آندیا!
منخیلیخستهشدم . .
بعضی وقتا دست تو نیست اینکه چه حسی داری و با چه حس هایی دست و پنجه نرم میکنی اما مسئولیت اینکه تا اخر عمرت این حالو با خودت حمل کنی یا جا بذاری و گذر کنی دست خودته و شبیه یه جنگه با خودت ..
ممکنه خیلی زود از پسش بربیای و ممکنه اینقدر طول بکشه که رفته رفته از خودتم بدت بیاد ..
هیشکی متوجه نیست که با کوچیکترین چیزا ممکنه حس های مزخرف بهت هجوم بیارن و تا چندین روز توی حال خودت نباشی و تو تمام اون لحظات منتظری یکی بیاد یه کاری بکنه تورو از اون جهنم ذهنت دربیاره اما میدونی که …
آندیا!
اونجا که حمید سلیمی با غمگینی گفت: کدام بوسه،کدام تن مرا از ذهن تو خط زد
اونجایی هستم که ابی میگه :
شبانه های بی تو ، یعنی حضور گریه
با من نبودن تو ، یعنی وفور گریه