میکند آشفتهام، همهمهی خویشتن
کاش برون میشدم، از همهی خویشتن
میکشد از هر طرف، چون پر کاهی مرا
وسوسهی این و آن، دمدمهی خویشتن
پنجه در افکندهام، در دل خونین خویش
گرگوش افتادهام، در رمهی خویشتن
بادهی نابم گهی، زهر هلاهل گهی
خود به فغانم از این، ملقمهی خویشتن
طفلم و بنهاده سر، بر سر دامان عشق
تا کُندم بیخود از، زمزمهی خویشتن
مست و خرابم امین، بیخبر از بود و هست
از که ستانم بگو! مظلمهی خویشتن
_سیدعلی خامنهای
Lana Del Rey10 - Paris, Texas (Ft. SYML).mp3
زمان:
حجم:
8.8M
Then the more you know
It's time to go
When you're right, you're right
Even when you're wrong
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
دعا میکنم اربعین بطلبه. هم تورو، هم منو، هم هرکس که میخواد بره، هم هرکس که فکر میکنه نمیخواد بره اما دقیقا نیاز داره بره. اربعین، یا هروقت دیگری، نمیدونم، بطلبه. ترامپم لعنت کنه. ترامپو، شمر ذیجوشن رو، چه میدونم.
زیرزمین
یهچیزی که همیشه بهش فکر میکنم اینه که وقتی میبینم تو روضهها یا همچینجاهایی مردم برای واژه کربلا
هرچند اگه نرم هم باز همینه که برام مهمه
زیرزمین
یهچیزی که همیشه بهش فکر میکنم اینه که وقتی میبینم تو روضهها یا همچینجاهایی مردم برای واژه کربلا
چیزی که باعث شد اینو شب عاشورا بنویسم نه اربعین؛ بخاطر این بود که هیئت هشتسالهای که من پنجسال توش بودم منحل شد. این بارزترین چیزی بود که این مدت ازش یاد گرفتم و همینطور اینکه هیچوقت تکیه به فرد نباشم: اینکه رهبری نباشه، تشکیلاتی نباشه، هیئت و مسئول هیئتی نباشه قرار نیست منو راکد نگه داره. من از هیئتی که با چند نفر تو خونه شروع شد تا رسید به یه جای بزرگ فهمیدم که باید همین باشم، تکیه به خودم و خدایی که منو آفریده. درست مثل اسطورههایی که همینجا پیداشون کردم که والاترینشون برای من حضرت زینب بود.