❓️این عالم مادی هستش و خدا اصن مادی نیست و جسم نداره و ...
با وجود اینکه خودش ماده نیست چجوری جور درمیاد یعنی میگه باش وجود میشه اون ماده؟!
✅️ اگر دقت شود ، پاسخ در پرسش است، چون خداوند به ماده ماديت نميدهد، بلکه وجود ميدهد . خداوند مبدأ وجود است . وجود ماده يکي از افاضات و پرتوي از فيض وجود حق تعالى است، پس خدا آنچه را خود دارد ، يعني وجود به ماده داده است . آنچه را خود از داشتن آن منزّه است ، يعني ماده ،به ماده نداده است، چون ماده حد و تعيّن و ماهيت وجود ماده است . خداوند به موجودات وجود ميدهد و نه تعيّن و ماهيت، پس خاستگاه ماده تعيّن وجودي آن است و نه اصل وجود آن که فيض الهي است. بوعلي سينا جمله معروفي دارد و گفته است: ما جعل الله المشمشة مشمشة، بل أوجدها؛ خداوند زردآلو را زردآلو نکرده ، بلکه آن را ايجاد کرده است.
شهيد مطهري با اشاره به سخن بوعلي ضمن تحليلي گفته : زردآلو براي مثال ذکر شده است، منظور همه موجودات است. خدا اشيا اشيا را آفريده است. آن ها ذاتاً متفاوتند. برخي مادي،برخي غیر مادي هستند. از مجموع مباحث در آموزههاي عقلي و وحياني به دست ميآيد که هر چه خلقت خاص دارد و مال خود اوست، يعني هر چيز فقط گونهاي خاص از وجود را ميتواند بپذيرد، و خدا همان خلقت خاص را وجود ميبخشد، پس نبايد تصور کرد که اشيا طور ديگري بودهاند و خدا آن ها را به صورتهاي خاص جسماني و مادي مانند آن در آورده ، بلکه خدا فقط به آن ها وجود داده است.(1)
بنابر اين خداوند ذات داراي هستي بلکه مبدأ هستي است . آنچه به موجودات بخشيد ، هستي است . به موجودات مادي و جسماني نيز هستي و وجود بخشيده ، نه ماده و جسم.
ماده و جسم ويژگي ذاتي آن گونه موجودات است و فيض خدا وجود اشيا است و نه چيز ديگر.
خداوند علت مستقيم موجودات مادي نظير آنچه در پرسش آمده نيست .بلکه در سلسله و فرايند آفرينش عالم ماده علل بسيار نقش دارد . خداند علت العلل است و نه علت مستقيم .
ر.ك: در آمدي بر فلسفه اسلامي، ص120 نشر موسسه آموزشي و پژهشي امام خميني، قم، 1380 ش.
پينوشت:
1. عدلي الهي، ص 172، نشر صدرا
┈┈•✾ @Aminfarid ✾•┈┈
┈┈•✾🌺✾•┈┈
«گفتم: «محسن جان! دیر میایی بچهها نگرانت هستند».
لبخندی زد و حرف از صمیم قلبش بیرون آمد؛ حرفی که زبانم را قفل زد.
غیرتمند گفت: «هر چی من بیشتر کار کنم، نتانیاهو(نخست وزیر اسرائیل) کمتر خواب راحت به چشمش میاد؛ پس اجازه بده بیشتر کار کنم».
معنای این حرفش را زمانی فهمیدم که شهید شد؛ وقتی نتانیاهو توئیت زد و برای یهودیها شنبه خوبی را آرزو کرد.
از شنبهی آرام در اسرائیل گفت؛
از شنبهی بعد از محسن فخریزاده». ...
(خاطرات همسر شهید)
🌹هفتم آذر سالگرد شهادت دانشمند هستهای شهید محسن فخری زاده
┈┈•✾ @Aminfarid ✾•┈┈
┈┈•✾🌺✾•┈┈
وحی یکی از مبادی معرفت بشر
وحىِ تشریعی(رسالی)، عالىترین مرتبهى ارتباط خداوند با بندگان خود است. این نوع وحى، چنان اهمّیّت و ارزشى دارد که حذف آن از زندگى، به معناى حذف همهى ارزشها و هدایتهایى است که سعادت جوامع بشرى موقوف به آنهاست. مىتوان وحى را یکى از مجارى معرفت براى انسان برشمرد؛ اما به حتم این نوع معرفت، ویژگىهایى دارد که با دیگر معارف قابل مقایسه نیست. مبادى و مجارى معرفتِ بشرى عبارتند از:
۱. حس و تجربه؛
۲. تعقّل و تفکّر؛
۳. تاریخ و تجارب بشرى؛
۴. تجربههاى درونى و شعور باطنى؛
۵. وحـى.
در ادامه برخی ویژگیهای وحی بیان میشود
┈┈•✾ @Aminfarid ✾•┈┈
┈┈•✾🌺✾•┈┈
۱ـ همسازى با فطرت آدمى
#وحى و آنچه از جانب خداوند فرود مىآید، در هماهنگى کامل با گرایشهاى فطرى انسان است.«فأقِم وجهَک للدین حنیفاً فطرت الله التى فَطَرَ الناس علیها» روى خویش به سوى دین پاکیزه گردان؛ فطرتى که خداوند، مردم را بر آن سرشت
۲ـ صلاحیت قانون گذارى
آدمیان از طریق #عقل و #تجربه هاى تاریخى خود نیز مىتوانند، قوانینى را وضع کنند که روند زندگى را براى آنان سهل و خوشایند کند؛ اما عقل و دیگر مبادى #قانون گذارى، همگى در طرح قانونى که کامل و همهسو نگر باشد، عاجزند؛ زیرا «هدایت به هر وسیله و به سوى هر چه باشد، کار دستگاه آفرینش خواهد بود. همان دستگاه که #انسان را آفرید و براى وى هدفِ سعادتى قرار داده و هدایت عمومى را که هدایت انسان نیز جزئى از آن است، جزئى از برنامهى خود مقرر داشته است و روشن است که در کار آفرینش تناقض و خطا معنى ندارد. هدایت به سوى قانونى که برطرف کننده اختلاف باشد، کار عقل نیست؛ زیرا همین عقل است که به سوى اختلاف دعوت مىکند؛ همین عقل است که در انسان غریزهى استخدام و حفظ منافع به طور اطلاق و #آزادى کامل عمل به وجود مىآورد» تجربههاى کهن و معاصر بشرى نیز ثابت کرده است که علم و عقل به تنهایى قادر به قانونگذارى براى بشر نیستند. اجتماعى را نیز نمىتوان یافت که هیچ تأثیرى از وحى نگرفته باشد.
۳ـ مصونیت از خطا
اگر وحى، تعلیم و برنامهى زندگى اجتماعى انسان بر اساس برنامههاى کلان آفرینش و هدف خلقت باشد، روشن است که تکوین و آفرینش هرگز در کار خود خطا نمىکند. بدین رو، راه وحى، همان راه خلقت و فطرت انسان است. چنانکه خداوند نیز مىفرماید: «ما ترى فى خلقِ الرحمنِ مِنْ تفاوُتٍ.» در آفرینش خداى مهربان، تفاوتى نمىبینى.
وحى هم به لحاظ مبدأ (خدا) و هم به لحاظ رسانه(رسول) معصوم است؛ بر خلاف عقل، علم و تجربههاى بشرى که همچون رودخانههایى مىمانند که در مسیر خود گل و لاىهاى بسیارى را مىآورند. گاه نیز آب از سرچشمه گلآلود است.
۴ـ جامعیّت
وحى، جامع نگرشها، گرایشها و برنامههایى است که انسان را به کمال نهایى خود مىرساند. وحى در جامعیّت خود، رقیب و مخالفى ندارد. هم بنا به مضامین قرآنى و هم بنا بر آزمونهایى که وحى به اجرا گذاشته است، چنین جامعیّتى را در جایى دیگر نمىتوان سراغ گرفت. آیاتى همچون «لا رطبٍ و لا یابسٍ الا فى کتابٍ مبین» و «فیه تبیان کل شىءٍ» پرده از این ویژگى شگفت وحى قرآنى برمىدارد.
۵ـ استظهار به پشتیبانى عقل و علم
اگر آنچه از آسمان فرود مىآید، نیازى به تأیید عوامل زمینى ندارد، امّا تأییدات عقلى و علمى، اطمینان بشر را به وحى آسمانى بیشتر مىکند. خداوند مردم را به تعقّل دعوت مىکند و عالم را برتر از جاهل مىشمارد، عقل و علم نیز از همهى امکانات خود براى تأیید وحى سود مىبرند. البته هرگز نمىتوان عیار وحى را با محک عقلى بشرى یا علوم جزئى سنجید.
23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓چرا باید به اعتقادات اهمیت بدهیم؟
#موشن_گرافیک
┈┈•✾ @Aminfarid ✾•┈┈
┈┈•✾🌺✾•┈┈