در باور مردمان کرمانشاه، ایلام و کردستان دیوی به نام «کاوِرَهبَری» وجود دارد. او بالاتنهی انسان و پاهایی مانند بز دارد و معمولاً بچهای هم به دوش دارد. طبق افسانههای محلی، این دیوها در اول پاییز به مناطق گرمسیر کوچ میکنند و در اولین شب پاییز در مسیر کوچشان، به خانهی همهی افراد شهر یا روستای محل عبور خود سر میزنند تا توشهی سفر خود را جمع کنند. طبق رسم، بانوی خانه باید یک دیگ پر از آشِ دانه کولانه (ترکیبی از گندم، نخود، عدس و سبزیهای کوهی بهاری و آب قلم) درست کند و قبل از تاریکی شب در آشپزخانه بگذارد تا دیوهای کوچرو نیمهشب از آن آش بخورند. هیچکس حق ندارد که تا صبح روز بعد از آن آش بخورد. هر خانهای که این کار را انجام بدهد، «کاورهبری» به آن خانه برکت زمستانه میدهند و اگر خانهای این کار را نکند، از این برکت محروم میشود. اگر کسی قبل از دیوها از آن آش بخورد، به بیماری سختی مبتلا خواهد شد. اهالی آن مناطق میگویند که گاهی جای ملاقه یا دست را هم روی آش دیدهاند. گفته میشود که این دیوها ممکن است افراد و حیوانات اهلی را هم با خود به کوچ ببرند. برای همین اهالی شهر یا روستا در آن شب، آغل حیوانات را مهروموم و جوالدوز بزرگ آهنی روی در نصب میکنند. آنان از خانه بیرون نمیروند و به خودشان سنجاق میزنند تا آن شب را به سلامت به صبح برسانند.
vellichor_ولیکور:
به اون حس خوب و آرامشی گفته میشه که وقتی وارد کتابفروشی، گلفروشی یا لوازمالتحریری میشین تجربه میکنین.