روبهروی یه قلعه متروکه و عجیب بالای تپههای مهآلود و سردِ آسیا ظاهر میشی؛ تو دختری بودی که بهخاطر داشتن افکار ضدعموم جامعه دست به خودسوزی زدی و حالا روحِ شادابی هستی که از بالای تپه دنیای بینهایت رو نظاره میکنی تا همدمی رو برای خودت پیدا کنی.
برای: https://eitaa.com/AnFtill8
وقتی از در رد میشی توی یک کتابخونه ظاهر میشی. تو یکی از اشخاص مهمی هستی که برای خوندن راجع به جادو و انرژیهای مختلف بیشتر عمرت رو توی کتابخونه گذروندی و خودت رو صرف خوندن کتابهایی در این باب کردی. در اون دنیا تو یکی از اشخاصی هستی که در آینده قراره تبدیل به جادوگر بزرگی بشه.
برای: اتاق زیرشیروونی
توی یه دشت مهآلود و پر از گل لاله ظاهر میشی. اینجا قبر کساییه که زمانی انسانهای شریفی بودن و الان روی مزارشون گل روییده و مهِ غلیظی بخاطر داستانهای عجیبغریب اونجا همیشه بهراهه. درواقع تو هم یکی از مردههای شریف اینجا هستی، این روحته که فکر میکنه اینجا ظاهر شده.
برای: https://eitaa.com/Root_s