محبان الزّهرا(س)
🌹مهمونسوم🌹 مسابقهروایتعاشقی #شهیدحجتالاسلاممحسندرودی👇👇
توجہ🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹توجہ
#مسابقه
#روایتعاشقی
💠مهمانسوم
#شهیدحجتالاسلاممحسندرودی
✨بسمربالشهدا✨
شهید محسن درودی ۳۰ مرداد سال ۱۳۴۶ در یک خانواده مذهبی در شهر تهران دیده به جهان گشود.
📝محسن یکی از بسیجی های مسجد حضرت علی اکبر بود و به قول بچه های مسجد،کلاسش خیلی بالا بود
کافی بود نام امام زمان(عج) رو ببریم
زار زار گریه میکرد😳
اصلا رفتار و منش محسن با همه بچه های مسجد فرق داشت،کار ها و رفتارش پخته و حساب شده بود واقعا بعضی وقت ها به سن وسال نوجوانی اش شک میکردیم❗️
دعاهایی که تویی قنوت میخوند هنوز
گاهی توی سرم زمزمه میشه انگار
صدایش توی گوشم هست:اللهم ارزقنی
توفیق الشهادة 🤲
این بزرگترین آرزویش بود☺️ آرزویی که میدانستیم دیر یا زود به آن میرسد.
📚شهید محسن پسر درس خوانی بود و بعد از اینکه مدرک دیپلمش رو دریافت کرد،وارد مدرسه حقانی شد و طلبه شد.انقدر کم حرف ومحبوب بود که کسی روش نمیشد باهاش حرف بزنه😁
کم حرف میزد،ولی درست و به جا👌
یک دنیا صداقت و عفت روی هر کلمه
حرفی بود که از دهانش خارج میشد.
مثل ما نبود از ۱۰ کلمهای که حرف میزد ۹ تای آن به درد آدم میخورد.
💣جنگ که شروع شد محسن از ستاد
اعزام مبلغ اعزام شد،محسن مطیع امر امام بود وقتی امام فرمودند:(رفتن به جبهه واجب کفایی است)خیلی ها بهانه
جویی کردن و دلیل وآیه آوردند که نرودند ولی محسن گفت:وقتی امام
این طور فرمودند باید برویم تحت هر شرایطی.میگفت:هرچه امام بگوید همان است.
🍃شهید دوردی اولیل اعزام به جبهه روحانی گردان بود ولی خیلی طول نکشید که شد مسئول عقیدتی سیاسی لشکر،اهل مرخصی گرفتن نبود به قول معروف لنگر میانداخت،وقتی به او میگفتیم برو چند روزی مرخصی نترس جنگ هنوز تمام نمیشه میخندید و می گفت کجا بهتر از اینجا؟؟😊
📿محسن مداح اهل بیت بود و به ائمه اطهار عشق میورزید ولی حسش به سید الشهدا(ع)عجیب و غریب بود اصلا جور دیگری آقا را دوست داشت حتی
محسن خواب امام حسین(ع) رو دیده بود آقا بهش گفته بود:کارهات رو بکن
این بار دیگه باره آخره😍
آقا محسن به یکی از دوستاش یه سربند داده بود گفته بود وقتی شهید شدم،این سربند رو ببندین به سینهام همین طور هم شد وقتی شهید شد پیکر پاکش را که آوردند سر نداشتم😭 سربند رو بستیم به سینهاش..
🌹روی سربند نوشته بود
أنا زائر الحسین(ع)
🌙ماه رمضان سال ۱۳۶۵ محسن در فکه مجروح شد و چشمش مورد اصابت ترکش قرار گرفت،وقتی دکتر چشماش رو بعد از جراحی معاینه میکرد از دکتر پرسید:آقای دکتر مجرای اشک چشمام سالمه؟میتونم دوباره باهاش گریه کنم؟😔
دکتر از سوال محسن جا خورد گفت جوون این چه حرفیه تو جوونی چرا به فکر گریه کردنی ❗️محسن گفت:اخه چشمی که برا امام حسین نتونه گریه کنه به درد من نمیخوره😔
🕊سر انجام این طلبه بسیجی خستگی ناپذیر ۲۵ دی ماه سال ۱۳۶۶ در حالی که تنها سه روز به اتمام مأموریتش مانده بود در سن ۲۰ سالگی به شهادت
رسید.پیکر پاکش در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران آرام گرفته است.
#شادیروحشهیدعزیزصلوات🌹
#دفاع_مقدس #امام_زمان
•┈┈••✾•🌸•✾••┈┈•
@alzahra14
•┈┈••✾•🌸•✾••┈┈•
#پایگاه_معصومیه