eitaa logo
زیرزمین
419 دنبال‌کننده
1هزار عکس
317 ویدیو
3 فایل
بهره‌برداری شده از امپراتوری ژئوپلیتیک مانا وابسته به حزب دیکتاتوری نئوسینتِتیکا صرفا برای خنزرپنزر و خزعبلات چنل اصلی: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
-
آسمون سوراخ شده یا ابرا دارن گریه میکنن؟
منم به شیوه خودم یه تبریک عید بگم
هدایت شده از "هُرم آتشین خیال"
درختان خشکیده‌ی به‌خواب‌رفته آرام‌آرام پلک‌های سنگین‌شان را می‌گشایند و گل‌برگ‌های گل‌بهی‌رنگ بهار و صدای نوازشِ نسیم باد صبا به گوش می‌نوازند. بهار با ندای روشنی و امیدواری، بوی خون و طمعِ کینه را، پشت‌سر جا می‌گذارد و خود را برای سالِ پرمشقت و شیرینِ دیگری آماده می‌کند و جامه‌ی هزارنقش بر تن می‌کند. سالی که در پیش کفن شد، رویدادهای عجیب‌باورنکردنی و شیرینِ تلخی را به یادگار گذاشت؛ اما من به این می‌اندیشیدم که حال تمام آن کسانی که در سال پیش، ساعت پیش، و یا حتی لحظه‌ای پیش از حضور ما فارغ گشته‌اند، حال مکانی گُزیده‌اند ورای باوری که در مخیله‌ی من و شما می‌گنجد؛ مکانی بِه زِ زمینِ خاکیِ سرشار از انسان‌های فانیِ بخت‌برگشته. من به حال تمامِ زیبا‌بخت‌هایی کنون عیدی‌شان را از اشرفِ مخلوقات هستی هدیه می‌گیرند، غبطه می‌خورم؛ به حال تمام شهدای دفاع امنیت، قائد امّت، کودکانِ معصومِ صورتی‌پوشِ دبستان میناب، جوان‌مردهای حاضر در ناوِ دنا، جان‌فداهای حاضر در هوافضا، مسئولینِ خالی از هرگونه بی‌تکلفی، کودکان خردسالِ دنیاندیده، هم‌وطنی که در جای‌جای میهنم خونِ خود را در پهنای این سرزمین قراره داده است. شاید که امسال دیگر آن مردِ بزرگ‌وارِ ایران‌دوست در بینِ دوست‌دارانش نباشد تا که با لبخندی، تبریک آغاز سال نو را نثارمان کند. اما من به‌هیچ‌عنوان خود را بر این حق نمی‌بینم که به‌دلیلِ خودخواهی خویش و دل‌بستگیِ به لبخند یک مردِ عاشق‌پیشه(عشق از خدا والاتر؟!) درخواست سلبِ والاترین نحوه مرگ را از او داشته باشم. پس چنین است که من، این منِ کمترین، لبخند بر لب آورده و با خود می‌گویم: آینده بِه زِ آن است که می‌پنداری، چرا که سرتاسر عشق است و زیبایی، گرچه باشد تلخ همچو زهرِ نیشِ ماری. چنان که اسطوره‌ی ما طالبانِ عشق لب به سخن باز می‌گشاید و می‌گوید: "من در این عرصه‌ی پر رنج و زخم، ندیده‌ام و نخواهم دیدی چیزی جز لذت و شیرینی." چرا که خداوندِ خدا، آن سرمنشاءِ هستی، همان ذاتِ بی‌چون، هست که ببیند ما، در سطرسطرِ این زندگیِ پر از فراز و نشیب چطور و چگونه ناامیدی و غم را از ارواح هم‌دیگر می‌زداییم. سال جدید، گامی‌ست به سوی تلخی‌ها و شیرینی‌های بسیاری که در انتظار، چشم به در دوخته‌اند تا از راه نرسیده، تلخی و یا شیرینیِ خود را به ما بچشانند. زندگی تلخ است، شدید. و روز به روز در کلمه به کلمه‌ی این لحظات طاقت‌فرساتر هم می‌شود، و این همان دلیلی‌ست که انسان را زنده نگه می‌دارد؛ برای رسیدن به آنچه که نمی‌تواند. وگرنه چاره چیست اگر که منِ فعلی در منِ فعلی راکد بمانم و در رنج‌های رنجور خویش ترقیِ خود را به چشم نبینم؟ برای شمایی که مرا می‌خوانید(یا نمی‌‌خوانید)، آرزوی موفقیت و سربلندی بی‌همتا را برای تک‌تک‌تان آرزومندم؛ سال جدیدِ پیروزی داشته باشید.
/صفحه‌ی اول فروردین.