#آموزش_نویسندگی✍
🔸قسمت پنجم:
سوژههای ساده برای شروع نوشتن.
یکی از رایجترین دلایل ننوشتن این جمله است:
«نمیدونم دربارهی چی بنویسم.»
اما حقیقت اینه که
سوژه کم نیست؛ نگاهِ نویسندهوار کمه.
نویسندگی از اتفاقهای عجیب شروع نمیشه، از دیدنِ دقیقِ چیزهای معمولی شروع میشه🔍
👀 سوژه یعنی چی؟
سوژه یعنی:
چیزی که توجهت رو جلب میکنه.
چیزی که باعث میشه مکث کنی.
نه لزوماً مهم یا خاص بلکه قابل دیدن.
سوژه میتونه خیلی ساده باشه.
🟢 سوژههای مبتدی (مناسب شروع)
1️⃣ روزمره:
که بهش روزانه نویسی میگیم(جلوتر بیشتر بازش میکنم و توضیح میدم و تمرینات خودم براتون میفرستم😉)
2⃣ اتفاقهای معمولی که هر روز از کنارشون رد میشیم:
ایستادن توی صف.
سوار شدن به مترو یا اتوبوس.
منتظر موندن برای یک پیام.
صدای یک آدم یا یک وسیله.
3⃣ یک خاطرهی ساده: لازم نیست خاطرهی مهم زندگی باشه.
اولین باری که گم شدی.
اولین خرید تنهایی.
یک روز معمولی مدرسه.
یک بعدازظهر تکراری.
4⃣ یک شیء معمولی: چیزهایی که همیشه اطرافت هستن.
لیوان.
توپ.
کلید.
کفش.
موبایل.
دفتر قدیمی.
فرض کن این شیء حرف میزنه
یا صاحبش رو توصیف میکنه.
5⃣ یک احساس ساده: نه احساسهای عمیق و فلسفی؛
خستگی.
دلتنگی.
بیحوصلگی.
خوشحالی کوتاه.
احساس رو نشان بده، اسمش رو نگو.
مثلاً بهجای «ناراحت بودم»،
از رفتار و حالت بدن بنویس.
⚠️ اشتباه رایج تازهکارها
خیلیها فکر میکنن سوژه باید:
عجیب باشه.
خاص باشه.
عمیق باشه.
در حالی که: نوشتنِ خوب از ساده نوشتن شروع میشه.
✍️ تمرین اصلی این قسمت
1️⃣ یکی از سوژههای بالا رو انتخاب کن.
2️⃣ ۵ تا ۱۰ دقیقه بنویس.
3️⃣ پاک نکن.
4️⃣ ویرایش نکن.
5️⃣ به خوب یا بد بودن فکر نکن.
6⃣ فقط بنویس.
🎯 جمعبندی
سوژه از بیرون نمیاد؛ از توجه کردن میاد.
اگر میتونی خوب ببینی، میتونی بنویسی.
❓سؤال: کدوم نوع سوژه برات راحتتره؟
لحظه؟ خاطره؟ شیء؟ احساس؟ توی باغ انار منتظرتیم😉
#زهرا_ط✍
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
#آموزش_نویسندگی✍
🔹قسمت ششم:
توصیف یعنی جان دادن به صحنهها.
خیلیها فکر میکنند توصیف یعنی قشنگ نوشتن...
توصیف یعنی کاری کنی خواننده بتونه صحنه رو تصور کنه.
فرق این دو جمله رو ببین:
❌ کوچه تاریک بود.
✅ چراغ تیر برق خاموش بود و سایهی دیوارها روی هم افتاده بود.
جملهی اول فقط اطلاع میده.
جملهی دوم تصویر میسازه.
🔥نویسندگی یعنی تصویر ساختن.
🧠 توصیف دقیقاً یعنی چی؟
توصیف یعنی:
_بهجای برچسب زدن، نشانه بدهی.
_بهجای قضاوت، مشاهده کنی.
_بهجای گفتنِ نتیجه، صحنه را نشان بدهی.
مثال:
❌ او آدم مهربانی بود.
✅ وقتی حرف میزد، کمی جلو میآمد و با دقت به چشمها نگاه میکرد. لبخند زیبایی داشت. بدون تمسخر.
👀 چطور توصیف کنیم؟ (سه قدم ساده)
_قدم اول: برچسب را حذف کن.
کلمات کلی مثل: خوب، بد، ناراحت، زیبا، شلوغ، ترسناک.
اینها نتیجهاند، نه تصویر.
_قدم دوم: بپرس «چطور معلومه؟»
اگر نوشتی «عصبانی بود»
از خودت بپرس: از کجا معلوم؟
مثال:
❌ او عصبانی بود.
✅ دستهایش را مشت کرد و چینِ و چروک روی پیشانیاش عمیقتر شد.
_قدم سوم: از حواس استفاده کن.
بهجای نوشتن فقط آنچه دیده میشود، از صدا، بو، لمس هم استفاده کن.
مثال:
❌ آشپزخانه قدیمی بود.
✅ شیر آب چکه میکرد و بوی چای مانده توی فضا پیچیده بود.
🎯 چند مثال مقایسهای
مثال ۱:
❌ هوا سرد بود.
✅ نفسها بخار میشد و انگشتها توی جیب یخ کرده بودند.
مثال ۲:
❌ مرد فقیر بود.
✅ کفشهایش از کنارِ پاره شده بود و بندهایش گره خورده بودند.
مثال ۳:
❌ دختر استرس داشت.
✅ ناخنهایش را میجوید و هر چند ثانیه، ساعتمچیاش را نگاه میکرد.
میبینی؟ هیچجا نگفتیم «سرد»، «فقیر» یا «استرس» فقط نشان دادیم.
✍️ تمرینهای این قسمت(خیلی مهم)
تمرین ۱:
یک اتاق را در ۵ خط توصیف کن.
بدون استفاده از کلمات: بزرگ، کوچک، تمیز، شلوغ، قدیمی، جدید.
فقط تصویر بساز.
تمرین ۲:
یک «آدم ناراحت» را توصیف کن.
بدون اینکه از کلمهی ناراحت استفاده کنی.
تمرین ۳ (کمی سختتر😉):
یک صبح بارانی را طوری توصیف کن
که خواننده بدون اینکه کلمهی «باران» را ببیند، بفهمد باران میبارد.
❌ اشتباهات رایج در توصیف
1. استفاده زیاد از صفتها.
2. توضیح دادن بهجای نشان دادن.
3. طولانی کردن بیدلیل.
4. گفتن احساس بهجای ساختن موقعیت.
🛠 راهحلها (چطور بهتر توصیف کنیم؟)
✅ اگر جملهات قابل حذف است و چیزی کم نمیشود، حذفش کن.
✅ اول ساده بنویس، بعد یک جزئیات اضافه کن.
✅ از خودت بپرس: «آیا میتوانم این را ببینم؟»
اگر جواب «نه» است، هنوز توصیف نکردهای.
🎯 جمعبندی
توصیف یعنی:
چشم قرض دادن به خواننده. اگر خواننده بتواند ببیند و تصور کند، تو درست نوشتهای.
#زهرا_ط✍
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
#معرفی_کتاب📚
📖| نام کتاب: آبنبات هلدار.
✍| نویسنده: مهرداد صدقی.
❓|چرا بخونمش؟ داستانی طنز در مورد یک کودک بجنوردی که برادرش به جبهه میرود و اسیر میشود.
📃 | تعداد صفحات: ۴۱۲ صفحه.
📔 | ژانر کتاب: طنز و اجتماعی.
🏷| خلاصهی کتاب: زندگی یک خانواده ایرانی را در دهه ۱۳۶۰ و دوران جنگ ایران و عراق روایت میکند. داستان از نگاه پسربچهای به نام محسن تعریف میشود و پر از خاطرات شیرین، ماجراهای خانوادگی، خواستگاریها، رسم و رسوم محلی و شوخیهای بامزه است.
📕| تکهای از کتاب: بیبی قشقرقی به راه انداخت که بیا و ببین. با این حرفها که «شما من آدم حساب نمیکنین.» و «من آرزوی دیدن عروسی نوهم باید به گور ببرم.» و «من بگو که یک بسته رُشور امروز تو حموم تموم کردم.» و... خلاصه، از آنجا که ماندن من هم بهتنهایی صلاح نبود، همه به سمت خانه عروس راه افتادیم. البته همه که نه. عمو جواد و زن عمو هاجر نیامدند؛ چون توی مشهد زندگی میکردند و عمویم نتوانسته بود مرخصی بگیرد.
معرف: زهرا ط✅
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
#حدیث_روز📜
🔵قال امام کاظم علیه السلام: مَلعونٌ مَلعونٌ مَنِ اتَّهَمَ أخاهُ، مَلعونٌ مَلعونٌ مَن غَشَّ أخاهُ، مَلعونٌ مَلعونٌ مَن لَم یَنصَح أخاهُ.
🟡امام کاظم عليهالسلام فرمودند: ملعون است، ملعون است کسى که به برادرش تهمت بزند. ملعون است، ملعون است کسى که با برادرش دغلى کند. ملعون است، ملعون است کسى که خیرخواه برادرش نباشد.
✍منبع: عدّة الداعی، ص ۱۷۴.
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙