eitaa logo
کانال محمدحمزه قلعه‌خانی
126.5هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
124 فایل
☫ ﷽ ☫ 🔹️موسس و مدیرعامل شرکت فناور کُدنا 🔸️بنده ساده خدا با هدف کمک به وطن و هموطن 🔗پشتیبانی: @Ammar_support پیام ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/QS5A.FV0eP
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم هر چند پرونده شخصی و بی ربط باشد ولی احتمالا آن مجموعه‌ای که سالها برای ساختن چنین نیروهایی هزینه کرده برای جلوگیری از هدر رفت بیت المال هم که شده یک کارهای می‌کند. حداقل یک وکیل یا یک مشاور حقوقی برای پرسنل‌اش قرار می‌دهد. پرسیدم کسی سراغت نیامده است؟ گفت حتی یک نفر!
گفتم یعنی در این ۵ سال به محض جمع شدن قضایای سوریه که شما آمدی زندان نپرسیدند فلان فرمانده کجاست و مشکل‌اش چیست و چه کمکی می‌شود به وی کرد؟ یا حداقل یک کمک برای جور کردن وثیقه نکردند که دو ۳ هفته مرخصی بروی بلکه بتوانی با طلب‌کارهای برادرت به نوعی توافق برسی؟ گفت هیچ! حتی یک نفر هم سراغم نیامده‌ است:)))
قدری از وضعیت خانواده تعریف کرد. رنگ از رخسارم پریده بود. داشتم باهاش قدم می‌زدم و فکر می‌کردم اگر خودم طرف را در زندان نمی‌دیدم و مثلا آن رابط مان که مصاحبه را جور کرد می‌گفت فلانی الآن با این وضعیت در زندان است عمرا باورم نمی‌شد. ما را باش که آن‌روزها با خودمان می‌گفتیم کاش یک پروژه کلان در این نهادها برای ثبت و ضبط تجربیات فرماندهان میدانی وجود داشته باشد که با یک ترکش چند سال آزمون و خطا و تجربیات گرانقدر زیر خاک نرود و چیزی برای انتقال به نسل‌های بعد وجود داشته باشد تا مجدد از صفر شروع نکنند😄💔 حالا یکی از همان گنج‌های ارزشمند بدون ترکش با یک موضوع مسخره چک سالهاست دارد در تهران بزرگ خاک می‌خورد و کلا فراموش شده است! عجب ساختار بی سر و صاحابی! بازهم بگذریم...🧑‍🦯
خلاصه در زندان هم صحبتی غنیمت عجیبی است. اصلا تا زندان نروید معنای هم صحبتی را نمی‌فهمیدید. وقتی در زندان، نیمه شب از خواب بلند می‌شوید و در تلویزیون سر سالن یک خبر در زیرنویس شبکه خبر می‌بینید و شوکه می‌شوید و مثلا متوجه می‌شوید که مهمان‌ را بعد از تحلیف زده‌اند یا یک عزیزی زیر آوار مانده و معلوم نیست زنده است یا شهید و مثل همه آدم‌های بیرون قلب‌تان سنگین می‌شود…
نه فضای مجازی هست که یک چرخ بزنید و ۴ تا توییت از جزئیات بیشتر بخوانید و چند تا استوری ببینید تا بلکه از آن فضای حیرت اولیه خارج شوید، نه در ساعت خاموشی در زندان تلفن در دسترس است که زنگ بزنید به چند تا دوست و آشنا تا قدری حرف بزنید بلکه آرام شوید یا بغض‌تان سبک‌تر شود.
تنها چیزی که در دسترس هست هم صحبتی و هم اتاقی و هم بندی است. هم صحبتی آن‌هم نه به معنای همفکر! به معنای کسی که وقتی خبری شنیدی و قلبت خیلی سنگین شد بشود نیمه شب بیدارش کنی و صرفا در دغدغه مشترکی باهاش گپ بزنی و حالا موافق یا مخالف در آن موضوع نظری داشته باشد. یعنی بین آدم‌هایی که در هزار تا پرونده مالی حالا یا کلاهبرداری کرده‌اند یا گرفتار شده‌اند یا اختلاس کرده‌اند بشود یک نفر را پیدا کرد که بشود نصف شب بیدارش کرد و در مورد فلان خبر یا فلان مسائل منطقه یا فلان موضوع مقاومت و سازش و هرچیز دیگر بشود باهاش گپ زد. فقط همین!😔
الغرض من در تهران بزرگ سخت‌ترین روزهای زندان با تلخ‌ترین خبرهای این بیرون را با یکی از کسانی که گذراندم یوسف بود. برای من پیدا کردن هم صحبتی غنیمت بود. هر خبری در مورد قضایای منطقه و جنگ و اسرائیل و فلسطین می‌شد می‌رفتم خشکشویی می‌نشستیم ساعتها گپ می‌زدیم بلکه قدری آرام شویم. ولی برای مملکتی که مهمترین دارایی‌هایش اینقدر راحت دارند خاک می‌خورند و هیچ نگرانی از هدر‌رفت سرمایه‌ها و گنج‌های ارزشمندش ندارد خیلی تاسف می‌خوردم.
این چند خط را جهت ادای دین به یکی از فرماندهان جبهه مقاومت و هم‌بندی سابقم نوشتم. خدا را چه دیدید شاید به گوش کسی رسید...
نه اشتباه نکنید! نه به این امید که بالانشین ها عمیقا به این موضوعات فکر کنند و اصلاح کلانی رخ بدهند، نه!😏 فقط برای یوسف که شاید یک هفته مرخصی برایش جور کردند تا برود دخترش را گرم در آغوش بگیرد و چند شب برایش قصه بخواند. به پاس همه شب هایی که با بغض از خواب بیدارش کردم، همین...!💔 از خاطرات دوست قدیمی: وحید اشتری
📪 پیام جدید سلام استاد خداشاهده اول صبح داشتم خواب میدیدم با یکی از پشتیبانی هاتون به صورت حضوری قرار گذاشتم و همون لحظه پیام دادین که یدونه ظرفیت بلاکچین واسه من کنار بزارید 😂😂😂
توصیه جالب🥲🤍