هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
همیشه دارم از آدمای زیادی صحبت میکنم ، انگار که دوستا و رفیقای زیادی دارم؛ ولی حقیقت اینه که هیچکس نیست . هیچکس واقعی نیست .
فیالواقع حواسم اینجا نیست .
راستش اصلاً اینجا نیست ..
میبینم ، میشنوم ، بو میکشم ، و چیزهای دیگه ، همون حرکات ِمعمولی رو میکنم ، ولی دلم یه جای دیگهست(:
آندیا!
یه جا نوشته بود: من افتادم ته چاهِ ۵متری! تو واسم طناب ۳ متری انداختی ! بگم نیستی دروغ گفتم بگم ه
نه دوری که منتظرت باشم ،
و نه نزدیک که به آغوشت کشم :)
نه از آنِ منی که قلبم تسکین گیرد ،
و نه از تو بی نصیبم که فراموشت کنم . .
آندیا!
- از لحاظ روحی نیاز دارم . . یه چشم ابرو مشکی ، سر به زیر ، از اینا ك فرمون ُ با یه دست میگیره لی لی
از لحاظ روحی نیاز دارم . .
بگی من اینجام نگران نباش و بعد بغلم کنی .