*📸 سکوت یعنی شریک جرم بودن*
«لیام کانینگهام» بازیگر مشهور ایرلندی:
🔹️اون فجایعی که الان تو ایران و لبنان داره اتفاق میافته، نتیجه چیزیه که دنیا داره اجازه میده تو غزه و کرانه باختری اتفاق بیفته. صهیونیستها با همین سکوت دنیا جسورتر شدن.
🔹️سکوت یعنی تأییدِ ضمنی. سکوت یعنی شریک جرم بودن.
@amirfallahs
حاج باقر:
اگر ایالات متحده سه پیروزی دیگر مانند این به دست آورد، کاملا نابود خواهد شد. 👏
@amirfallahs
آیا تهدید به نابودی زیرساختهای غیرنظامی جنایت جنگی است؟
تهدیدهایی نظیر «بازگرداندن یک کشور به عصر حجر»، «نابودی کامل شبکه برق و آب» یا «هدف قرار دادن پلها و تأسیسات حیاتی» از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، ذیل مفهوم تهدید به ارتکاب جنایت جنگی قابل ارزیابی هستند.
مبانی حقوقی ممنوعیت حمله به زیرساختهای غیرنظامی
بر اساس اصول بنیادین حقوق جنگ – بهویژه اصل تفکیک (Distinction) و اصل تناسب (Proportionality) – طرفهای درگیر موظفاند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند. زیرساختهایی مانند نیروگاهها، تأسیسات آبرسانی، بیمارستانها، پلهای شهری و شبکه انرژی، اهداف غیرنظامی محسوب میشوند و حمله عمدی به آنها ممنوع است.
اسناد کلیدی بینالمللی
چند سند معاهدهای این ممنوعیت را تعریف کردهاند:
· کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) – حمله به غیرنظامیان و اموال غیرنظامی را ممنوع میکنند.
· پروتکل اول الحاقی (۱۹۷۷)، ماده ۵۴ – حمله به زیرساختهای ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی (مانند آب، برق و مواد غذایی) را بهصراحت ممنوع ساخته است.
· اساسنامه رم (۱۹۹۸) دیوان کیفری بینالمللی – هدف قرار دادن عمدی زیرساختهای غیرنظامی را در زمره جنایات جنگی تعریف میکند (مواد ۸(۲)(ب) و ۸(۲)(ای)).
جایگاه تهدید در حقوق بینالملل
هرچند بیشتر موازین موجود بر ارتکاب حمله متمرکز است، اما تهدید علنی و رسمی به جنایت جنگی – بهویژه اگر از سوی مقامات یا فرماندهان نظامی بیان شود – در رویه قضایی بینالمللی و برخی نظامهای حقوقی داخلی (اصل صلاحیت جهانی) قابل پیگرد است. همچنین چنین تهدیدهایی میتواند به عنوان نقض اصل «اقدامات احتیاطی در حمله» یا مصداق «تبلیغ جنایت جنگی» تلقی شود.
رویه قضایی معاصر
در گزارشهای هیئتهای تحقیق سازمان ملل و همچنین پروندههای دیوان کیفری بینالمللی (مانند بررسی جنگ در اوکراین و غزه)، حمله به شبکه برق و آب که منجر به محرومسازی گسترده جمعیت غیرنظامی از منابع حیاتی شود، به عنوان جنایت جنگی مستند شده است.
جمعبندی
بر اساس چارچوب حقوقی کنونی، تهدید یا برنامهریزی برای نابودی زیرساختهای غیرنظامی – بهویژه اگر هدف آن تنبیه جمعیت غیرنظامی یا ایجاد رنج گسترده باشد – در حقوق بینالملل به عنوان تهدید به جنایت جنگی شناخته میشود. هرچند پیگرد عملی این تهدیدها بدون وقوع حمله فیزیکی دشوار است، اما ارزش بازدارندگی و ثبت تاریخی آن در اسناد جنایات جنگی غیرقابل انکار است.
#اختصاصی
@amirfallahs
چهار سناریو از پسِ ضربالاجل ترامپ ؛ کدام محتملتر است؟
ضربالاجلهای اخیر میان ایران و آمریکا وارد فاز تازهای شده، اما پایان مهلت لزوماً به معنای شروع جنگ تمام عیار نابود کردن زیر ساختها نیست.
چهار سناریو پیش روی تحولات است:
نخست، تمدید غیررسمی تنش که در آن تهدیدها بدون اقدام نظامی ادامه مییابد و فشار روانی و اقتصادی کمهزینهترین ابزار باقی میماند.
دوم، حمله محدود به یک یا چند هدف زیر ساختی نمادین و غیر فراگیر فقط برای بهره برداری تبلیغاتی که البته با پاسخ قاطعانه ایران خطر تشدید تدریجی را به همراه دارد.
سوم، عقبنشینی نرم از طریق کاهش تدریجی لحن تهدیدآمیز با میانجیگری واقعی کشورها و یا ادعای دروغ ترامپ بر رسیدن به نتیجه در یک مذاکره دروغین و باصطلاح پشت پرده با طرفهای خیال« که الان نمی توانم بیشتر توضیح بدهم» چیزی شبیه هدیه ادعایی ترامپ که ایرانیها برایش فرستادند و او گفت نمی تواند بیشتر توضیح بدهد و ختم ماجرا.
چهارم، درگیری گسترده شامل حمله هماهنگ به زیرساختهای حیاتی ایران و متعاقب آن پاسخ سهمگین ایران به زیر ساخت های رژیم صهیونیستی و صهیونیست های خلیج فارس که عملا با زدن آب شیرین کن ها و برق این کشورها خالی از سکنه خواهند شد و این گزینه برای همه طرفها فاجعهبار اما کماحتمالترین گزینه است.
ارجحترین سناریو، همان گزینه اول یعنی تمدید ضمنی بحران بدون حمله است، زیرا آمریکا خواهان جنگی پرهزینه و بینتیجه نیست و ایران نیز از تشدید کنترلنشده پرهیز میکند.
در کوتاهمدت، بازار انرژی همچنان در نوسان خواهد بود، اما خط آتش فعال نمیشود. تهدیدها ادامه دارند، اما جنگ نشده است. محتملترین وضعیت «نه صلح، نه جنگ» با فشار حداکثری روانی و اقتصادی است.
سناریوی تخریب کامل زیرساختها احتمال کمی دارد، اما اگر رخ بدهد، پیامدهایش منطقه و جهان را دگرگون خواهد کرد و احتمال زیادی برای گسترش جنگ به ورای منطقه جنوب غرب آسیا وجود دارد.
#اختصاصی
@amirfallahs
درباره متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا این روزها زیاد خواهید شنید لذا بد نیست بدونیم متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا چیه:
متمم بیستوپنجم قانون اساسی آمریکا چیست؟
متمم بیستوپنجم (25th Amendment) بخشی از قانون اساسی ایالات متحده است که در سال ۱۹۶۷ تصویب شد و نحوهٔ انتقال قدرت ریاستجمهوری در شرایط اضطراری را مشخص میکند. این متمم برای مواقعی است که رئیسجمهور به هر دلیل نتواند وظایفش را انجام دهد.
چهار بخش اصلی دارد:
۱) جانشینی رئیسجمهور
اگر رئیسجمهور بمیرد، استعفا دهد یا برکنار شود، معاون رئیسجمهور فوراً رئیسجمهور میشود.
۲) تعیین معاون رئیسجمهور
اگر سمت معاون رئیسجمهور خالی شود، رئیسجمهور فردی را معرفی میکند و کنگره باید او را تأیید کند.
۳) اعلام ناتوانی توسط خود رئیسجمهور
رئیسجمهور میتواند بهصورت داوطلبانه اعلام کند که موقتاً قادر به انجام وظایفش نیست (مثلاً هنگام عمل جراحی). در این حالت، معاون رئیسجمهور بهطور موقت قدرت را در دست میگیرد.
۴) اعلام ناتوانی توسط کابینه
این بخش مشهورترین و بحثبرانگیزترین قسمت است.
اگر معاون رئیسجمهور + اکثریت کابینه تشخیص دهند که رئیسجمهور قادر به انجام وظایفش نیست، میتوانند قدرت را موقتاً به معاون منتقل کنند.
رئیسجمهور میتواند اعتراض کند، و در این صورت کنگره باید تصمیم نهایی را بگیرد.
@amirfallahs
امیر فلاح
متمم بیستوپنجم قانون اساسی آمریکا چیست؟ متمم بیستوپنجم (25th Amendment) بخشی از قانون اساسی ایالا
مثل این توییت مورگان فریمن، بازیگر معروف آمریکایی
امیر فلاح
چهار سناریو از پسِ ضربالاجل ترامپ ؛ کدام محتملتر است؟ ضربالاجلهای اخیر میان ایران و آمریکا وا
هفته ی پیش رو در جنگ، بسیار تعیین کننده است. و مطلب در مورد احتمالات وقایع فراوان است اما سعی خواهم کرد با اختصار این موضوعات را برای علاقهمندان در حد وسع بصورتی علمی و نه تبلیغاتی مطرح کنم.
فریاد بنبست یا چرخه انتقام؟
تحلیل روانشناختی تهدیدهای خشمگینانه ترامپ
توئیتهای اخیر دونالد ترامپ، بهویژه پست پر از فحش او در صبح عید پاک (۵ آوریل ۲۰۲۶) در Truth Social، بیش از آنکه نمایش حسابشده قدرت باشد، نشانهای آشکار از حس عمیق شکست و بنبست به نظر میرسد. در آن پست، ترامپ خطاب به ایران نوشت: «Tuesday will be Power Plant Day, and Bridge Day... Open the F**kin’ Strait, you crazy ba**tards, or you’ll be living in Hell – JUST WATCH!» و با طعنهای عجیب افزود: «Praise be to Allah.»
وقتی ابزارهای معمول میدان نبرد و دیپلماسی و تهدیدهای متعارف به نتیجه نمیرسند — مانند بنبست بر سر بازگشایی تنگه هرمز — ترامپ به جای پذیرش محدودیتهای واقعیت، و شکست استراتژیک جنگ بیهوده است به پرخاشگری کلامی شدید و تهدیدهای انتقامجویانه روی میآورد. این رفتار، فریادی است از عمق درماندگی میدانی ترامپ که در لباس قدرت و خشم آتشین پوشانده شده.
این الگو دو وجه اصلی دارد. از یک سو، برای پایگاه هوادارانش تصویر «مرد قوی» را بازسازی میکند؛ مردی که از هیچ هنجار و قاعدهای نمیترسد و با فحش و تهدید، دشمن را به چالش میکشد. از سوی دیگر، توجه عمومی را از ناکامیهای عینی — پیچیدگیهای جنگ، هزینههای اقتصادی و ریسکهای استراتژیک — به یک درگیری نمایشی و وعدههای انتقامجویانه منحرف میکند.
از منظر نظریه ناامیدی-پرخاشگری (Frustration-Aggression Theory)، وقتی فرد یا فرمانده با بنبست مداوم روبهرو میشود، به جای افتادن در افسردگی یا انفعال، اغلب به پرخاشگری روی میآورد. ترامپ دقیقاً این مسیر را انتخاب کرده است. اما آنچه این رفتار را نگرانکننده میکند، جنبه تکراری و تشدیدشونده آن است. تهدیدهای مکرر به نابودی نیروگاهها، پلها و زیرساختهای ایران، تنشها را بالا میبرد، احتمال محاسبات اشتباه را افزایش میدهد و در نهایت بنبست واقعی را عمیقتر میکند، نه اینکه آن را حل نماید.
این چرخه، بیش از آنکه راهحل باشد، روند بالقوه نابودگر است. ترامپ حس شکست را با وعده انتقام جبران میکند، اما این انتقام کلامی، فضا را برای تشدید واقعی بحران تنگتر میسازد. آنچه به چشم میآید صدای بلند «قدرت» است، اما آنچه در عمق جریان دارد، ممکن است نیاز شدید به اثبات خود از طریق خشم و تهدید باشد — خشمهایی که اگر از کنترل خارج شوند، هزینههای سنگینی برای همه طرفها و بخصوص آمریکا و متحدانش به بار خواهد آورد.
در نهایت، بنبست استراتژیکی که امریکا به آن وارد شده است نه با فریادهای بلندتر حل و نه ناپدید می گردد. فقط با صدای بلندتر فریاد زده میشود — و این وضع را برای آمریکا پیچیده تر می کند.
#اختصاصی
@amirfallahs