرپرشدگان، باشد که روزی،
در جایی،
روحتان پروانه شود.
هدایت شده از کلبهینمگرفتهفاذر.
آهای کوله صورتی.
رفتهای پیش کاپشن صورتی؟
شما صورتیها چقدر ما را جان به لب میکنیدها. بهم بگو ببینم وقت کرده بودی لقمهای که مادرت توی کوله گذاشت را بخوری؟ شاید هم روزه بودی. مثلا روزه اولی. مامان وقتی ضعف میکردی و یک گوشه میافتادی دست میکشید روی موهایت. میگفت میخواهی روزهات را باز کنی دردت به جانم؟ تو ولی میخواستی آدم بزرگ باشی و روزهی کامل بگیری. راستی سر کدام درس بودی؟ شما هنوز تاریخ ندارید نه؟ تو میدانستی ما برای اینکه " الله" وسط این پرچم سه رنگ بماند، چقدر خون دادهایم؟ توی حیاطتان پرچم بود؟ هیچوقت فکر میکردی آنقدر خوشبخت باشی که آن را بپیچند دور جسم بیجانت؟ ولی زود بود صورتیجانم. تو تاوان آن ترسوهای مجازی را دادی که میخواستند ترامپشان بزند و زد و آنها الان توی ترافیک جاده شمال گیر کردهاند. از این به بعد بیشتر گیر میکنند. به همه جا. به همه چیز. خون شماها زندگیشان را میگیرد. بعد این وطن نیست که نخکش میشود، بلکه خودِ خودشانند. آنها گیر میکنند اما تو رها شدی صورتیجانم. فقط مامان تنها مانده. او تا ابد سر سفره افطار دست به آن بامیهها که دوست داشتی نمیزند. راستی لباس عیدت هم صورتی بود؟
✍حفره