eitaa logo
این عماریون
325 دنبال‌کننده
261.7هزار عکس
72.6هزار ویدیو
1.4هزار فایل
کانال تحلیلی درباب مسائل سیاسی واجتماعی https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها یادگار شهید فرزندی ست به نام  امیرحسین همسر شهيد محمدخاني را هم در مسجد مي‌بينم. فرزند 9ماهه‌اش را در آغوش دارد و بيش از 5سال است كه با شهيد محمدخاني ازدواج كرده است. وي اعتقاد دارد در زندگي درس‌هاي زيادي از شهيد آموخته است. درعلي درباره ويژگي‌هاي اخلاقي همسرش مي‌گويد: «محمدحسين فردي مهربان و بزرگ‌ترين آرزويش شهادت بود. اگرچه دوري‌اش برايم سخت است اما خوشحالم به آرزويش رسيد.» محمدحسين عاشق امام حسين(ع) و اهل‌بيتش بود. قرارش با همسرش اين بود که او سكوي پروازش باشد. همسر شهيد مي‌گويد: «وقتي خبر شهادت محمدحسين را شنيدم ياد قرارمان افتادم، حالا ديگر علاوه برخداي محمدحسين خود او هم كنارمان است و با كمك خدا و محمدحسين فرزندمان را آن‌گونه كه او مي‌خواست تربيت مي‌كنم.» همچنان با همسر شهيد در حال صحبت هستيم که صداي مداح در فضاي مسجد طنين‌انداز مي‌شود. اميرحسين طفل 9ماهه محمدحسين با صداي مداح شروع به گريه مي‌كند.‌ گويي او هم مي‌داند پدرش آسماني شده است.
شعری که شهید محمدخانی درطول دوران زندگی اش مدام آن را زمزمه می کرد و بعد از شهادتش  توسط مادر بزرگوار شهید محمدخانی در محضر رهبر معظم انقلاب خوانده شد وامام خامنه ای آن را تصحیح کردند: سر که زد چوبه ی محمل ، دل ما خورد ترک غربتش ریخت به زخم دل عشاق نمک وچنان سوخت که بر سر در آن ، این شده حک سر زینب به سلامت ، سر نوکر به درک حضرت آقا در جواب این مادر شهید شعر را تصحیح کرده و فرمودند: چرا به درک؟ به فلک!
وصیت نامه شهید محمد خانی🥀 سلام بر شما (ائمه معصومین) که بندگان خاص خدایند و از هر چه که داشتید د ر راه خداوند و معبود و معشوق خویش گذشتید. سلام بر شما که متقیان راه اﷲ هستید. با الها!  از این که به بنده ی حقیرت توفیق دادی که در راهت گام بردارد. تو را سپاس      می گویم و از این که توفیقم دادی که در جبهه در کنار خالصان و مخلصان راهت قدم بر دارم،  تو را شکر و سپاس می گویم. در این راه ،  دیدار خودت را هم نصیبم گردان!
‍ ‍ نام : محمدحسین نـام خـانوادگـی : محمدخانی نـام پـدر : مصطفی تـاریخ تـولـد : ۱۳۶۴/۴/۹ مـحل تـولـد : تهران سـن : ۳۰ سـال دیـن و مـذهب : اسلام شیعه وضـعیت تاهل : متاهل جـزئیات شـهادت تـاریخ شـهادت : ۱۳۹۴/۸/۱۶ کـشور شـهادت : سوریه مـحل شـهادت : حلب عـملیـات : اطـلاعاتی مـوجود نـیست نـحوه شـهادت : توسط تروریست های تکفیری
محمد حسین محمدخانی، اصالتا یزدیست اما در تاریخ ۹ تیرماه ۱۳۶۴درتهران متولد شده است. محمدحسین سال های دانشجویی خود را در رشته‌ی مهندسی عمران در یزد سپری کرد و از فعالان بسیج دانشجویی بود.
کنکور، محمد حسین را به دانشگاه آزاد اسلامی یزد فرستاد. او کاردانی‌اش را در رشته عمران در این دانشگاه گرفت. در ترم دوم، خانه کوچکی در یزد اجاره کرد. خانه‌ای که به خاطر عشق او به سیدالشهدا(ع) تبدیل به حسینیه شد و با پرچم و کتیبه‌های حسینی ، محلی برای برپایی هیئت شد. بعد از مدتی محمدحسین با چند تن از دوستان دانشجوی خود هیئت «علمدار حسین(ع)» را پایه‌گذاری کردند که برنامه‌هایش در خانه خودش برگزار می‌شد روحیه بسیجی پای محمدحسین را در همان روزهای اول به بسیج دانشجویی دانشگاه باز کرد. حضور پررنگ در برنامه‌های بسیج و روحیه جهادی و توان مدیریتی، باعث شد مسئولیت حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد یزد را به او بسپارند
مــــجـــنـــــون ۶۹: در ماه‌های پایانی دانشجویی، همسری با شرایط خاصی که مدنظر داشت را پیدا کرد و ازدواج کرد. عقدشهید کنار مزار شهدای گمنام یزد حاج عمار محمد حسین را با نام حاج عمار می شناختند و این از آن روی بود که واقعا برای رهبرش عمار بود. او که مهندسی عمران خود را از دانشگاه یزد کسب کرده بود و دانشجوی فوق لیسانس مدیریت فرهنگی بود، زودتر از خیلی ها راهش را پیدا کرد و وظیفه اش را در برابر شقی ترین انسان ها شناخت و برای مصاف با آنان هجرت کرد به سرزمین سوریه.
حضور وی در سوریه با عنوان مربی آموزشی شروع شد، اما چنان در بین نیروها درخشید که مورد توجه فرماندهان ارشد نظامی واقع شد و بعد از مدتی به عنوان فرمانده تیپ هجومی سیدالشهدا(ع) منصوب شد. محمدحسین را در سوریه به نام مستعار «حاج عمار» می‌شناختند. حاج قاسم سلیمانی نگاه ویژه‌ای به محمدحسین داشت و در یکی از دیدارهایش گفته بود: «عمار برای من مثل «همت» بود. شجاعت و دلاوری محمدخانی باعث شده بود که همواره او را در خط مقدم ببینند. دل بی‌باک و سر نترس محمدحسین در بین نیروهایش مشهور بود. در عین فرماندهی و هوش نظامی، همیشه در میانه میدان بود. تا اینکه نیمه آبان سال ۹۴، آرزوی دیرینه‌اش تحقق یافت و در حومه شهر حلب به خون سرخ خویش آغشته گشت و خود را به قافله شهدا رسانید.
پیکر پاک محمدحسین محمدخانی پس از چند روز به تهران بازگشت و با حضور پر شور و با شکوه دوستان و رفقای دور و نزدیکش در بهشت زهرا(س) و در جوار مزار عموی شهیدش به خاک سپرده شد. مادر شهید محمدحسین محمدخانی در مراسم تشییع پیکر فرزندش گفت: محمدحسین همیشه می‌گفت هر کس را بهر کاری ساختند و ما را برای دفاع از حرم آل الله آفریدند. در میان مؤمنان مردانی بر سر عهد و پیمانی که با خدا بستند ثابت قدم ایستادند و بعضی از آن‌ها در این راه به شهادت رسیدند و بعضی‌های دیگر هم همچنان در انتظارند... محمد حسین امانتی بود از جانب حق نزد من و من او را بزرگ کردم به سوی حق فرستادم ...محمد حسین عاشق شهادت بود و در قنوت نمازش «اللهم ارزقنی شهاده فی سبیلک» را آرزو می‌کرد، خداوند دعایش را مستجاب کرد و خود خریدارش شد ... محمد حسین پیرو ولایت و مطیع امر رهبر بود. پسرم؛ شربت شیرین شهادت گوارای وجودت و تو لایق شهادت بودی حالا که با شهدا همنشین شدی سلام ما را به شهدا برسان و دست ما را بگیر خداوندا امانتت را با چهره‌ای خونین و سرخ به سوی تو می فرستم، خدایا او را ازما قبول کن.
تنها یادگار شهید فرزندی ست به نام  امیرحسین همسر شهيد محمدخاني را هم در مسجد مي‌بينم. فرزند 9ماهه‌اش را در آغوش دارد و بيش از 5سال است كه با شهيد محمدخاني ازدواج كرده است. وي اعتقاد دارد در زندگي درس‌هاي زيادي از شهيد آموخته است. درعلي درباره ويژگي‌هاي اخلاقي همسرش مي‌گويد: «محمدحسين فردي مهربان و بزرگ‌ترين آرزويش شهادت بود. اگرچه دوري‌اش برايم سخت است اما خوشحالم به آرزويش رسيد.» محمدحسين عاشق امام حسين(ع) و اهل‌بيتش بود. قرارش با همسرش اين بود که او سكوي پروازش باشد. همسر شهيد مي‌گويد: «وقتي خبر شهادت محمدحسين را شنيدم ياد قرارمان افتادم، حالا ديگر علاوه برخداي محمدحسين خود او هم كنارمان است و با كمك خدا و محمدحسين فرزندمان را آن‌گونه كه او مي‌خواست تربيت مي‌كنم.» همچنان با همسر شهيد در حال صحبت هستيم که صداي مداح در فضاي مسجد طنين‌انداز مي‌شود. اميرحسين طفل 9ماهه محمدحسين با صداي مداح شروع به گريه مي‌كند.‌ گويي او هم مي‌داند پدرش آسماني شده است.
شعری که شهید محمدخانی درطول دوران زندگی اش مدام آن را زمزمه می کرد و بعد از شهادتش  توسط مادر بزرگوار شهید محمدخانی در محضر رهبر معظم انقلاب خوانده شد وامام خامنه ای آن را تصحیح کردند: سر که زد چوبه ی محمل ، دل ما خورد ترک غربتش ریخت به زخم دل عشاق نمک وچنان سوخت که بر سر در آن ، این شده حک سر زینب به سلامت ، سر نوکر به درک حضرت آقا در جواب این مادر شهید شعر را تصحیح کرده و فرمودند: چرا به درک؟ به فلک!
وصیت نامه شهید محمد خانی🥀 سلام بر شما (ائمه معصومین) که بندگان خاص خدایند و از هر چه که داشتید د ر راه خداوند و معبود و معشوق خویش گذشتید. سلام بر شما که متقیان راه اﷲ هستید. با الها!  از این که به بنده ی حقیرت توفیق دادی که در راهت گام بردارد. تو را سپاس      می گویم و از این که توفیقم دادی که در جبهه در کنار خالصان و مخلصان راهت قدم بر دارم،  تو را شکر و سپاس می گویم. در این راه ،  دیدار خودت را هم نصیبم گردان!