زیرزمین
نادر ابراهیمی کجای دنیا ایستاده بود وقتی داشت دیدار اول رو مینوشت؟
کجای جنوب ایستاده بود وقتی داشت از سلیمه و امیرمَهنا مینوشت؟
کجای ترکمنصحرا ایستاده بود که آلِنی رو میدید و مارال رو در پی میگرفت؟
نادر ابراهیمی جایی نبود که من بتونم باشم؛ نادر ابراهیمی با روح موقعیتهای کتاباش حلول پیدا کرده بود، عاشقِ واقعیِ شخصیتهای کتاباش شده بود چون این همون شخصیتها بودن که عاشقِ واقعی معشوق، سرزمین و خدای خودشون بودند.
نوشتههای نادر ابراهیمی تنها نوشتههایی هستند که من هیچوقت بهعنوان امانت نمیپذیرمشون.
باید نشست و بارها خوند و بویید و بوسید این نوشتهها رو_ انگار که از قعر بهشتِ خدا سر در آوردن.
در عین پیچیدگی، قابلمفهوم و لذتبخش نوشتن، هنرِ این مرد دوستداشتنیه.
" تاریکترین مکان در جهنم برای کسانی رزرو شده که در مواقع بحرانهای اخلاقی بیطرفی خودشون رو حفظ میکنن "