#داستانڪ•°•🌻💎💡•°•
شهسواری به دوستش گفت:
بیا به کوهیکه خدا آنجا زندگی میکند برویم.😳
میخواهم ثابت کنم که او فقط
بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاري براي خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند☹️
👨🏻دیگریگفت:موافقم .👍
اما من براي ثابت کردن ایمانم میآیم☺️
وقتی به قله رسیدند،🏔
شب شده بود.🌃
در تاریکیصدایی شنیدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنهارا پایین ببرید🚶🏻♂
شهسوار اولی گفت: می بینی؟🙄
بعداز چنین صعودي ،از ما می خواهد که بار سنگین تري را حمل کنیم.محال است که اطاعت کنم😌
دیگريبه دستور عمل کرد.☺️وقتی به دامنه کوه رسید، هنگام طلوع بود 🌤
و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوارمومن با خود آورده بود خالص ترین الماس ها بودند.💎😍🤩
#هیچڪارخدابیحڪمتنیست☺️
•┈┈••✾•🌸•✾••┈┈•
@alzahra14
•┈┈••✾•🌸•✾••┈┈•
#پایگاه_معصومیه