همونجا که ژان پل سارتر تو کتاب تهوع گفته:
دلم میخواهد پا شوم بروم، بروم به جایی که در آن به راستی در جای خود باشم، جایی که با آن جور در بیایم ...
امّا جای من هیچ کجا نیست؛ من زیادی هستم .
هی دارم تایپ میکنم و پاک میکنم
کل حرفم اینه؛
تاحالا نبودن هیچ آدمی مثل ط انقد اذیتم نکرده =)
ی جمله میگم از من ب یادگار داشته باش :)
هیچکس ارزش اینو نداره ک؛
بخوای ب خاطرش از کارِت، دَرسِت، خوابت، آرامشت و هدفت بزنی :)
تاکید میکنم! هیچکس =)
میگفت: آدما همینن، وسط غذا خوردن سیر میشن و میکشن کنار وسط فیلم دیدن خوابشون میگیره و میکشن کنار وسط پیاده روی خسته میشن و میکشن کنار، به همین سادگی میتونن از آدم هم خسته بشن و برن.