eitaa logo
آمین؛
41 دنبال‌کننده
208 عکس
60 ویدیو
4 فایل
﷽ سلام علی آل یاسیـــــن..؛ • مپرس که خود ندانم کیستم • آنچه در دلم میگذرد • درتلاش برای فرار از مــَــن • جمع دخترونه؛ آقا؟ به هیچ وجه. ناشناس: https://6w9.ir/Harf_8721282
مشاهده در ایتا
دانلود
یعنی سر تزئینش صد خودمو گذاشتمااا.(خودمو خفه کردم شد این😐😂) پودر شدم. چقدر کدبانوگری سخت بود ما نمیدونستیییم.
داشتم همزمان غذا درست میکردم اینجا هم پیام میدادم. یهو یادم اومد غذا رو گازه مث پلنگ سرررریع پریدم تو آشپز خونه.
در حال سرخ کردن یه دیگ پیاز برای سهولت آماده سازی وعده های آتی 🥸 شمام از این کارا میکنید؟ کاش میشد سیب زمینی سرخ کرده هم فریز کرد حیف🤧
آبجیتون به درجه ی اعلایی از کدبانویی رسید در مدت یک هفته. 🕶
هدایت شده از آشپز باشی
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گوشت قلقلی ترکیه ایرانیزه شد ☺️🥩 مواد لازم : پیاز و گوجه ۲ عدد گوشت چرخ کرده ۲۵۰ گرم فلفل دلمه قرمز ۱ عدد قارچ ۲۰۰ گرم ┅═ঊঈ👩🍳ঊঈ═┅╮ 🎬 @Ashpaz_baash ╰┅═ঊঈ👩🍳ঊঈ═┅╯
آمین؛
گوشت قلقلی ترکیه ایرانیزه شد ☺️🥩 مواد لازم : پیاز و گوجه ۲ عدد گوشت چرخ کرده ۲۵۰ گرم فلفل دلمه قرمز
مال من مثل این کلیپه انقدر مینیمال و باکلاس در نیومد 🦥 ولی خب همینم خوب بود الحمدالله😂 (من بدون قارچ درست کردم و همینجوریشم خوشمزه شد ) من حین درست کردنش یخچالو زیر و روکردم سبزی هارو پیدا نکردم میخواستم منم با سبزی تزئینش کنم . بعد اینکه پخت و خوردیم در یخچالو باز کردم دیدم سبزی ها دقیقا رو به رومه 🦥👩🏻‍🦯
ماکارونی رو دم گذاشتم و رفتم سراغ شستن ظرفا (یه کوه ظرف) بود. وقتی شستنم تموم شد و سینک رو دستــــمال کشـــیدم. وقتـــــی میخواستم برم کمی خستـگی در کـنم، یهـو چشمـم خورد به ست دستگیـره و دمکـــنی آشــپــزخونه. ناخـودآگاه لبخندی زدم و خداروشکر کردم " خدایاشکرت"🙃🌱 یادم اومد که چقدر استرس داشتم برای این عروسی یهویی و آماده نبودن هیچ چیــــزی. برای بهــم خـــوردن بــرنـامــه هـام، برای پیـــدا نشدن خــیـــاط خــوب بـــرای دوخـــتــن سـت آشپزخونم، برای پارچه های نامرغوب و ست های چند میلیونی و گرون..😁 ولی در نهایت، لـــحظه ی آخــر توی مغازه در حالی که کلی ست رو باز کرده بودم و مامان میگفت: "بسه دیگه خیلی زحمت دادیم به خانم کاظمی😐 "(فروشنده)، همون لحظه این ست باز شد و چشمام قلبی شد. باورم نمیشد بلاخره چیزی که دوست داشتم رو پیدا کردم. 😮‍💨😍 نا امید بودم آخه.🥲 همه جا پر بود از طرح و رنگای تیره و دلگیر. منم که عروس بودم و عجله داشتم و هر لحظه ممکن بود دل رو بزنم به دریا و بگم: جهــــــنم! بخـــریم همینو. 🤦🏻‍♀ ولی خب خدا.. این غصه ی کوچیک منم خرید! 💖 و نتیجش شد همین لبخند های گاه و بیگاه من موقع رد شدن از کنار باغچه ی گل پیشبند آشپزخونم.!🌱🌸
آمین؛
ماکارونی رو دم گذاشتم و رفتم سراغ شستن ظرفا (یه کوه ظرف) بود. وقتی شستنم تموم شد و سینک رو دستــــما
دقیقا بعد این اتفاق موقع خارج شدن از آشپزخونه چشمم خورد به یه ظرف بزرگ روغنی. 🥸 سینک شسته شده، اسکاچ شسته شده، دستمال کشیده شده، همه چیز سر جاش و این ظرف داشت اون وسط بندری میزد برام. 😐 اومدم بگم: عیییی باباااااا 🥱🥴 اما یادم به چند ثانیه قبل افتاد و بجاش دوباره گفتم: "خدایا شکرت" 🥰 چون هنوز نعمتی که خدا بهم داده بود رو یادم نرفته بود.😄 شاید اگر مواقع دیگه هم وقتی ناملایمتی تو زندگی دیدم و غر زدم، یادم می اومد که خدا چه نعمت هایی رو بهم داده و چه غصه های بزرگ و کوچیکی رو ازم خریده انقدر به جون خدا غر نمیزدم! 🙃 امان از این انسان فراموشکار!
-
آمین؛
-
‌ الان که خودم خانم یه خونه شدم تازه متوجه میشم که توی خونه مامانم چطور زندگی میکرده، چجوری روزش رو به شب میرسونده ــ 😅 من هیچوقت داستان زخم های جورواجور روی دستای مامانم رو نپرسیدم!(((: و حالا دستهای خودم مدام بین کار با چاقو، قابلمه داغ، جلز و ولز روغن و انواع شوینده های شیمیایی صدمه میبینه. رنگ و بوی زردچوبه، ادویه رو میگیره و از حالت تر و تمیز و ترگل ورگل خارج میشه! و خب این زخم ها، این اتفاق ها، این درد های کوچیک و بزرگ معمولا هم[ نادیده] گرفته میشه. از یه جایی از طرف دیگران و از چند وقت بعدش از طرف خودمون .. مامان!🥲 بابت تک تک زخمهای دستات بابت پوسته پوسته شدن بابت چروکیده شدنشون بابت فدا کردن دستهای قشنگت برای ماها ازت ممنونم و دستهاتو میبوسم! ❤️🙃 ‌
مادر قلبش اکلیلی شد ✨ شمام میتونید بفرستید متن رو برای مامان هاتون. اگر هنوز تو خونه هستید متن رو تغییر بدید. 🌸🌱