هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
به جای خارج شدن از شهر، موندن تو خونه رو ترجیح دادی. تو اسلحه، مهمات، ابزار، غذا ذخیره کردی. خونهات رو محکم کردی، پیشی های محلتون رو به گاراژ آوردی. یه ژنراتور پروپان داشتی و میتونستی یخچال/فریزر هاتو یه مدتی روشن کنی اونو نصب کردی چون سر و صدای کمتری داشت زامبیا متوجه چیزی نمیشدن. شروع کردی به پختن غذاهای فاسد شدنی و جیره بندی اونا بعدم کنسروشون کردی. یه دستگاه آبگیری هم داشتی که باهاش تنقلات تند و میوه ای درست کردی و توی شیشه و قوطی بسته بندیشون کردی. تو با همسایههای نزدیکت رابطه خوبی داری پس بهشون زنگ زدی و نظرسنجی کردید و برنامه ای برای غلبه بر موج وحشت اولیه پیدا کردید و بعد تصمیم گرفتید باهم تو خونه یا محل تجمع دیگهای در ارتباط باشید.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@ananasmi ۪ ׄ 𖫵
Medusa✦
به جای خارج شدن از شهر، موندن تو خونه رو ترجیح دادی. تو اسلحه، مهمات، ابزار، غذا ذخیره کردی. خونهات
یعنیچی که اینقدر واقعی و نزدیک به منه؟😧
مثلا امروز اون معلم زبان داغونه داشت سکته کردن باباشو تعریف میکرد من داشتم از خنده تشنج میکردم
خیلییی خجالت آور و زشت بود😭