امروز تو اجتماع بودم و با این دو تا چشمای خودم دیدم ،دیدم مادری نهایتا بیست ساله که بچه های نهایتا دو سالش رو تو پتو پیچیده بود یکی تو کالسکه یکی تو بغل ولی اومده بود؛دیدم پیرزنی رو که پنج قدم راه میرفت نفسش میگرفت مجبور بود بشینه ولی شجاعانه الله اکبر میگفت،دیدم دختری که وقتی پرچم رو بالا میبرد مراقب بود چادرش نیوفته ولی صدای الله اکبر گفتن و شعار دادنش از همه مردا بلند تر بود،دیدم خانم جوانی با ظاهر غلط انداز که فکر میکردی میخواد توهین کنه ولی اشک چشاش بند نمیومد،دیدم دختر نهایتا چهارده ساله که انقد شبیه پسرا رفتار میکرد که همه فک کردن پسره و پشت سرش شعار میدادن،دیدم بچه های کوچیک کوچیک رو که از اول اجتماع تا آخرش الله اکبر گفتنشون بند نیومد،دیدم جمعیتی رو که از یه جایی به بعد با ماشین نمیشد حرکت کرد،دیدم مادرانی که با بچه های کوچیکشون اومده بودند،دیدم پاکبان هایی رو که عکس آقا دستشون بود؛
اینا رو دیدم و در اوج غم و خشم لبخند زدم ،لبخند زدم که چنین ملتی داریم و با خودم گفتم که من اینارو با چشمام دیدم ،حتی دیدم هیچکس رو مجبور نکرده بودند بیان، بعد توقع داری حرف های سس خرسی و ترلامپ و نتانیابو رو باور کنم؟هه زهی خیال باطل