eitaa logo
این عماریون
377 دنبال‌کننده
236.5هزار عکس
64هزار ویدیو
1.4هزار فایل
کانال تحلیلی درباب مسائل سیاسی واجتماعی https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
مشاهده در ایتا
دانلود
جوال بباف توی قوچان از خانه بیرون نمی‌رفتیم؛ مگر اینکه کار واجبی پیش می‌آمد. یک روز مجبور شدم و با چادر از خانه رفتم بیرون. پاسبان مرا دید و جلوم را گرفت. با صدای کلفت مردانه‌اش گفت: «چادرت رو در بیار. زود باش.» تا این را شنیدم، صورتم را بیشتر زیر چادر بردم و دستم را بیشتر دور چادرم گره کردم. وقتی دید به حرفش عمل نمی‌کنم، چادرم را از سرم کشید. نگاهم روی چادرم ماند. پاسبان چادر را تکه تکه کرد. اشک می ریختم و نگاه می‌کردم. تکه‌ها را روی دستانم گذاشت و با خنده گفت: «برو باهاش جوال* بباف.» 📚منبع: به خون کشیده شد خیابان، راوی: مادر شهید ابوالقاسم نخ فروشان، ص۴۵ *لباسی که برای حمل بار چهارپایان می‌دوزند. جوال یا خورجین از دو طرف آویزان می‌شود و کار زین را در کنار حمل بار انجام می‌دهد. ____________________________
کلاه ملعون کلاه شاپو روی جالباسی صندوق خانه‌مان جا خوش کرده بود. هر روز می دیدمش‌. مادرم تا چشمش به کلاه می افتاد، شروع می‌کرد به نفرین کردن. با بغض و کینه می‌گفت: « این کلاه یادگاری رضاشاه ملعونه. نگهش داشتم تا هر وقت چشمم بهش افتاد، لعنت بفرستم. روستا بهداری می‌خواست، آب درست و درمون می‌خواست، جاده می‌خواست. زن روستایی، کلاه به چه کارش می‌اومد؟! 📚منبع: به خون کشیده شد خیابان، ص۴۶، راوی: حجت‌الاسلام حسین صادقی _________________________________
غافلگیری «عقب وایسین! نزدیک نیاین! خودم چادرم رو میدم.» چادر دست بافتم را در آوردم و زیر بغلم جا دادم. اگر چادر به دستشان می‌رسید، وسط کوچه آتش می‌زدند. آژان‌ها خوشحال شدند و منتظر چارقد بودند تا در بیاورم. چادرم را کمی زیر بغلم جابجا کردم. زیرچشمی نگاهشان کردم و پا گذاشتم به فرار. دنبالم دویدند؛ اما توی کوچه پس‌کوچه‌های روستای بلغور گمم کردند. 📚منبع: به خون کشیده شد خیابان، ص۱۳۹، راوی: شهربانو کدخدایی مادر شهید عبدالله کدخدایی ______________________________
امروز است سالروز کشف حجاب اجباری که پس از او، به شکلی دیگر با انواع محدودیت های دولتی، تحصیلی و خدماتی برای زنان محجبه در دوره ادامه پیدا کرد. تصویر بالا در هفدهم دی ماه ۵۶ در اعتراض به تشکیلات حکومت پهلوی و آزادی زنان دربند است، راهپیمایی که سرآغازی برای مبارزات مردم به خصوص در شهر مشهد شد. _________________________
یک خان قلدر، سرسپرده استعمار، با زور و ارعاب، خلاف حکم خالق هستی، خلاف فطرت بشر، خلاف منفعت مادی و معنوی مردم، خلاف باور و اعتقاد مردم کشور، دختران سرزمینم را مجبور کرد خوار و ذلیل در برابر چکمه هایش زانو بزنند.😢 دختران سرزمینم فقط شایسته خضوع در برابر خداوند متعال اند. ، حکم پروردگار عالم برای سعادت دنیا و آخرت بشر عامل تأمین سلامت فردی، آرامش خانوادگی و امنیت اجتماعی.
حتی جلو در هفده ساله بودم و تازه عروس. حیات خانه را جارو کردم و نوبت رسید به جلو خانه. داشتم جارو می‌کردم که آژان آمد و من را با چادر رنگی ام کشان کشان به نظمیه سبزوار برد. کسبه محل وقتی دیدند، سریع به اهل خانه اطلاع دادند. آمدند و آزادم کردند. 📚منبع: به خون کشیده شد خیابان، ص۴۸، راوی: سیمین وهاب‌زاده مرتضوی، به نقل از صدیقه چیتی
یک خان قلدر، سرسپرده استعمار، با زور و ارعاب، خلاف حکم خالق هستی، خلاف فطرت بشر، خلاف منفعت مادی و معنوی مردم، خلاف باور و اعتقاد مردم کشور، دختران سرزمینم را مجبور کرد خوار و ذلیل در برابر چکمه هایش زانو بزنند.😢 دختران سرزمینم فقط شایسته خضوع در برابر خداوند متعال اند. ، حکم پروردگار عالم برای سعادت دنیا و آخرت بشر عامل تأمین سلامت فردی، آرامش خانوادگی و امنیت اجتماعی. https://virasty.com/neslamlou/1704683779824822882 ____________________
امروز است سالروز کشف حجاب اجباری که پس از او، به شکلی دیگر با انواع محدودیت های دولتی، تحصیلی و خدماتی برای زنان محجبه در دوره ادامه پیدا کرد. تصویر بالا در هفدهم دی ماه ۵۶ در اعتراض به تشکیلات حکومت پهلوی و آزادی زنان دربند است، راهپیمایی که سرآغازی برای مبارزات مردم به خصوص در شهر مشهد شد. ________________________
8.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴آنچه باید درباره برنامه دشمن از زمان رضاخان تا الان برای کشف حجاب بدانیم...👌 ♦️حتما تا آخر ببینید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ