زیرزمین
یهچیزی که همیشه بهش فکر میکنم اینه که وقتی میبینم تو روضهها یا همچینجاهایی مردم برای واژه کربلا
هرچند اگه نرم هم باز همینه که برام مهمه
زیرزمین
یهچیزی که همیشه بهش فکر میکنم اینه که وقتی میبینم تو روضهها یا همچینجاهایی مردم برای واژه کربلا
چیزی که باعث شد اینو شب عاشورا بنویسم نه اربعین؛ بخاطر این بود که هیئت هشتسالهای که من پنجسال توش بودم منحل شد. این بارزترین چیزی بود که این مدت ازش یاد گرفتم و همینطور اینکه هیچوقت تکیه به فرد نباشم: اینکه رهبری نباشه، تشکیلاتی نباشه، هیئت و مسئول هیئتی نباشه قرار نیست منو راکد نگه داره. من از هیئتی که با چند نفر تو خونه شروع شد تا رسید به یه جای بزرگ فهمیدم که باید همین باشم، تکیه به خودم و خدایی که منو آفریده. درست مثل اسطورههایی که همینجا پیداشون کردم که والاترینشون برای من حضرت زینب بود.