💌
#معرفی_کتاب
🍀قیدار تجلی یک #پهلوان است؛ از آنهایی که قولشان ردخور نداشت و پشتشان فقط به یک #خدا گرم بود، از آنهایی که قبای جوانمردی برازندهشان بود و رسمش را از بر بودند، از آنهایی که شیوه و مرامشان عجیب اما ستودنی بود.
قیدار مرد رمان رضا امیرخانی از همان آدمهای اصیل کتاب دیگرش، منِاو، است.
☘ شخصیت اصلی داستان مردی است به نام قیدار که نامش برگرفته از اسم فرزند حضرت اسماعیل است. تمام داستان حول شخصیت او تعریف می شود و هر گونه فضایل مثبت اخلاقی اعم از: رفاقت، لوطیگری، مروت، مرام، محبت و انسانیت را در خود دارد.
🌿در هشت فصل همسفر جادههای این قصه شوید، اتولها و آدمهایش نگاه شما را به زندگی عوض خواهند کرد.
📖#قیدار
📝#رضا_امیرخانی
📚 🇮🇷 @anarestan_ketab
💌
#حدیث
💠امام علی «ع»:
هر کس که با #کتاب
#آرامش یابد،
هیچ آرامشی را از دست نداده است.
▫️درر الکلم و غرر الحکم / ح ۸۱۲۶
📚 🇮🇷 @anarestan_ketab
💌
#معرفی_کتاب
•• به مناسبت ۲۶ مرداد ماه
سالگرد بازگشت آزادگان به #وطن
💠 پایی که جا ماند" کتابی است که "یادداشت های روزانه سیدناصر حسینی پور از زندان های مخفی عراق" را در بردارد.
"ناصر حسینی پور" وقتی به جبهه می رود چهارده سال دارد و هنگامی که عراقی ها او را که اکنون دیده بان واحد اطلاعات است، در #جزیره_مجنون در آخرین روزهای جنگ اسیر می کنند، تنها شانزده سال دارد. هنگام دستگیری یکی از پاهای او تقریبا قطع می شود و به رگ و پوست بند است. با این حال، در دوران پس از #اسارت، او تصمیم می گیرد که دوباره به دیده بانی و نظارت برگردد اما این بار بدون دوربین یا دکل. او تکه های کوچکی از کاغذ را از حاشیه روزنامه ها و کتابهایی که سازمان مجاهدین خلق می فرستادند، جمع آوری می کند و در لوله عصایش قرار می دهد تا همه چیزهایی را که می بیند و می شنود رمزگذاری کند.
سید "ناصر حسینی پور" این یادداشت ها را در شهریور 69 در یک دفتر کوچک 20 صفحه ای در بیمارستان 17 تموز می نویسد و آن را میان پانسمان پای زخمی خود به ایران منتقل می کند.
#آزادگان
📖#پایی_که_جا_ماند
✍🏻یادداشتهای روزانه
سید ناصر حسینی پور
📚 🇮🇷 @anarestan_ketab
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹دیدار #نویسنده ی
#کتاب پایی که جا ماند
با #رهبر_شهید
💢 دیدن این کلیپ رو از دست ندید
📚 🇮🇷 @anarestan_ketab
💌
#بریده_کتاب
«آدمی که یکبار #خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاشم نلغزیده … این حرف سنگین است … خودم هم می دانم.
خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آکبند در آمد، فلزش معلوم می شود، اما فلز خطا کرده رو است، روشن است…
مثلِ کف دست، کج و معوج خطش پیداست.
🔸از آدم بی خطا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم…!»
#قیدار #رضا_امیرخانی
📚 🇮🇷 @anarestan_ketab